- خبرها و نظرها
بعد چهارم طنز

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1348/10/11 |  نویسنده: آقاي حسن سالاری | 

AWT IMAGE

جواد علی‌زاده از کاریکاتوریست‌های با سابقه و نوآور کشورمان است و به همان اندازه که در داخل کشور مشهور است، در خارج از ایران شناخته شده است. او حود 15 سال پیش به عرصه‌ی جدیدی از طنزپردازی روی آورد که خود آن را طنز چهار بعدی نامیده است. علی‌زاده در طنزهای چهار بعدی خود تلاش کرده است مفاهیم پیچیده‌ی نظریه‌های اینشتین را به زبانی ساده اما جذاب برای مخاطبان بیان کند. کتابی که او در سال 1368 با نام شوخی با اینشتین منتشر کرد، در همان سال‌ها با استقبال دور از انتظاری رو به رو شد. برخی از کاریکاتورهای چهار بعدی علی‌زاده توجه کاریکاتوریست‌های خارجی را جلب کرد، در برخی نشریه‌های خارجی چاپ شد و جایزه‌هایی را نیز برای علی‌زاده به همراه آورد. خوشبختانه امسال که سال جهانی فیزیک است، سالی است که علی‌زاده ثمره‌ی تلاش دیرین خود را با اقبال جهانی با آثارش می‌بیند. در پایگاه اینترنتی سال جهانی فیزیک(http://www.wyp2005.org/play.html) و چند پایگاه دیگر، به پایگاه شخصی علی‌زاده، که‌کاریکاتورهای چهار بعدی خود را در آن عرضه کرده است، لینک داده شده است و هر روز بر تعداد افرادی که از آثار او بازدید می‌کنند افزوده می‌شود. برای آشنایی بیش‌تر با طنزهای اینشتینی علی‌زاده، گفت و گویی با او انجام داده‌ایم که به نظر شما می‌رسد.

فکر پرداختن به نظریه‌های اینشتین و طراحی شیوه‌ی جدیدی در طنزپردازی، که آن را طنز چهار بعدی یا ظنز اینشتینی نامیده‌اید، چگونه شکل گرفت؟

از سال‌های کودکی، اینشتین و نظریه‌هایش برای من جالب بود. داستان‌هایی که درباره‌ی زندگی این شخصیت می‌شنیدم یا می‌خواندم و مثال‌هایی که درباره‌ی نظریه‌هایش مطرح بود، توجه من را جلب می‌کرد. برای مثال، دوقلوهایی را در نظر بگیرید که یکی از آنان در زمین باقی بماند و دیگری با سرعتی نزدیک به سرعت نور  برای مدت یک سال به فضا برود و بازگردد، آن گاه متوجه می‌شود در حالی که فقط به اندازه‌ی یک سال پیر شده است، برادر زمینی‌اش حدود هفتاد سال پیر شده است! خود زمان هم برای من جالب بود؛ خود گذشت زمان و این که آیا می‌شود زمان را به عقب بازگرداند و موضوع‌های مشابه. همه‌ی این‌ها برای من جالب بود و اینشتین درباره‌ی این‌ها سخنان جالبی داشت؛ انبساط زمان، توقف زمان در اثر سرعت نور جایگاه ویژه‌ای در نظریه‌های اینشتین دارند. گذشته از این‌ها، خود شخصیت اینشتین و این که در عکسی زبانش را از دهان بیرون آورده بود، توجه من را بسیار جلب کرده بود. این عکس به من خیلی جسارت بخشید که با زبان طنز به مفاهیم علمی بپردازم. گاهی همکارانم از من می‌پرسیدند که پرداختن به موضوع‌های علمی به زبان طنز و آن هم موضوعی مانند نظریه نسبیت، تا چه اندازه‌ای درست است و شما چگونه جسارت این کار را پیدا کردید. من در پاسخ می‌گفتم، وقتی شخصیتی چون اینشتین با آن مقام علمی و شناختی که از جهان پیدا کرده است، ناگهان دنیا را به هیچ می‌گیرد و زبانش را از دهان بیرون می‌آورد، به نظر شما شخصیت  و موضوع جالبی برای طنزپردازی نیست! رئوس نظریه نسبیت نیز ظاهری طنزگونه دارند. برای مثال، همه چیز تغییر می‌کند و هر چیزی در جایگاه خاصی از دید ناظر خاصی می‌تواند موقعیت تازه‌تری پیدا کند یا هیچ چیز ثابت و مطلق نیست، زمینه‌ها و موضوع های خوبی برای طنزپردازی دارند.

AWT IMAGE

از انتشار کتاب شوخی با اینشتین بگویید.

