جزیره دانش- کوتاه و خواندنی
ارمغان کوروش چه بود

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1386/5/31 | 

  اشپیگل فوگل در کتاب تمدن مغرب‌زمین دو نظام فرمان‌روایی آشوری و هخامنشی را با هم مقایسه کرده است. از این مقایسه به خوبی روشن می‌شود که کوروش بزرگ چه ارمغانی برای بشریت آن هم در 2500 سال پیش آورده است. دوستی، آرامش، گرامی‌داشت فرهنگ‌ها و باورها، بهره‌گیری از دستاوردهای مادی و معنوی همگان از جمله‌ی آن است.

  فوگل در توصیف فرمان‌روایی آشور چنین می‌نویسد:

  عامل نهایی در کارآیی ماشین جنگی آشور بهره‌گیری از جو وحشت به عنوان ابزار جنگی بود و در استفاده از تاکتیک ترس و وحشت اشتهار پیدا کردند. آنان در سرزمینی که می‌جنگیدند همیشه بندهای آب را می‌شکستند، شهرها را غارت و ویران می‌کردند، محصول را آتش می‌زدند، درخت‌ها به‌ویژه درختان میوه را می‌بریدند. آن‌ها در رفتار وحشیانه با اسیران شهرت داشتند. آشوربانی‌پال شرح زیر را در رفتار با اسیران از خود به جا گذاشته است:

  با سلاح سه هزار نفر از جنگجویانشان را از پا درآوردم ... بسیاری از اسیران را در آتش سوزاندم. کثیری را زنده گرفتم، دست‌های برخی را از مچ قطع کردم، برخی را نیز بینی و گوش و انگشت بریدم. چشم بسیاری از سربازان را در آوردم ... مردان و زنان جوان را به لهیب آتش سپردم تا هلاک شوند ... انبوهی از اجساد را در مقابل دروازه‌ی شهر بر دار کردم. پوست نجبای عصیانگر را کندم و بر سر تیرها آویختم ... در سرزمین خودم پوست بسیاری را کندم و بر دیوارها پهن کردم.(ص 80 و 81)

  در نظر داشته باشید که این سخنان را فرهنگی‌ترین شاه آشور گفته است، همو که کتاب‌خانه‌ی بزرگ نینوا را بنیان‌گذاری کرد و به عنوان پشتیبان علم و هنر معرفی می‌شود. به هر حال، شیوه‌ی رفتار او شیوه‌ی همه‌ی پادشاهان آشور بود و همان‌گونه که فوگل نوشته است:

  آشوریان بسیاری از اسیران سرزمین‌های تازه فتح شده را از موطنشان به آشور تبعید می‌کردند. آنان را در شهرها به عنوان کارگر ماهر و در روستاها برای کشاورزی و در مناطقی که جمعیت آن در اثر جنگ نابود شده بود، جا می‌دادند. برآورد شده که در طول سی‌صد سال حدود 4 تا 5 میلیون نفر به آشور تبعید شدند و در نتیجه جمعیتی با نژادهای گوناگون و با زبان آمیخته به وجود آمد.(ص 81)

  اما فوگل هنگامی که از ورود کوروش به بابل سخن می‌گوید چنین می‌نویسد:

  کوروش بسیاری از مقامات حکومت بابل را بر مناصب خود باقی گذاشت. بابلی‌ها به اصرار می‌گفتند که وی ادامه دهنده‌ی خط پیوسته‌ و کهن پادشاهان بابل است. او کار ویرانگر نبونید را ادامه نداد. مجسمه‌های ایزدان بابلی را که شاهان بابل از شهرها و معابد این کشور در شهر بابل گردآورده بودند، به پیروانشان باز گرداند.(ص 84)

  او با تساهل مذهبی فراوان نسبت به آنان قلوب کاهنانشان را به خود مفتون کرد. نه تنها از ایرانیان، بلکه از مقامات محلی در کشورشان نیز بهره برد و از این رو احترام اقوام مختلف را به دست آورد ... او برخلاف شاهان آشور به مهربانی و جوانمردی مشهور گردید. مادها، بابلی‌ها و یهودی‌ها همگی او را پادشاه مشروع خود می‌دانستند ... کوروش احترام عمیقی برای تمدن‌های کهن قایل بود و در ساختن کاخ خود از شیوه‌های آشور، بابل، مصر و لیدی استفاده کرد. در حقیقت کوروش احساس می‌کرد که در حال بنیان‌گذاری دولتی جهانی است و دولت او همه‌ی اقوام را در بر می‌گیرد که داری سنن و نهادهای معزز و کهن هستند.(ص85)

  با این روش بود که ایرانیان توانستند در بیش از 200 سال بر بیشتر سرزمین‌های آباد جهان فرمان‌روایی کنند. فوگل در این باره نوشته است:

  سال‌های درازی ایران صلح را نصیب خاور نزدیک ساخت و رونق و سهولت تجاری و رفاه کلی برای مردم فراهم کرد. از این رو تعجبی ندارد که بسیاری از اقوام خاور نزدیک مسرت خاطر خود را از تابعیت شاهان بزرگ ایران ابراز کرده‌اند.(ص 91)

  منبع

  فوگل، اشپیگل، تمدن مغرب زمین، ترجمه محمدحسین آریا، امیرکبیر، ج 1، 1380

 


نظر شما درباره‌ی این مقایسه چیست؟ خواهشمند است در بخش افزودن نظرات (بالا سمت چپ) بنویسید.

نشانی مطلب در وبگاه جزیره دانش:
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=1.443.842.fa
برگشت به اصل مطلب