جزیره دانش- فرزند نمونه
بازی کودکان: کار کودکان

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۸۳/۷/۱۴ |  مترجم: آقاي علی زکی زاده | 

 اهمیت بازی کردن برای کودکان ، مانند اهمیت کارکردن برای بزرگسالان است . تجربه ها و آموزه هایی راکه کودک از بازی کردن به دست می آورد، درآینده برای کار کردن استفاده می کند . در حقیقت تفاوت زیادی بین کار کردن و بازی کردن نیست . بازی خوب مانند کار خوب و بازی بد مانند کار بد است . بازی خوب باعث شادمانی کودک می شود و این شادمانی خلاقیت را در او برمی انگیزد و احساس لذت از زیبایی و موفقیت را در او به وجود می آورد.

AWT IMAGE

همه بازی ها به فعالیت جسمی و فکری نیاز دارند. اگر برای فرزندتان ماشینی بخرید و هر روز به عنوان بازی کردن آن را به حرکت در آورید و او فقط تماشا کند ، این بازی هیچ فایده ای به او نمی رساند زیرا کودک در انجام آن دخالتی ندارد. اگر کودک شما با این گونه بازی ها پرورش یابد، در آینده هیچ اراده ای از خود نخواهد داشت و نمی تواند کار جدیدی را شروع کند و از عهده مشکلاتش بر نمی آید. بنابر این، بازی کردن تا حدود زیادی شبیه کار کردن است . کار کردن ، شرکت فرد در ساختن جامعه و به وجود آوردن ارزش های اجتماعی، فرهنگی و مادی است و بازی نوعی ارتباط غیر مستقیم با این مسایل دارد .

والدین معمولا در کنترل بازی کودکان دچار اشتباه می شوند . بعضی از آنان نمی دانند یا علاقه ای به این موضوع ندارند که کودکان خودشان بهتر از هر کسی می دانند چگونه بازی کنند. بعضی از والدین نیز بیش از اندازه به بازی فرزندانشان اهمیت می دهند ! به گونه ای که در بازی آنان دخالت می کنند ، راهنمایی شان می کنند و پیش از این که خودشان فکر کنند، معماهای بازی را برای آنان حل می کنند . در این صورت ، این خود والدین هستند که از بازی لذت می برند !

اگر کودک در حال ساختن چیزی است و با مشکلی مواجه است ، پدر یا مادر کنار او می نشیند و می گوید : " این کار را نکن ، ببین! تو باید این جوری آن را انجام دهی . " کودک نیز فقط گوش می دهد و تقلید می کند . او از همان ابتدا یاد می گیرد که تنها بزرگترها هستند که می دانند هر کاری را چگونه باید انجام داد. بنابراین، وقتی بزرگ می شود، به توانایی خویش اعتماد ندارد و از شکست می ترسد .

بعضی از والدین نیز تنها به تعداد اسباب بازی ها اهمیت می دهند . آنان با صرف هزینه زیاد، برای کودکشان اسباب بازی می خرند و اتاق او را به نوعی مغازه اسباب بازی فروشی تبدیل می کنند . به این ترتیب، تنها چیزی که نصیب کودک می شود، مجموعه ای از اسباب بازی است . او بدون هیچ اشتیاقی بازی می کند، از یک اسباب بازی به اسباب بازی دیگری روی می آورد، پشت سر هم آن ها را می شکند یا خراب می کند و اسباب بازی های جدیدتری می خواهد .

بازی ها از لحاظ آثار تربیتی، در مراحل متفاوتی انجام می شوند که هر مرحله نیاز به نوع خاصی راهنمایی و نظارت دارد. اولین مرحله، بازی با اسباب بازی های درون خانه است . این مرحله تا سنین 5 یا 6 سالگی ادامه می یابد و پس از آن مرحله دوم شروع می شود . ویژگی مرحله اول این است که کودک ترجیح می دهد، به تنهایی یا به ندرت با یک یا دو تا از دوستانش به بازی بپردازد. دوست دارد تنها و با اسباب بازی های خودش بازی کند . ظرفیت های فردی کودک در این مرحله پرورش می یابند .

والدین نباید بترسند و تصور کنند که چون کودک تنها بازی می کند، ممکن است خودخواه بار بیاید.فرصت تنها بازی کردن را از او نگیرید، او هنوز نمی تواند به صورت گروهی بازی کند. نمی داند چگونه تمایلات جمعی را دریابد و اغلب با دوستانش دعوا و کشمکش دارد . نیازی نیست که به اجبار کسی را با او همراه کنید. این کار تنها او را عصبانی می کند و شوق بازی کردن را از او می گیرد. او در این سنین مهاجم است و هر چیزی را برای خودش می خواهد. با تنها بازی کردن، توانایی ها، قوه تخیل، مهارت در ساختن و سازماندهی او پرورش می یابد و این مفید است .

تمایل به یافتن دوست و بازی دسته جمعی به تدریج در کودک پیدا می شود و این تغییر در بعضی از کودکان زودتر و در بعضی دیرتر رخ می دهد . دیگران نیز در این تغییر نسبتا دشوار باید به کودک کمک کنند. مثلا کودکان بزرگتر به کودکان کوچک تر کمک کنند . کنترل این مرحله مشکل تر است و کودک در عرصه اجتماعی وسیع تری قرار می گیرد . این مرحله تا سنین 11 تا 12 سالگی ادامه دارد.

