جزیره دانش- کوتاه و خواندنی
گفت و گوی علمی ناصرالدین شاه و دکتر پولاک

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1386/2/2 | 

  یاکوب ادوارد پولاک(1891-1818)، پزشک ویژه‌ی ناصرالدین شاه، به خواست امیرکبیر برای آموزش پزشکی به دارالفنون فراخوانده شده بود. او پس از ده سال زندگی در ایران به اتریش بازگشت و کتابی درباره‌ی ایران و مردم ایران منتشر کرد. از لابه‌لای این کتاب با گوشه‌هایی از وضعیت ایران به روزگار قاجار آشنا می‌شویم. در این جا به یکی از روایت‌های او اشاره می‌شود که در آن ناصرالدین‌شاه با "دلایل علمی" پولاک را مجاب می‌کند که ایران نباید جاده‌ی شوسه داشته باشد!

  دکتر پولاک در فصل دوم کتاب خود ایران را مساعدترین کشور برای جاده‌سازی می‌داند، زیرا "زمین محکم که تقریبا به زیرسازی نیازی ندارد و کمی باران و معادن سرشار آهن، جاده‌سازی را آسان کرده است. ولی یادآوری می‌کند که باوجود همه‌ی این‌ها، در سراسر ایران هیچ جاده‌ی شوسه‌ای وجود ندارد و البته بهانه‌ی پادشاه هم بسیار مضحک است:

  "از میان علل مختلفی که باعث شده است جاده‌سازی در بوته‌ی فراموشی بیفتد، باید پیش از همه از سستی و ندانم کاری حکومت‌ها یادآوری کرد. حکومت‌هایی که نمی‌توانند از قدرت تولیدی این مملکت بهره‌برداری کنند و از میزان امکانات صادراتی مواد خام و محصولات صنایع دستی، که با وجود موانع مختلف باز وجود دارد، هیچ تصوری ندارند.

  شاه روزی به من اظهار کرد: ایران معادن فلزات گران‌بهای خود را استخراج نمی‌کند. ما طلا و نقره‌ی خود را از راه کیمیاگری به دست می‌آوریم. اما بازرگانان و فروشندگان بهتر می‌دانند که این فلزات گران‌بها از کجا می‌آید. دلیل دیگر عدم عنایت به جاده‌سازی، که احمقانه است، این است که دشمن نتواند به راحتی به مملکت ما سرازیر شود.

  از این گذشته، فقدان چوب و آهن مانع مهمی به شمار می‌آید، زیرا چوب جنگل‌های انبوه ساحل خزر از راه جاده‌های غیرشوسه کنونی نمی‌تواند از مبدا حمل کرد و به همین ترتیب، ذخایر و گنجینه‌های پرعیار آهن و مس، مانند معادن زغال‌سنگ وسیع آن، دست‌نخورده در دل خاک نهفته باقی مانده است.

  پس از این همه، باید در اختیار داشتن جانوران بارکش عالی را ذکر کرد. اسب، قاطر، الاغ وشتر و قدرت مقاومت و اطمینانی که این جانوران در طی طریق دارند، باعث شده است که ایرانیان بپندارند به هیچ وسیله‌ی دیگری نیازی نیست. من روزی در رکاب شاه به بلندی 12 هزار پایی رفته بودم. پس از رسیدن به آن‌جا شاه از من پرسید: آیا اسب‌های فرنگ قدرت مقاومت در برابر چنین سفری را دارند؟ هنگامی که پاسخ منفی دادم، گقت: اگر شما هم دارای اسب‌های ما بودید هیچ گاه دنبال جاده‌سازی نمی‌رفتید."

  دکتر پولاک در ادامه با اندوه فراوان از کوشش‌های امیرکبیر برای جاده‌سازی و ایجاد چاپارهای پستی سخن می‌گوید،‌ آن هم در کشوری که روزی طولانی‌ترین وبهترین جاده‌های دنیا را داشت.

  منبع:

حکیمی، محمود. داستان‌هایی از زندگی امیرکبیر. دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سی و هفتم، 1384

نشانی مطلب در وبگاه جزیره دانش:
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=1.443.785.fa
برگشت به اصل مطلب