Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه‌ی اصلی
شاگردان دیروز
تاریخ علم
آزمایشگاه علوم
نام‌آوران ایران
جهان جانوران
دانش‌آموز نوآور
بدن انسان
پرسش‌های علوم
سرزمین من
آن‌چه پسندیده‌اید
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: یوسف ثبوتی: بنیان‌گذار نخستین رصدخانه‌ی پژوهشی ایران
:: ابوالقاسم غفاری: هموارکننده‌ی راه آپولو
:: هفت‌سین چیست؟
:: آشنایی با پزشکان و داروشناسان بزرگ
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
:: کتاب‌های اخترشناسی و فضا منتشر شد
:: پژوهشگر تاریخ علم چه کار می کند؟
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: سرشت علم و جایگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: سرگذشت کتاب مرجع در ایران
:: دو خدای بی‌مصرف
:: امیراعلم و بهداشت در ایران
:: روزی که مندل از غم نان رهایی یافت ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۹/۲۵ | 

  پدر مندل کشاورزی بود که دست‌کم سه روز در هفته برای مالک زمین در شرایطی بسیار سخت و طاقت‌فرسا کار می‌کرد تا سرانجام روزی خودش مالک زمین کشاورزی شود. او به پرورش درختان میوه علاقه‌ی زیادی داشت و باغ میوه‌ی کوچک خود را با پیوندهایی بهبود می‌بخشید که کشیش ناحیه، پدر شریبر، در اختیارش می‌گذاشت. یوهان جوان که پس از راهب شدن گرگور مندل نام گرفت، در این کار به پدرش کمک می کرد. او از همین جا با باغبانی و باغداری آشنا شد.

  پدر شریبر در مدرسه دهکده درس می‌داد. کودکان در آن مدرسه نه تنها خواندن و نوشتن می‌آموختند، بلکه با تاریخ طبیعی و علوم نیز آشنا می‌شدند. مندل شاگرد ممتازی بود. پدر شریبر که به گرایش بسیار زیاد مندل به فراگیری دانش پی برده بود، پیشنهاد کرد که پدرش او را به مدرسه‌ی بهتری بفرستند.

  یوهان تنها پسر خانواده‌ی مندل بود و پدر بهتر می‌دانست پسرش در آینده کار او را پیشه کند. با وجود این، تجربه‌ای که او در جنگل‌های ناپلئون به دست آورده بود، میدان دیدش را گسترده‌تر کرده بود. از این رو، با وجود امکانات بسیار اندک، هر آنچه در توان داشت، به کار گرفت تا پسرش آینده بهتری داشته باشد.

  یوهان، تحصیلات ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و برای رفتن به دبیرستان آماده شد. رفتن به دبیرستان، خانواده‌ی مندل را در تنگنا گذاشت. پدرش نمی‌توانست از نظر مالی کمک زیادی به او بکنند. از این رو، یوهان مجبور بود برای فراهم کردن نیازهای مالی خود کار کند. با وجود این، او با موفقیت به تحصیل ادامه داد تا این که در شانزده سالگی با رویداد ناگواری رو به رو شد.

  پدر مندل در یک تصادف به شدت آسیب دید و مجبور شد کار در مزرعه را رها کند. به این ترتیب، یوهان باید کل هزینه‌ی تحصیل خود را به تنهایی فراهم می‌کرد. او به خاطر کار زیاد و تغذیه نامناسب، مریض شد. با وجود این، دبیرستان را با موفقیت به پایان رساند و خود را برای رفتن به دانشگاه آماده کرد.

  از آن جا که یوهان سرگرم تحصیل بود و نمی توانست در کار مزرعه به پدر کمک کند، آنتوان مندل تصمیم گرفت سرپرستی مزرعه را به دامادش واگذار کند. داماد نیز متعهد شد که هنگام ورود یوهان به صومعه، صد فلورین به او بپردازد. همچنین، او پذیرفت که هزینه‌ی جهیزیه زنش را فراهم کند. بلافاصله پس از این که قرارداد امضا شد، خواهر مندل سهم جهیزیه اش را به برادرش داد تا تحصیلات خود را تکمیل کند. به این همه، در پایان آن سال، همه‌ی بودجه خانواده به پایان رسید.

