- دانش ایرانیان
پنج نوآوری مدیریتی ایرانیان

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۳/۱۱ | 

دودمان هخامنشی نخستین‌بار در تاریخ نمونه‌ی سازمان گسترده‌ای را، که امپراتوری یا شاهنشاهی می‌نامند، به جهان غرب نشان داد. پیش از هخامنشی‌ها، مردمان تمدنی‌های دیگری مانند هیتی‌ها در آسیای صغیر و آشوری‌ها در میان‌رودان، به پایه‌ریزی امپراتوری روی آورده بودند، اما ایرانی‌ها برای سازمان امپراتوری خود نوآوری‌هایی انجام داده بودند که باعث پایداری آن شد و حتی پس از فروپاشی فرمان‌روایی هخامنشیان، در دولت‌های پس از آن‌ها ادامه یافت. آن سازمان، که یونانی‌ها از آن به نیکی یاد می‌کردند و آرزوی چنان سازمانی را داشتند، از سوی ملت‌های دیگر، چه ایرانی و چه بیگانه، باز هم به کار گرفته شد و طی زمان گسترش یافت.

از شاهانی که در پی‌ریزی آن سازمان اداری نقش چشمگیری داشت، داریوش بزرگ بود که چون حکومت پیشینیان خود را نوسازی کرد و با بازوی آهنین خود شورش‌ها را در هم شکست، به کارهای اقتصادی و اداری با ارزشی روی آورد که پایداری امپراتوری ایرانیان را به همراه داشت. او بود که بی‌نظمی پس از کشته شدن کمبوجیه را سر و سامان داد و سازمانی را پی‌ریزی کرد که تا 200 سال هم‌چنان ادامه یافت.

1. داریوش همانند کوروش به آیین‌ها و باورهای محلی به دیده‌ی احترام نگریست و حتی به شیوه‌ی آنان تاج گذاری می‌کرد و لقب‌های محلی را می‌پذیرفت، چنان‌که در مصر به مقام فرعونی رسید. اغلب نویسندگان یونانی در نوشته‌های خود از آزادی عقیده و عشق به حقیقت و عدالت و علاقه به نیکوکاری ایرانیان به نیکی یاد کرده‌اند. گزنوفون بیش از همه دلبسته‌ی ویژگی‌های ایرانیان بود و قهرمان کهن‌ترین داستان تاریخی جهان، یعنی سیروپدیا، را کوروش هخامنشی برگزید که نخستین اعلامیه‌ی حقوق بشر نیز به فرمان او نوشته شد.

2. او از توانمندی‌های همه‌ی قوم‌ها و ملت‌های زیر فرمان خود، چه درکارهای نظامی و چه عمرانی، بهره می‌گرفت و این را می‌توان به آسانی از نوشته‌ی به دست آمده از او در کاخ شوش دریافت. در آن نوشته می‌گوید که چوب سدر از لبنان آورده شد، بابلی‌ها آن را تا بابل آوردند و مردم کاریه و ایونی آن را تا شوش جابه‌جا کردند. سپس، با دقت می‌گوید که هر کدام از مصالح از کجا آمده و چه قومی آن را آورده است و از مادها، هندیان، لیدی‌ها، مصریان و بسیاری دیگر نام می‌برد که در ساختن کاخ شوش نقش داشته‌اند. به بیان دیاکونوف، باستان‌شناس روسی:" مواد ساختمانی گوناگونی که در کتیبه‌ی داریوش یاد شده است، گویا به عمد از ایالت‌های گوناگون، از سودان در جنوب غربی امپراتوری تا هند در جنوب شرقی، به شوش آورده شد تا از این راه همه‌ی سرزمین‌ها و ملت‌ها در خدمت‌گزاری به پیشگاه پادشاه ایران سهیم باشند."

3. داریوش به ساختن سکه‌های طلا و نقره فرمان داد و نظام پولی واحدی به وجود آورد تا از این راه بتوان نظام مالیاتی پایدار و عادلانه‌تری بر پا سازد. مالیات‌ها بر اساس توان اقتصادی هر ایالت تنظیم شده بود. هم‌چنین، به بازرگانان همه‌ی ملت‌ها و قوم‌ها اجازه داده بود که در سرتاسر امپراتوری به خرید و فروش بپردازند و حتی پس از جنگ‌های ایران و یونان نیز کسی مزاحم بازرگانان یونانی نمی‌شد. چنان‌که هرودوت نیز همراه همین کاروان‌های بازرگانی به ایران سفر کرد و اطلاعات کاملی را گردآورد که در کتاب تاریخ خود به یادگار گذاشته است. رشد بازرگانی باعث گردآمدن چنان ثروت انبوهی در ایران شد که به گفته‌ی آندره ایمار، خاور‌شناس فرانسوی، چشم طمع برخی از یونانی‌ها و سرانجام اسکندر را به سوی ایران دوخت.

4. داریوش همه‌ی دستگاه حکومت را به واحدهایی به نام ساتراپ(ایالت)، که همان واژه‌ی خشاتراپاوان به معنای حاکم و فرمان رواست، بخش‌بندی کرد. او برای هر ایالت مالیات مشخصی تعیین کرد. تعداد ساتراپی‌ها را از 20 تا 28 نوشته‌‌اند. او بر هر ساتراپ یک فرماندار به نام ساتراپ، که به طور معمول ایرانی بود، گماشته بود که قدرت نظامی در اختیار داشت. ساتراپ به گردآوری مالیات و کارهای قضایی می‌پرداخت. به علاوه، می‌توانست سکه‌ی نقره ضرب کند، اما ضرب سکه‌ی طلا فقط در اختیار پادشاه بود. فردی نیز بر کارهای فرماندار نظارت داشت که از او به چشم شاه یاد شده است.

5. داریوش به ساختن راه شاهی فرمان داد و در این راه، که خط اصلی آن از شوش تا سارد در ساحل مدیترانه بود، به فاصله‌های معین ایستگاه‌هایی ساخته بود. این چاپارخانه‌ها در رساندن نامه و فرمان‌های حکومتی و نیز فرآورده‌های فاسد شدنی به مرکز نقش چشمگیری داشتند. آن سازمان پیام‌رسانی را، که مورد تحسین یونانی‌ها بود، نخست مصری‌ها و سپس رومی‌ها فراگرفتند و رومی‌ها آن را در سراسر اروپا به کار گرفتند. هرودت از چاپارهای هخامنشی به نیکی یاد کرده است و می‌گوید که آن‌ها مسیر شوش، در خوزستان، تا سارد، در ساحل مدیترانه، را در 10 روز می‌پیمودند.

نظر خود را پیرامون هریک از این پنج اصل با ما در میان بگذارید و نامی برای هر اصل پیشنهاد دهید. نظر خود را در جای نظرخواهی در کناره‌ی چپ همین مقاله بنویسید.

منبع:

1. گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه‌ی محمد معین. انتشارات معین، 1383

2. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ، تاریخ ایران باستان، ترجمه‌ی روحی ارباب، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380

3. گروهی از خاورشناسان فرانسوی. تمدن ایرانی. ترجمه‌ی عیسی بهنام. انتشارات علمی و فرهنگی، 1381

نشانی مطلب در وبگاه :
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=9.225.591.fa
برگشت به اصل مطلب