Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
نشر الکترونیک
حرف اول
برترین های کتابخانه
آیین نوشتن
تازه‌های نشر
دانش‌نامه‌ها
نویسندگان نامدار
گنجینه کتاب
برترین مقاله‌ها
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
:: کتاب‌های اخترشناسی و فضا منتشر شد
:: سرگذشت کتاب مرجع در ایران
:: چگونه از اثرات ریزگردها بر سلامت خود بکاهیم؟
:: بازخوانی تاریخ پزشکی معاصر ایران
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: پژوهشگر تاریخ علم چه کار می کند؟
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: یوسف ثبوتی: بنیان‌گذار نخستین رصدخانه‌ی پژوهشی ایران
:: سرشت علم و جایگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: دو خدای بی‌مصرف
:: امیراعلم و بهداشت در ایران
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
کتابک
:: سخنی از مترجم مفاتیح العلوم ::

با پیدایش اسلام و برسرکار آمدن حکومت اسلامی، خواه‌ناخواه میان فرهنگ‌های کهن گروهی از ملت‌های پراکنده‌ی خاورزمین هم‌بستگی و هم‌آهنگی ایجاد شد. عالی بودن مفهوم‌های قرآنی و همراه بودن مطالب آن با مفهوم‌های انسانی ‌و جانبداری اسلام از عدالت اجتماعی، سبب شد که این آیین همگام با زبان عرب مورد توجه اندیشمندان ملت‌های مغلوب به طور عام و ایرانیان به طور خاص، قرار گیرد و دامنه‌ی نفوذ زبان عرب در این منطقه از جهان گسترش یابد.

تدوین علم صرف و نحو و تنظیم علم‌های معانی و بیان و بدیع و عروض و دیگر مبحث‌های ادبی، نخستین گامی بود که تازه مسلمانان غیرعرب برداشتند و راه آموختن این زبان را برای ملت‌های مسلمان شده هموار کردند. دیری نپایید که در بیش‌تر شهرهای فتح شده مرکزهای علمی و ادبی ایجاد شد. با گذشت کم‌تر از یک قرن بیش‌تر، هوشمندان ملت‌های مسلمان شده به طور کامل با زبان تازی آشنا شدند و با این زبان به مطالعه و پژوهش پرداختند. بر اثر همین توجه اندیشمندانه بود که راه ورود بسیاری ازواژگان پارسی و یونانی و دیگر زبان‌ها‌ی زنده‌ی آن روزگار به دایره‌ی زبان تازی گشوده شد و در مدتی کوتاه زبان مردمی صحرانشین تا بدان پایه غنی شد که برای بیان شاخه‌های گوناگون علم آمادگی یافت و در پی آن با تلاش خردمندان غیرعرب کار تصنیف و تألیف و ترجمه از زبان‌های بیگانه به زبان عربی آغاز شد.

از طرفی دانشمندان ملت‌های مختلف، به‌ویژه ایرانیان، از فرصت مناسبی که پیش آمده بود استفاده کردند و برای حفظ میراث‌های کهن علمی خود، با کوشش بسیار، کتاب‌های ارزنده‌ی علمی و ادبی یونانی و سریانی و پهلوی را به زبان عربی ترجمه کردند و زمینه‌ی مطالعه وپژوهش را برای پژوهندگان روزگاران بعد،‌آماده ساختند.

این جنبش علمی از آغاز قرن دوم هجری شروع شد و تا پایان این قرن با شتابی شگفت‌انگیز راه کمال را پیمود، به طوری که در آغاز قرن سوم گروه زیادی از دانشمندان ملت‌های مختلف در بغداد، مرکز خلافت، به نگارش وآموزش و پژوهش سرگرم بودند و خلیفه‌ای دانشور همچون مأمون عباسی، که از سوی مادر ایرانی بود، برآن حوزه‌ی بزرگ علمی نظارت می‌کرد و به تشویق و بزرگداشت نابغه‌های عصر خود می‌پرداخت.

محمدبن موسی خوارزمی هنگامی که در بیت‌الحکمه‌(خانه‌ی دانش) این خلیفه‌، جایگاه علمی را برعهده داشت، اثر ارزنده و نفیس خود، یعنی کتاب الجبر و المقابله را تصنیف کرد و به ابتکار خود برای نخستین‌بار در دنیای اسلام،‌ راه استفاده‌ی از این دانش را به دانش‌پژوهان روزگار و ریاضی‌دانان موشکاف نشان داد. از آن پس درباره‌ی دیگر علم‌ها مانند: فلسفه، کیمیا، حیل(= مکانیک)، حساب، هندسه، طب، جغرافیا، نجوم، هیأت، موسیقی و ...، کتاب‌ها تألیف و تصنیف کرد و در هر رشته نابغه‌هایی بروز کردند.

