دانش‌نامه- مینوی خرد
مینوی خرد

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۸۷/۷/۸ | 

مینوی خرد اندرزنامه‌ای به زبان پهلوی است که افزون بر پندهای نیکو و اندرزهای دینی، دانستنی‌هایی درباره‌ی آفرینش، رویدادهای اسطوره‌ای و رستاخیز در خود دارد. این نوشته دارای یک دیباچه و شصت و دو پرسش و پاسخ است. پرسش‌ها را شخصیتی خیالی به نام «دانا» می‌پرسد و پاسخ‌ها را از «مینوی خرد» (= روح عقل) دریافت می‌کند. این کتاب به کوشش احمد تفضلی به زبان فارسی امروزی برگردانده شده است.

  برپایه‌ی آنچه در دیباچه‌ی کتاب آمده است، دانا می‌خواست بداند که چرا بیش‌تر مردمان دارای کیش‌ها و گرایش‌های بسیارند و برای دست‌یافتن به این پرسش بنیادی به سفرهای فراوان پرداخت و با آگاهان از هر کیش و آیین به گفت و گو نشست و سرانجام دریافت که: «این کیش‌‌‌ها و گرایش‌ها که در این جهان با یکدیگر چنین ناسازگارند، نمی‌توانند از آفرینش یزدان باشند.» از این رو، در پی کسانی رفت که در دین داناتر و آگاه‌تر بودند و از آنان پرسید برای نگهداری تن و روان چه چیزی بهتر و برتر است و آنان بنابر آنچه در دین آمده بود، گفتند: «از همه نیکی‌هایی که به مردمان می‌رسد، خرد بهتر است، زیرا که گیتی را به نیروی خرد می‌توان اداره کرد و مینو را هم به نیروی خرد می‌توان از آن خود کرد.»

  گزیدهای از کتاب

  پرسش دهم، پرسید دانا از مینوی خرد که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی؟

  مینوی خرد پاسخ داد که خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد و هنری که خرد با آن نیست، آن را هنر نباید شمرد.

  پرسش چهاردهم، پرسید دانا از مینوی خرد که درویشی بهتر است یا توانگری؟

  مینوی خرد پاسخ داد که درویشی همراه با درستی بهتر است از توانگری از دارایی دیگران. چه گفته شده است که درویش‌ترین و بینواترین کس چون اندیشه و گفتار و کردارش درست باشد و آن را در کار ایزدان دارد، از هر کار نیکی که مردم در جهان می‌کنند او را هم بهره‌ای است.

  و مرد توانگر بسیار خواسته اگر خواسته از درستی گرد نکرده باشد حتی اگر آن را در کار نیک هم بپردازد، آن کار نیک از او نباشد. چه کار نیک از آن کسی است که از وی آن خواسته ربوده شده است.

  و مرد بسیار خواسته که از کوشش درست، دارایی اندوخته است و با کار نیک و شادی بخورد و نگاه دارد، او را مهتر و بهتر و برترین باید شمرد.

  پرسش شانزدهم، پرسید دانا از مینوی خرد که آن شادی کدام است که از غم بدتر است؟

  مینوی خرد پاسخ داد که آن کسی که خواسته از گناه اندوخته است و بدان شاد است، پس آن شادیش از غم بدتر است.

  پرسش هجدهم، پرسید دانا از مینوی خرد که با بیم و سخن دروغ زیستن بدتر است یا مرگ؟

  مینوی خرد پاسخ داد که با بیم و سخن دروغ زیستن از مرگ بدتراست زیرا هر کسی برای زندگی به شادی و خوشی گیتی نیاز دارد و اگر شادی و خوشی گیتی را ندارد و بیم و سخن دروغ نیز با اوست، چنین زندگی از مرگ بدتر دانسته شده است.

  پرسش بیست و پنجم، پرسید دانا از مینوی خرد که کورچشم بدتر است یا کوردل؟

  مینوی خرد پاسخ داد که کورچشم هنگامی که شناسایی به چیز دارد و آموزش گیرد باید او را درست چشم به شمار آورد. و درست چشم هنگامی که دانش و شناسایی ندارد و آنچه را آموزند نپذیرد، پس او از کورچشم بدتر است.

  پرسش شصت و دوم، پرسید دانا از مینوی خرد که کدام کار نیک از میان کارهای نیک بزرگ‌تر و بهتر است و هیچ هزینه‌ای در کار آن نیاز نیست؟

  مینوی خرد پاسخ داد که به ایزدان سپاسگزار بودن و برای همه نیکی آرزوکردن و اورمزد را به آفریدگار و اهریمن را به نابودسازی در اندیشه داشتن و یادکردن و به رستاخیز بی‌گمان بودن.

  رستاخیز در مینوی خرد

  پرسش نخستین «دانا» از مینوی خرد این است که «چگونه می‌توان نگهداری و آسایش تن را خواست بدون زیان رسانیدن به روان و نجات روان را بدون زیان رساندن به تن؟» پاسخ این پرسش که بسیار دراز است به سرنوشت نیکان و بدان پس از مرگ می‌انجامد. مینوی خرد می‌گوید که کردار نیک پارسایان به سیمای دوشیزه‌ای به پذیره‌ی روان آن‌ها می‌آید که از هر دوشیزه‌ای در جهان زیباتر و نیکوتر است. روان پارسیان می‌گوید که تو که هستی که هرگز زیباتر و نیکوتر از تو در گیتی ندیده‌ام و دوشیزه پاسخ دهد که: «من دوشیزه نیستم، بلکه کردار نیک تو هستم ای جوان نیک‌اندیش و نیک‌گفتار و نیک‌دین.» سپس شرح می‌دهد که این به سبب آن است که تو در گیتی دیدی که مردم ستم و دزدی کردند و خواسته از بزه فراهم آوردند و تو بر آفریدگان اورمزد ستم و دزدی روا نداشتی و با آن که دیدی کسی داوری دروغ و رشوه‌ستانی کرد و گواهی به دروغ داد، تو سخن راستی و درستی گفتی.