کتاب شوخی با اینشتین را در سال 1368 منتشر کردم. این کتاب نخستین اثر در زمینه‌ی طنز علمی بود. سال‌های سال است که طنز ما بیش‌تر درباره‌ی خبرهای مطبوعات است. یک خبر بالا می‌گذاریم یک زیر نویس زیر آن. من به جای این که خبرهای روزمره، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی یا ورزشی، را استفاده کنم، عنوان‌های اصلی نظریه‌های اینشتین را مورد توجه قرار دادم و بر اساس آن‌ها کار کردم. شوخی با اینشتین را با سرمایه‌ی شخصی و با شمارگان 20 هزار منتشر کردم و بر خلاف انتظار، به خوبی از آن استقبال شد. این استقبال باعث شد من در مجله‌ای طنز و کاریکاتور، که بیش از 15 سال است منتشر می‌شود، ستونی با عنوان طنز چهاربعدی در نظر بگیرم و جالب این که پس از این همه سال ما هنوز این ستون را ادامه می‌دهیم. این موضوع برای کاریکاتوریست‌های معروف جهان، که در همایش‌های بین‌المللی با آن‌ها گفت و گو داشته‌ام، نیز جای شگفتی بود که این مجله تنها مجله‌ای است در جهان که ستون ثابتی به نام طنز چهاربعدی دارد و هنوز از نظر موضوع کم نیاورده است. به نظر من عنوان‌های اصلی نظریه‌های اینشتین نوعی کاریکلماتور است. برای مثال، نور وزن دارد یا فضا خمیده است. من و همکارانم درباره‌ی  این جمله ها موضوع‌های زیادی کار کرده‌ایم. حتی برخی از همکاران من نیز به موضوع‌های از این نوع علاقه‌مند شده‌اند. آثار آنان را در مجله‌ی طنز و کاریکاتور چاپ کرده‌ایم و این داستان همچنان ادامه دارد.

AWT IMAGE

برای آفرینش کاریکاتورهایی که در کتاب شوخی با اینشتین به چاپ رسانده‌اید، چه مراحلی را طی کردید؟ این پرسش را از این جهت می‌پرسم که رشته‌ی تحصیلی شما فیزیک نیست، اما به مهم‌ترین و بحث برانگیزترین موضوع‌های فیزیکی پرداخته‌اید.

نه‌ تنها در رشته‌ی فیزیک تحصیل نکرده‌ام، بلکه در دوران تحصیل با فیزیک و ریاضی مشکل هم داشتم. خود این موضوع هم خیلی طنز است! فیزیک من متوسط بود و ریاضی از متوسط هم پایین‌تر بود. در آن زمان سه رشته‌ی ادبی، طبیعی و ریاضی وجود داشت و به دوستانی که در رشته‌ی ریاضی تحصیل می‌کردند، به شوخی می‌گفتیم شما غیرطبیعی هستید! اما از همان کودکی بسیار کنجکاو بودم. همیشه این پرسش برای من مطرح بود که وقتی سوار قطار هستیم و سیبی را به بالا پرتاب می‌کنیم، چرا سیب توی دستمان می‌افتد، در حالی که قطار در حال حرکت است. بعدها دیدم که پاسخ این پرسش را به نوعی در موضوع حرکت و شتاب، که در نظریه‌های اینشتین مطرح است، می‌توان پیدا کرد. به هر حال، وقتی تصمیم گرفتم به اینشتین و نظریه‌هایش بپردازم، کتاب‌هایی که تا آن زمان در کشور چاپ شده بود و برخی منابع خارجی را مطالعه کردم. یکی از هدف‌های اصلی من به وجود ‌آوردن اثری بود که از نظر آموزشی نیز مفید باشد. به عبارت دیگر، می‌خواستم ضمن به وجود آوردن فضای خنده و نشاط، بر عنوان‌های اصلی نظریه‌های اینشتین هم مروری داشته باشم. بنابراین، به ناچار باید درباره‌ی این موضوع‌ها اطلاعات کافی به دست می‌آوردم. کتاب‌های زندگی اینشتین(فلیپ فرانک)، نسبیت برای همگان(مارتین گاردنر)، فرضیه‌ی نسبی اینشتین(لاوند و رومر) مفهوم نسبیت اینشتین و نتایج فلسفی آن(برتراند راسل) جهان و اینشتین(بارنت) و جهان فیزیکدانان(کلر) از جمله‌ی آثار متعددی است که بارها آن‌ها را مطالعه کردم. البته جنبه‌های ریاضی و فرمول‌ها را مطالعه نمی‌کردم. در کارهایی که تا کنون در این زمینه منتشر کرده‌ام، تلاش کرده‌ام به مفهوم علمی وفادار باشم، البته چون زبان من زبان طنز است، در حد نیاز با اغراق روی آورده‌ام. برای مثال، در کاریکاتوری اینشتین را به تصویر کشیده‌ام که نور چراغ‌قوه‌ای را به یک کفه ی ترازو هدایت کرده است و به این صورت باعث شده است آن کفه سنگین‌تر شود. هر چند در عالم واقع به چنین چیزی برخورد نمی‌کنیم، به لحاظ علمی چنین چیزی درست است و فقط با اغراق نشان داده شده است. به عبارت دیگر، من گفتار "نور وزن دارد" را به زبان کاریکاتور ترجمه کرده‌ام. بنابراین، بیش از 60 درصد کاریکاتورهای اینشتینی من بیان مستقیم نظریه‌های اینشتین، البته به زبانی دیگر، است و من تلاش کرده‌ام به تفهیم این نظریه‌ها کمک کنم.

