Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه‌ی اصلی
شاگردان دیروز
تاریخ علم
آزمایشگاه علوم
نام‌آوران ایران
جهان جانوران
دانش‌آموز نوآور
بدن انسان
پرسش‌های علوم
سرزمین من
آن‌چه پسندیده‌اید
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: یوسف ثبوتی: بنیان‌گذار نخستین رصدخانه‌ی پژوهشی ایران
:: ابوالقاسم غفاری: هموارکننده‌ی راه آپولو
:: هفت‌سین چیست؟
:: آشنایی با پزشکان و داروشناسان بزرگ
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
:: کتاب‌های اخترشناسی و فضا منتشر شد
:: پژوهشگر تاریخ علم چه کار می کند؟
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: سرشت علم و جایگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: سرگذشت کتاب مرجع در ایران
:: دو خدای بی‌مصرف
:: امیراعلم و بهداشت در ایران
:: روزی که گالیله آموزش پزشکی را رها کرد ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۷/۵/۲۴ | 

  گالیله، بزرگترین فرزند خانواده‌ی سرشناسی بود که در گذشته ثروت و نفوذ بسیاری داشت، ولی در دوران نشو و نمو گالیله دچار فقر وتنگدستی شده بود. او تا یازده سالگی در خانه آموزش دید. پدر که نوازنده دربار بود و با امیران و اشراف نشست و برخاست داشت، خودش او را آموزش می‌داد و گاهی نیز از معلمان خصوصی کمک می‌گرفت. گالیله، نواختن عود و چنگ را تا سر حد استادی آموخت و در فن موسیقی از پدر پیشی گرفت. در همه‌ی دوران زندگی، نواختن عود برای او همراه با لذت و آرامش بود.

  گالیله در دوازده سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در صومعه‌ای در سی کیلومتری شرق فلورانس آغاز کرد. روش زندگی در صومعه، به اندازه‌ای در نظر گالیله خوشایند آمد که در پانزده سالگی جامه‌ی طلبگی بر تن کرد، ولی پدرش که از این وضع ناراضی بود، او را به بهانه درمان عفونت چشم از صومعه بیرون برد. چشم درد گالیله واقعی بود. او را برای معالجه، نزد پزشک بردند، اما قصد اصلی پدر این بود که پسرش دیگر به آن صومعه بازنگردد.

  پدر گالیله مایل بود پسر بزرگش شغلی پردرآمد و آبرومند داشته باشد. او می‌خواست گالیله نیز مانند نیای مشهور و ثروتمندش، پزشک شود. به همین جهت در سال ۱۵۸۱ میلادی، گالیله به دستور پدرش به عنوان دانشجوی پزشکی در دانشگاه پیزا نام‌نویسی کرد. گالیله در دانشگاه به عنوان دانشجویی خودسر و خرده‌گیر معروف شد که با استادان خود بحث و مناظره می‌کرد و نظریات ارسطو را به چالش می‌کشید. 

  در سال ۱۵۸۳ میلادی، هنگامی که گالیله سال دوم پزشکی را می‌گذراند، برحسب تصادف، سخنرانی استاد ریاضی مجربی را شنید. او سراپا مجذوب سخنان استاد شد. این نخستین برخورد واقعی گالیله با ریاضیات بود. پس از آن، در برابر کلاس ریاضیات استاد مورد علاقه‌اش می ایستاد و به سخنان او با علاقه گوش می‌داد. سرانجام، گالیله جزوه‌های پزشکی را کنار گذاشت و مطالعه‌ی مثلثات اقلیدس را آغاز کرد.

  گالیله‌ی جوان، پیشرفت زیادی در ریاضیات کرد. از این رو، مدتی بعد، از پدر خواست تا اجازه دهد پزشکی را رها کند و به تحصیل ریاضیات بپردازد. پدر که می‌دانست برای یک ریاضی‌دان فرصت‌های شغلی محدودی وجود دارد، با این کار مخالفت کرد. ولی گالیله به هر روش که بود مطالعه‌ی ریاضیات را ادامه داد. سرانجام در سال ۱۵۸۵ میلادی دانشگاه را بدون دریافت مدرک ترک کرد. او با تدریس خصوصی ریاضیات و فلسفه طبیعی، امرار معاش می‌کرد. اما در سال ۱۵۸۹ به‌اندازه‌ای در ریاضیات پیشرفت کرد که به عنوان استاد ریاضیات در دانشگاهی مشغول فعالیت شد که چهار سال پیش بدون دریافت مدرک آن را ترک کرده بود.

  اما شیرینی این موفقیت با درگذشت پدر و به ارث گذاشتن کوله‌باری از بدهی برای گالیله، خیلی ‌زودی به تلخی گرایید. پدر پیش از مرگ، جهیزیه سنگینی برای دخترانش تقبل کرده و حال که او مرده بود، مسئولیت این کار بر شانه‌های گالیله سنگینی می‌کرد. گالیله نتوانست از عهده این مسئولیت برآید. به همین جهت هر دو داماد از او شکایت کردند تا این که یکی از دوستانش در این راه به او کمک کرد. این تجربه‌ی تلخ باعث شد سال‌ها بعد گالیله دو دخترش را به صومعه‌ای بسپارد تا به این ترتیب نه آنان به پشتیبانی مالی گالیله احتیاج داشته باشند و نه گالیله مجبور باشد جهیزیه سنگینی برای آنان بپردازد!

  گالیله چه در دوران تحصیل و چه در دوران تدریس در دانشگاه، با مشکلات مالی زیادی دست به گریبان بود. در آن زمان، ریاضیات رشته تحصیلی مهمی به شمار نمی‌رفت و حقوقی که یک استاد ریاضیات می‌گرفت، در مقایسه باحقوق استادان دیگر، بسیار ناچیز بود؛ حقوق سالانه‌ی یک استاد پزشکی هزار کرون، اما حقوق سالانه‌ی یک استاد ریاضی فقط شصت کرون بود. تدریس خصوصی به پسران افراد ثروتمند و بانفوذ، بخشی از هزینه زندگی او را فراهم می‌کرد. بخش دیگری از درآمد او از نوشتن کتاب و اختراع ابزارهای ساده، اما سودمند، به دست می‌آمد.

  در سال ۱۹۵۶، گالیله پرگار ویژه‌ی به نام «پرگار هندسی و نظامی» ابداع کرد که در واقع ابزاری برای محاسبه بود. در دوره‌ای که هنوز ماشین حساب اختراع نشده بود، چنین ابزاری کارایی بسیار داشت. به تدریج استقبال از آن پرگار چنان زیاد شد که گالیله صنعتگری را برای ساختن آن استخدام کرد. او پرگار را به‌نسبت ارزان می‌فروخت، ولی از راه آموزش چگونگی کار آن به خریداران، درآمد خوبی به دست می‌آورد. او می‌کوشید تا حد امکان چگونگی کار با آن را مخفی نگه دارد تا بتواند برای آموزش کار با آن، درآمدی کسب کند و پس از سال‌ها کسب درآمد به این شیوه، دستور کار با این پرگار را منتشر کرد. به هر حال، او با همه‌ی مشکلاتی که داشت یک لحظه از کوشش برای روشن ساختن زوایای تاریک دانش بشر کوتاهی نکرد.

 برگرفته از: کتاب گالیله در ۹۰ دقیقه نوشته: جان و مری گریبین/ترجمه‌ی پریسا همایون‌روز

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 6943 بار   |   دفعات چاپ: 2114 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 340 بار   |   0 نظر
Persian site map - English site map - Created in 0.055 seconds with 947 queries by yektaweb 3503