با افزایش کتاب و پژوهشگر و استاد، روزبه‌روز بر تعداد نشست‌های علمی و ادبی افزوده شد تا آن که در سال‌های پایانی قرن چهارم هجری ،یعنی حدود سال 370 هجری قمری، ابوعبدالله‌محمدبن احمدبن یوسف کاتب خوارزمی، کتاب مفاتیح‌العلوم(=کلیدهای دانش)، یعنی کتاب حاضر را برای استفاده‌ی همگان به عنوان دایره‌المعارف(=فرهنگ‌نامه) مقدماتی یا کلید دانش تألیف کرد و در آغاز آن چنین نوشت : " این کتاب را مفاتیح‌العلوم نام نهادم، برای آن که مدخل دانش است و برای بیش‌تر دانش‌ها در حکم کلید است، پس هر کسی آن را بخواند و مطالبش را به خاطر بسپارد و سپس در کتاب‌های علمی به دقت بنگرد، با آن علوم آشنا می‌شود و به راز آن‌ها پی می‌برد اگرچه با آن علوم بیگانه باشد و با اهل آن دانش‌ها مصاحبت و همنشینی نکرده باشد."

کار پژوهش و مطالعه و دانش‌اندوزی در رشته‌های گوناگون علمی و ادبی تا قرن پنجم به خوبی دنبال شد. از آغاز قرن چهارم بزرگداشت دانش و دانشوران مورد توجه دربارهای ایرانی قرار گرفت. پشتیبانی فرمانروایان هوشمند و وزیران خردمند این مرز و بوم از اهل دانش و بینش سبب شد که شهرهایی مانند: ری و نیشابور، بخارا و مرو و ...، مرکز پژوهش و پایگاه علم و صنعت قرار گیرد و تا اندازه‌ای از شکوهمندی حوزه‌ی علمی بغداد کاسته شود.

چون تا این زمان باورهای دینی مدم تا اندازه‌ای معتدل بود، براثر همین میانه‌روی دانش و دین در خدمت یکدیگر بودند و فلسفه که لقب برازنده‌ی مادر علوم به خود گرفته است، ‌در همه جا آموزش داده می‌شد. اما با پیدایش مکتب‌های کلامی دیری نپایید که گوهر ارزنده‌ی فلسفه در جامعه‌ی علم کلام، به خدمت دین درآمد و به ارام‌آرام نیروی زایش و پرورش خود را از دست داد تا آن که سرانجام در قرن‌های بعد در این منطقه از جهان یکباره سترون شد.

با عقیم شدن فلسفه روزگار بی‌خبری و خواب‌زدگی مردم خاورزمین فرارسید و پیوند آنان با گذشته‌ی علمی پرافتخارشان از هم گسست. جنبش‌های پراکنده‌ای که گاه و بی‌گاه با همت خردمندان قرن‌های بعد در بیداری آنان مؤثر نیفتاد تا آن که نوبت زندگی ما رسید و این وظیفه‌ی سنگین را دانشگاه‌ها برعهده گرفتند.

سال تألیف

در مورد سال تألیف مفاتیح‌العلوم مرحوم محمد قزوینی مطلبی نوشته است که با اندکی تصرف در این جا نقل می‌شود:

تاریخ تألیف کتاب مفاتیح‌العلوم در خلافت الطائع‌لله است، یعنی بین سال‌های363 تا 381، و چون تألیف کتاب به نام عتبی وزیر نوح ثانی، یعنی نوح بن منصوربن‌نوح‌بن نصر سامانی (387-365) است، پس نتیجه‌ی همه‌ی این‌ها این می‌شود که تألیف کتاب بین سال‌های 365 تا 381 باشد. اگر سال قتل عتبی معلوم می‌شد دایره‌ی تاریخ تألیف این کتاب قدری تنگ‌تر می‌شد، ولی از حبیب‌السیر جزو 4 از جلد دوم ص 13، و از یمینی ج 1 ص 121 و پیش و پس، برمی‌آید که در ظاهر قتل عتبی در حدود سنه 371 یا اندکی بعد از آن بوده است، اگر این استباط من درست باشد پس تاریخ تألیف کتاب منحصر می‌شود بین سال‌های 365 تا 371.