AWT IMAGE

AWT IMAGE

عنوان‌های اصلی نظریه‌های اینشتین، نوعی کاریکلماتور است

AWT IMAGE

نخستین کاریکاتورهایی که در این زمینه کار کردید، در کدام نشریه‌ها چاپ شد؟

نخستین کاریکاتور اینشتینی من، تصویری است از اینشتین در حال نوشتن فرمول معروف E=mc2 که من حرف C را خندانده‌ام. این اثر در نمایشگاه تولنتینو ایتالیا تقدیر شد و نخستین جایزه‌ی اینشتینی را برای من به ارمغان آورد. بسیار خوشحال شدم و کار خودم را با تلاش بیش‌تر ادامه دادم. سپس، مجله‌ی طنز نبل اشپالتر  سوئیس، که قدیمی‌ترین نشریه‌ی طنز جهان با بیش از 130 سال پیشینه است، دو صفحه به کارهای من اختصاص داد و برای من خیلی جالب بود که کارهایم در کشوری چاپ شد که اینشتین سال‌ها در آن‌چا زندگی کرده بود و در مجله‌ای مورد توجه قرار گرفت که مرکزی برای  کاریکاتوریست‌های جهان بود. پس از این، برخی از کارهایم در مجله‌ی پولیتیکای یوگوسلاوی سابق منتشر شد.

AWT IMAGE

بازخورد کارهای شما در مجامع علمی چگونه بوده است؟

بعد از این که کتاب شوخی با اینشتین آماده شد،و نسخه‌ای از آن را برای مجله‌ی دانشمند فرستادم که در آن زمان تنها مجله‌ی علمی کشور بود.  خیلی علاقه‌مند بودم نظر گردانندگان آن مجله را بدانم. متاسفانه با نقد خوبی رو به رو نشدم و به نظر آنان کار من فقط "حروم شدن کاغذ" بود! خیلی جالب است که گروه علمی آن مجله، کارهای من را بسیار سطح پایین و دور از شان اینشتین دانستند. من پاسخی برای صفحه ی نقد کتاب مجله ی دانشمند  فرستادم که ما ایرانی‌ها گاهی کاسه‌ی داغ‌تر از آش می‌شویم و زمانی که خود اینشتین زبانش را از دهان بیرون می‌آورد و همه چیز را به شوخی می‌گیرد، با کارهای یک طنز پرداز این گونه واکنش نشان می‌دهید. نوشتم، شما مطلق زده شده‌اید و بهتر است اندکی "نسبی" شوید که آن‌ها نیز پاسخ من را چاپ کردند. به هر حال، در کشور خودمان با بازخورد مناسبی رو به رو نشدم. خوشبختانه، امسال که سال جهانی فیزیک است و سال سپاس‌گذاری از تلاش‌های اینشتین، در پایگاه اینترنتی سال جهانی فیزیک به پایگاه اینترنتی من لینک داده شده است که خود این نشان دهنده‌ی این است که من در کار خودم تا اندازه‌ی زیادی موفق بوده‌ام. انجمن فیزیک ایران نیز در جشن سال جهانی فیزیک از من دعوت کرد و برخی از کارهای من در محل همایش، به نمایش در آمد بود. به نظر می‌رسد امسال که سال جهانی فیزیک و سال اینشتین است، سال کاریکاتورهای اینشتینی و طنز چهار بعدی نیز هست.

این اصطلاح طنز چهاربعدی از کجا آمده است؟

همان‌طور که می‌دانید اینشتین زمان را به عنوان بعد چهارم مطرح کرد. من از این عبارت استفاده کردم و طنزهایی را که درباره‌ی اینشتین و نظریه‌هایش کار کرده‌ام، طنز چهار بعدی نامیدم. طنز در کشور ما بیش‌تر در زمینه‌های سیاسی، ورزشی و اجتماعی مطرح شده است و هدف من اضافه کردن بعد دیگری به طنز، یعنی طنز علمی و آموزشی، بوده است که در کشور ما پیشینه‌ی چندانی ندارد.