  مینوی خرد می‌گوید که چون بدکاری بمیرد روانش سه شبانه روز بر سر آن کافر می‌دود و می‌گرید که: «به کجا روم و اکنون که را به پناه بگیرم؟» و هر گناهی که کرده در آن سه شبانه روز می‌بیند و دوشیزه‌ای که به دوشیزه نمی‌ماند به پذیره‌اش می‌آید و روان بدکار می‌گوید که تو که هستی که هرگز در گیتی از تو زشت‌تر و بدتر ندیده‌ام. و پاسخ می‌شنود که: «من دوشیزه نیستم، بلکه کردار تو هستم ای زشت بداندیش بدگفتار بدکردار بددین.» سپس شرح می‌دهد که این به سبب آن است که تو در گیتی دیدی که کسی مردم نیک را پذیرایی کرد، چه به آن که از نزدیک آمده و چه به آن که از دور، اما تو مردم نیک را کوچک شمردی و پذیرایی نکردی و در خانه‌ی خود را ببستی. دوشیزه بانگ می‌زند که بی‌آبرو بودم مرا بی‌آبروتر کردی، خوار بودم مرا خوارتر کردی و رسوا بودم مرا رسواتر کردی.

  اسطورهها و آفرینش

  در مینوی خرد در کنار پرسش‌های اخلاقی از آفرینش گیتی و جانداران و اسطوره‌ها نیز سخن به میان می‌آید. برای مثال، دانا در پرسش بیست و ششم از کامکاری مردمان به روزگار کیومرث و هوشنگ و گشتاسب می‌پرسد و مینوی خرد پاسخ می‌دهد که از کیومرث سودهای فراوان به مردم رسید، از جمله از تن او فلز آفریده شد و تهمورث هفت گونه خط دبیری را پدید آورد و جمشید مردمان را از درد و پیری و آفت رهانید و کی ‌ لهراسب خوب پادشاهی کرد و دیگر فرمانروایان اسطوره‌ای چه دیوها را که از مردم دور کردند و اورمزد را خشنود ساختند.

  در پرسش چهل و سوم از چگونگی سازمان‌یافتن آسمان و زمین پرسیده می‌شود و مینوی خرد می‌گوید که آسمان و زمین و هر چیزی که درون آن است چونان تخم مرغ بزرگی است که زمین زرده‌ی آن و آب در میان زمین و آسمان چون آب در تخم است. پرسش پنجاه و پنجم درباره‌ی کوه‌ها و دریاهاست و پاسخ چنین است که برخی کوه‌ها برانگیزاننده‌ی باد و برخی بازدارنده‌ی باد هستند و برخی جایگاه ابر بارنده.

  در پرسش پانزدهم از خوراک و پوشاک مردمان پرسیده می‌شود و مینوی خرد شیر گوسفندان را بهترین خوراک و گندم را سرور غلات می‌داند. خرما و انگور را بهترین میوه‌ها و پنبه را بهترین پوشاک گفته است. از این خوراک‌ها و پوشیدنی‌ها در دیگر کتاب‌های برجای مانده به زبان پهلوی مانند بندهش و اوستا نیز یاد شده است. برای مثال، گندم هم در بندهش و هم در اوستا به عنوان سرور غلات معرفی شده است. (با توجه به این‌که آثار کشت گندم در ایران از هشت هزار سال پیش از میلاد کشف شده است می‌توانیم ایران را خاستگاه این محصول ارزشمند و راهبردی بدانیم. هم چنین است پرورش گوسفند و بز که آثار آن در خوزستان و انگور و خرما که آثار آن در شهر سوخته یافت شده است. شاید از همین روست که در این نوشته و دیگر نوشته‌های پهلوی به این آفریده‌ها ارزش وی‍ژه داده شده است.)

  تک گفته‌هایی از مینوی خرد

  •  نادان نادانی خویش را در اندیشه‌اش چنان نیک می‌پندارد که دانا دانایی خویش را.

  •  به نیرو کسی شایسته‌تر است که چون او را خشم گیرد، بتواند خشم را بنشاند و گناه نکند و خویشتن آرام گرداند.

 •  آنچه درباره‌ی هر کسی سزاوار است به کار برده شود، آشتی و دوستی است و آنچه درباره‌ی هیچ ‌ کسی نباید به کار برده شود، کین و دشمنی است.

 •  دانایی است که کسی از آن سیری ندارد و فرهنگ و هنر است که کسی نمی‌تواند آن را برباید.

 •  هر انسانی که از خرد بهره‌وری بیش‌تری دارد، بهره‌اش از بهشت بیش‌تر است.  

  منبع:

  مینوی خرد. ترجمه‌ی احمد تفضلی. تهران: انتشارات توس. چاپ چهارم 1385(چاپ اول 1354 بنیاد فرهنگ ایران)

نشانی مطلب در وبگاه دانش‌نامه:
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=19.612.952.fa
برگشت به اصل مطلب