مدرسه ، مجموعه ای از تمایلات ، سلیقه ها و دوستان را در بر دارد . کودکی که تا پیش از این در محیط خانواده بود ، وارد جامعه ای از کودکان می شود که دستورالعمل ها و کنترل های اجتماعی ویژه ای دارد . کودک به تدریج برای ورود به مرحله سوم که عرصه جتماعی بزرگ تری است ، آماده می شود . مرحله ای که در آن ، نه تنها بازی کردن ، بلکه کار و مطالعه نیز صورت می گیرد . در این مرحله بازی به ورزش تبدیل می شود و قواعدی اجتماعی پیدا می کند .

در تمام این سه مرحله ، نقش والدین بسیار برجسته و با اهمیت است . آنان در هدایت بازی کودکان باید به این نکات توجه کنند :

•  کودک باید مرتبا بازی کند ، بسازد و ترکیب کند؛

•  بدون کامل کردن یک مرحله ، به مرحله دیگر نرود ؛

•  همه اسباب بازی ها ارزشمند هستند . محل بازی کودک باید همیشه پاکیزه و منظم باشد . او نباید اساب بازی ها را بشکند . بلکه باید آن ها را دوست داشته باشد . ( البته اگر اسباب بازی خراب شد یا شکست ، نباید او را مدت زیادی در انتظار بگذارید و آزار بدهید ) .

اگر کودک با مشکلی مواجه شد و نتوانست آن را حل کند ، یا این که نسبت به بازی بی میل شد ، به او کمک کنید چند معمای جالب را حل کند ، یا این که چیز جدیدی برای او بیاورید ، یا خودتان نیز با او بازی کنید . وقتی کودک به بیرون از خانه می رود و گروهی از کودکان همسن خود را می بیند ، والدین باید بدانند که این کودکان چه کسانی هستند و چگونه بازی می کنند . گاهی مراقبت یکی از پدرها و مادرها ، می تواند باعث بهتر شدن زندگی تعداد زیادی از کود کان شود .

در مرحله دوم بازی های کودکانه ، ارتباط کودک و والدین بسیار مهم است . گاهی والدین از فعالیت های کودکان خود در خارج از خانه راضی نیستند ؛ زیرا فکر می کنند ، نمی توانند کنترل مناسبی روی آنان داشته باشند . در حالی که کار خیلی سختی نیست . در این مرحله ، بچه ها غالبا جر و بحث می کنند و از همدیگر شکایت دارند . والدین نباید به سرعت جانب فرزند خود را بگیرند و با والدین کودک مقابل بگو مگو کنند . حتی اگر کودک شما عصبانی ، صدمه دیده و گریه کنان پیش شما آمد، برای دعوا با کسی که آزارش داده است و والدین او عجله نکنید . با آرامش از کودکتان سوال کنید و سعی کنید ، تصویر واضحی از آن چه اتفاق افتاده است ، پیدا کنید . معمولا هر دو طرف مقصر هستند . شاید کودک شما نیز کنترل خود را از دست داده باشد . برای او شرح دهید که همیشه برای حل مشکلات و درگیری ها راه حل ملایم تری نیز وجود دارد . سعی کنید کودکتان را با کودکی که با او دعوا کرده است ، روبه رو کنید و او را به عنوان مهمان به خانه دعوت کنید ، با او حرف بزنید ، با والدینش آشنا شوید و بدین طریق قضیه را حل کند .

مهم ترین مسأله این است که شما تنها فرزند خودتان را نبینید ، بلکه همه کودکان را در نظر داشته باشید و با والدین آن ها همکاری کنید تا همگی آن ها به درستی تربیت شوند . اجازه بدهید کودکتان ببیند که شما به خاطر تعصب خانوادگی ،‌ اختیار خود را از دست نمی دهید ،‌بلکه با انگیزه های اجتماعی با مسایل رو به رو می شوید . به این ترتیب او رفتار شما را الگوی خودش قرار می دهد .

در مرحله سوم ، کنترل بازی های کودکان در دستان مسوولان مدرسه و مربیان ورزش خواهد بود . البته والدین نیز می توانند تاثیر مفیدی در شخصیت بچه داشته باشند . آنان باید مواظب باشند که تمام توجه کودک به بازی معطوف نشود و کارهای دیگرش را نیز انجام دهد. والدین باید کودکان را تحریک کنند که در موفقیت های گروهی یا تیمی نیز مانند موفقیت های شخصی احساس شادی و سرافرازی کنند. باید از لاف زدن های کودک جلوگیری کنید و به او بیاموزید که به توانی های طرف مقابلش نیز احترام بگذارد و در گروه خود به انضباط، سازماندهی و آموزش توجه کند. به او یاد بدهید آرامش خود را حفظ کندو در پیروزی ها یا شکست ها کنترل خود را از ست ندهد.

در این مرحله از رشد بهتر است والدین با دوستان هم تیمی یا هم گروهی کودکشان آشنا شوند. آنان باید مراقب باشند که تمام توجه و زندگی کودک معطوف به ورزش و بازی نشود، بلکه عادت ها و توانی های کاری او نیز به درستی پرورش یابند.

در آخر یاد آور می شوم که بازی کردن اهمیت زیادی در زندگی انسان دارد و به نوعی آمادگی برای کار کردن است. و به تدریج با آن تبدیل می شود. بسیاری از والدین توجه کافی به بازی کودکشان نمی کنند. یا حتی او را به کلی رها می کنند. گاهی نیز با مراقبت شدید و اسباب بازی زیاد او را احاطه می کنند. والدین باید در هر مرحله از بازی ها روش متفاوتی پیش بگیرند و همیشه به کودک شانس دور شدن از وابستگی و پیاده کردن استقلال را بدهند تا توانایی هایش را به خوبی پرورش دهد. از کمک کردن به آنان در موقعیت های سخت نیز خودداری نکنید.

منبع:

نشانی مطلب در وبگاه جزیره دانش:
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=1.51.125.fa
برگشت به اصل مطلب