در کاریکاتورهای اینشتینی شما ردپای ماگریت را می‌بینیم. در این باره توضیح بدهید.

ماگریت، نقاش معروف بلژیکی، از شخصیت‌های مورد علاقه‌ی من است. به طور غریزی احساس کردم اگر در برخی کارهایم از شخصیت‌های مرموز به کار رفته در کارهای این نقاش استفاده کنم، در القای مفهوم معماگونه‌ی فضای نسبیتی می‌توانم بیش‌تر تاثیرگذار باشم. جالب است پس از چند سال متوجه شدم همایشی به نام ماگریت و اینشتین در بلژیک برگزار شده است. ماگریت در بیش‌تر کارهایش اشیاء معلق در فضا را گنجانده است و جاذبه را به چالش می‌کشد و به نوعی در کارهایش به فیزیک اشاره دارد. البته، من ناخودآگاه در کارهایم از شخصیت نقاشی‌های ماگریت استفاده کرده ‌بودم.

AWT IMAGE

AWT IMAGE

طنز در کشور ما بیش‌تر در زمینه‌های سیاسی، ورزشی و اجتماعی مطرح شده و هدف من اضافه کردن بعد دیگری به طنز، یعنی طنز علمی و آموزشی، بوده است.

AWT IMAGE

شما یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم علمی، یعنی نسبیت، را به کمک کاریکاتورهای خود با بیان ساده به مخاطب انتقال می‌دهید. شما چگونه توانستید در این راه موفق شوید.

سهم زیادی از نتیجه‌ای که در این راه به دست آمده است، به ذوق و علاقه و حس درونی من باز می‌گردد. بخش دیگر، به مطالعه‌ی پیوسته‌ای مربوط است که درباره‌ی اینشتین و نظریه‌هایش داشته و دارم. هر چه آگاهی من از این شخصیت و نظریه‌هایش بیش‌تر می‌شود، کارهایم شفاف‌تر و گویاتر می‌شود. من معتقدم کارهای من باید مخاطب داشته باشد و برای جذب مخاطب، بهترین راه این است که پیام خود را آن‌قدر روان و ساده بگوییم که به راحتی قابل درک باشد. البته، کارهایی نیز دارم که مخاطب خاص خود را دارند. من همیشه بین این دو موازنه برقرار کرده‌ام. هم کارهای عامه پسند دارم و هم کارهایی با پیچیدگی بیش‌تر. برای مثال، در طرح جلد همین کتاب شوخی با اینشتین، طنز روان و ساده‌ای آمده است؛ خبرنگاری از اینشتین می‌پرسد: آقای اینشتین، شما اهل کجا هستید؟ و او پاسخ می‌دهد: بنده اهل شوخی هستم! این یک ظنز ایرانی و بسیار ساده است که البته مساله‌ی ملیت اینشتین را نیز منتقل می‌کند.

پرسش پایانی، چرا کارهای شما در مطبوعات داخلی، به خصوص روزنامه‌ها، کم‌تر دیده می‌شود؟

من بیش‌تر مایل هستم کارهایم را در همین مجله‌ی خودم، طنز و کاریکاتور، چاپ کنم و علاقه‌مندان به کارهای من از همین راه با من ارتباط برقرار کنند. کاریکاتور ایران هنوز حالت حرفه‌ای پیدا نکرده است و تا زمانی که  کارهای کاریکاتوریست‌های خارجی را بدون اجازه در نشریه‌ها چاپ می‌کنند، به سرانجام درستی منجر نمی‌شود. در صورتی که کارهای من در نشریه‌های خارجی چاپ می‌شود و صورت حساب آن را به موقع برای من می‌فرستند. گاهی نیز خودم خبردار نمی‌شوم. صورت حسابی برایم می‌آید که تا کنون شش اثر از شما را چاپ کرده‌ایم و این هم چک مربوط به آن! وقتی چنین فضایی در کشور ما وجود نداشته باشد، دیگر به کاریکاتوریست حرفه‌ای احساس نیاز نمی‌شود و بسیاری در نتیجه‌ی رابطه به جایگاه‌هایی دست پیدا می‌کنند که شایستگی آن را ندارند. در چنین شرایطی ترجیح می‌دهم در مجله‌ی خودم کار کنم.

از کاریکاتورهای چهار بعدی آقای علی‌زاده بازدید کنید

نشانی مطلب در وبگاه :
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=5.105.307.fa
برگشت به اصل مطلب