جزیره دانش- دانش آموزان
مغز و هزاران سلول عصبی : یادگیری در جانوران

حذف تصاویر و رنگ‌ها نویسنده: آقاي حسن سالاری | 

چه چیزی انسان را از سایر جانوران باهوش‌تر می‌سازد؟ جواب این پرسش مغز ما است. مغز ما از بزرگترین مغزهای جانداران است. اما تنها بزرگی اندازه مغز باعث باهوشی نمی‌شود. نهنگ‌ها و فیل‌ها مغزهای بزرگتری دارند اما آن‌ها از عهده یک آزمون هوش ساده هم بر نمی‌آیند!


AWT IMAGE

 

اندازه نسبی مغز از اهمیت بیشتری برخوردار است. مغز انسان حدود 35/1 کیلوگرم وزن دارد و حدود 2% وزن بدن را تشکیل می‌دهد. بزرگترین مغز جهان به نهنگ‌ها تعلق دارد که 9 کیلوگرم وزن دارد، اما تنها 02/0 درصد از وزن جانور را به خود اختصاص می‌دهد. بیشتر فعالیت مغزی این جانوران به هماهنگ ساختن کار ماهیچه‌ها معطوف است و بخش کمتری از آن بر فعالیت‌های مرموز عقل و تفکر اختصاص یافته است. علاوه بر وزن نسبی مغز، اندازه مخ و میزان چین‌خوردگی سطح آن که حاکی از پیچیدگی درونی آن است نیز در میزان هوش موثر است. مخ ما نسبت به سایر جانوران بزرگتر است.

اگر چه مغز ما پیچیده‌ترین مغز است، اما ساده‌ترین جانوران نیز می‌توانند کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهند. هر جانوری با غرائزی به دنیا می‌آید. غرائز چیزهایی هستند که به طور خودکار می‌توانند انجام گیرند. بسیاری ازجانوران تنها با غرائز می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند. اما بعضی می‌توانند با استفاده از مغزشان مهارت‌هایی را نیز بیاموزند.

زنبورهای عسل مغز بسیار کوچکی دارند که وزن آن کمتر از 01/0 گرم است. اما همین مغز کوچک می‌تواند اطلاعات پیچیده را فرا گیرد. این زنبورها می‌توانند بیاموزند که کدام گل ها بهترین شهد را دارند و چه زمانی بهترین موقع برای سرزدن به آنهاست.

AWT IMAGE

 

زنبورهای عسل می‌توانند اطلاعاتی را که فرا گرفته‌اند به سایر زنبورها منتقل سازند. وقتی زنبوری قطعه‌ای مملو از گل‌های خوش شهد را می‌بیند به کندو باز می‌گردد و با رقص ویژه‌ای زنبورهای دیگر را از وجود گل‌های شهد دار مطلع می‌سازد.

AWT IMAGE

 

بسیاری از جانوران ذخیره غذای خود را برای زمستان مخفی می‌کنند. اما اگر آنها نتوانند دوباره آنها را پیدا کنند باید در زمستان با گرسنگی پنجه نرم کنند. پرنده‌ای فندق شکن به نام کلارک از حافظه بسیار خوبی برخوردار است. او دانه‌های کاج را در بیش از هزار جای مختلف ذخیره می‌کند و می‌تواند دوباره آنها را پیدا کند! انسان از عهده چنین کاری بر نمی‌آید. مغز میمون‌ها و انسان ریخت‌ها به مغز ما شباهت دارد. چهار نوع انسان ریخت وجود دارد که به تناسب جثه عبارتند از: ژیبون، شمپانزه، اورانگوتان و گوریل. ژیبون (که چند نوع دارد) به طور متوسط کمتر از یک متر بلندی و حدود 10 تا 15 کیلوگرم وزن دارد. گرچه دم ندارد ولی دستهایش به قدری دراز است که روی شاخه‌ها از این دست به آن دست حرکت می کند. ژیبون با داشتن جثه کوچک و احتیاج زیادی که به دست و پای خود دارد تعجبی ندارد اگر کم هوش‌ترین انسان ریخت‌ها است.

AWT IMAGE

سه نوع انسان ریخت دیگر که به جثه آدمی یا از آن بزرگ‌ترند به انسان ریخت‌های بزرگ معروف هستند. وزن مغز اورانگوتان 340 گرم، وزن مغز شمپانزه 380 و وزن مغز گوریل 540 گرم است. از میان این سه نوع انسان ریخت شمپانزه باهوش‌تر به نظر می‌آید، زیرا وزن زیاد مغز گوریل به وسیله جثه بزرگش خنثی شده است. دانشمندان توانسته‌اند به شامپانزه‌ها بعضی از آداب معاشرت انسان‌ها را بیاموزند. بعضی از شامپانزه‌های تعلیم دیده می‌توانند مسائل ریاضی ساده را حل کنند.

میمون‌ها و انسان‌ریخت‌ها مانند ما زندگی اجتماعی دارند . آنها نه تنها به غذا و دفاع از خود نیاز دارند بلکه به با هم بودن نیز نیازمندند. به یک نمونه از فعالیت‌های هوشمندانه آنها توجه کنید.


روزی شمپانزه ماده هنگام گردش در جنگل به مقداری موز برخورد.

 مشغول خوردن آنها شد که سر و کله شامپانزده نری پیدا شد.


AWT IMAGE


موزها را پشت خود پنهان کرد و طوری رفتار کرد که در حال وقت گذرانی است.


AWT IMAGE


وقتی شمپانزه نر از آنجا دور شد او مشغول خوردن موزها شد.


AWT IMAGE


اما شامپانزه نر که فهمیده بود کاسه‌ای زیر نیم کاسه است پشت درختی پنهان شده بود و او را می‌پایید.


AWT IMAGE


در نهایت شمپانزه ماده با ناراحتی موزها را به شامپانزه نر داد و در عمق جنگل ناپدید شد.


AWT IMAGE



شامپانزه ماده مغزش را به کارگرفته بود تا اوضاع را بسنجد. او دریافته بود که شامپانزه نر بر او غالب می‌شود و این به مفهوم از دست دادن موزها بود. وقتی هم که مچش باز شد، او می‌دانست که برای اجتناب از درگیری باید موزها را به دیگری واگذارد. جانوران اندکی می‌توانند این طور موقعیت سنجی کنند. اگر شما به جای شامپانزه بودید چه می‌کردید؟

بازگشت به مقاله اصلی

 

نشانی مطلب در وبگاه جزیره دانش:
http://jazirehdanesh.com/find.php?item=1.210.22.fa
برگشت به اصل مطلب