  در چنان شرایطی، تنها امید خانواده، کشیش شدن یوهان بود! مندل امیدوار بود به عنوان کشیش، کاری مانند معلمی در مدرسه پیدا کند و در زمان فراغت به پژوهش‌های علمی بپردازد. مندل کار تازه‌ی خود را در صومعه‌ای آغاز کرد که یک زیست‌شناس، یک ستاره‌شناس، یک فیلسوف و یک آهنگساز داشت. بر پایه‌ی یک حکم سلطنتی، آنان مسئولیت آموزش مسائل دینی، فلسفی و ریاضیات را بر عهده داشتند. آن صومعه به‌راستی یک دانشگاه کوچک بود.

  آن دانشگاه کوچک برای تکمیل گروه کوچک استادانش به شاگرد جوانی نیاز داشت که مایل به پیوستن به صومعه باشد. از این رو، مندل به سفارش استاد فیزیکش، که مندل را در رشته فیزیک بهترین می‌دانست، به صومعه پیوست. چند سال بعد، مندل در یکی از یادداشت‌هایش چنین نوشت: "این قدم، تغییری اساسی در زندگی‌ام به وجود آورد. احساس می‌کنم به نقطه‌ای از زندگی رسیده‌ام که دیگر به مبارزه‌ی تلخ برای زنده ماندن نیازی ندارم." او دیگر نگران به دست آوردن لقمه نانی نبود و سرانجام می‌توانست از نظر مالی به خانواده‌اش کمک کند و بخشش سخاوتمندانه خواهرش را با فراهم کردن مخارج تحصیل پسرانش جبران نماید.

  مندل به عنوان کشیش ناحیه و کشیش بیمارستان به کار پرداخت. اما کار در بیمارستان برای مندل مناسب نبود و مجاورت با انواع بیماری‌ها او را بیمار کرد. به همین جهت، او برای تدریس به یکی از دبیرستان‌های ناحیه فرستاده شد. این کار برای مندل بسیار مناسب بود. او ریاضیات و ادبیات روم و یونان باستان تدریس می‌کرد و بین دانش‌آ‌موزان و اعضای دبیرستان، شهرت و محبوبیت زیادی داشت.

  مندل با کمک‌های صومعه توانست در دانشگاه وین تحصیل کند. او در کلاس‌های فیزیک تجربی آموخت که چگونه می‌توان به کمک مشاهده و تجربه، فرضیه‌ها را آزمایش کرد و به قانون‌های عمومی دست یافت. او به مطالعه‌ی آمار و احتمال پرداخت و با نظریه‌ی اتمی در شیمی آشنا شد. همچنین، در کلاس‌های زیست‌شناسی و فیزیولوژی گیاهی شرکت کرد تا دانش خود را در این زمینه کامل کند.

  مندل در سال ۱۸۵۶ ، پژوهش‌های معروفش را روی گیاه نخود فرنگی آغاز کرد و پس از هفت سال موفق شد اصول اولیه وراثت را کشف کند. همه‌ی فضایی که او برای انجام آزمایشاتش در اختیار داشت، قطعه کوچکی از باغ صومعه بود که ۳۵ متر طول و هفت متر عرض داشت. با این که به طور تمام وقت درس می‌داد، هر گاه فرصتی می‌یافت، به کار و آزمایش در باغچه‌اش می‌پرداخت. نتیجه‌ی آزمایش‌های او در سال ۱۸۶۵ منتشر شد.

  مندل از پژوهش‌های چارلز داروین و نظریه‌ی تکامل آگاه بود. در واقع، یافته‌های مندل، اشکال عمده‌ی نظریه‌ی تکامل را برطرف می‌کرد. اما داروین از آن یافته‌ها آگاه نشد و طرفداران او نیز برای پژوهش‌های دانشمندی که لباس روحانی به تن داشت، اهمیتی در نظر نداشتند. هر چند ارزش کارهای مندل، سال‌ها پس از مرگش آشکار شد، او از ارزش کارهای خود آگاه بود و پیش از مرگ به برادرزاده اش گفته بود: "زمان من فرا می رسد."

  برگرفته از کتاب: مندل در ۹۰ دقیقه نوشته جان و مری گریبین/ترجمه‌ی پریسا همایون روز 

 

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 5334 بار   |   دفعات چاپ: 2178 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 279 بار   |   0 نظر
Persian site map - English site map - Created in 0.061 seconds with 949 queries by yektaweb 3505