مدتی درازی بعدها که مشغول شدم مقاله‌ای در خصوص وزیران سامانیان بنویسم وقتی که به این ابوالحسین عتبی رسیدم، چنان که در ورقه‌های جداگانه شرح داده‌ام و این‌جا تکرار نمی‌کنم، معلوم شد که انتصاب این عتبی در وزارت امیر رضی نوح‌بن منصور، در ربیع‌الاخر سال 367 هجری بوده است ( یاقوت در معجم‌الادباء 2: 60 و زین‌الخبار: 48) و قتل او در بخارا و به تحریک " فائق" به دست غلامان پادشاهی در سال 372، ( ابن‌الاثیر5:9).

پس الحمدلله دایره‌ی تألیف این کتاب به غایت تنگ‌تر شد، چه دو سوی مدت وزارت عتبی معلوم شد که ( 367 – 372) بوده است و تألیف این کتاب نیز بر حسب نیاز در عرض این مدت بوده است و لله الحمد.1

شرح حال مؤلف

برای دست یافتن به اصل و نسب این دانشی مرد به بیش‌تر منبع‌های اسلامی و برخی مرجع‌های اروپایی رجوع شد، بیش‌تر تذکره‌‌نویسان قدیم و جدید درباره‌ی خوارزمی سکوت کرده‌اند، در چند موردی هم که یادش به میان آمده تنها از کتاب مفاتیح‌العلوم او تعریف شده و درباره‌ی مؤلف بسیار به اختصار سخن گفته‌ا‌ند.

در مقدمه‌ی چاپ‌های متعدد این کتاب، به جز چاپ لیدن، ناشران هیچ گونه شرح حالی ننوشته‌اند. فان فلوتن( G. Van Vloten ) تصحیح‌کننده دقیق و درستکار چاپ لیدن نیز در مقدمه‌ی سه صفحه‌ای خود که به لاتینی نوشته شده است، راجع به شرح حال نویسنده‌ی کتاب مفاتیح‌العلوم چنین می‌گوید:

"در مورد مؤلف این کتاب هیچ نمی‌دانیم، ابن خلکان و مقریزی نام او را محمدبن احمد بن یوسف نوشته‌اند، مقریزی نسبت او را به جای الخوارزمی، البلخی نوشته است".

خلاصه پس از مراجعه به منبع‌های بسیار از همه‌ی مطلب‌هایی که گروهی از تذکره‌نویسان در شرح حال او نوشته‌اند این عبارت کوتاه به دست آمد:

در بلخ زاده شده، در نیشابور زندگی کرده، چندی در دربار سامانیان سمت دبیری داشته، و به امر ابوالحسین عتبی وزیر نوح ثانی کتاب مفاتیح‌العلوم، یکی از کهن‌ترین دائره‌المعارف‌های اسلامی را، به زبان عربی تألیف کرده است.

در ترجمه‌ی تاریخ یمینی( ص 47- 49 چاپ سنگی) از شخصی به نام احمد خوارزمی نام برده شده که احتمال می‌رود او پدر مؤلف این کتاب بوده باشد. خلاصه‌ای از ترجمه‌ی ناصح‌بن‌ظفر جرفادقانی را در این جا نقل می‌کنم و داوری درباره‌ی ان را به اهل خرد وامی‌گذارم:

" و احمد خوارزمی از جمله‌ی خواص حضرت نوح‌بن منصور سامانی بود و هر سال حملی بر دست او به کعبه‌ی معظم و مدینه‌ی مکرم فرستادی تا بر اشراف حرمین و فقرا و مستحقان صرف کردی...

حکایت کرد که در نوبتی که از خراسان می‌آمدم بر عزم حج، چون به حضرت عضدالدوله رسیدم بر قاعده‌ی معهود عهدی کردم و به خدمت بارگاه وی شدم. توفر تمام فرمود و از احوال ملک خراسان و انتظام امورآن دولت در ضمن اهتمام و کنف کفالت و عهد تدبیر وزارت شیخ ابوالحسین عتبی استکشاف کرد و از مجاری احوال و مناظم اشغال او تعرفی فرمود و گفت: اگر از ان حضرت خدمتی فرموده‌اند یا التماسی کرده عرض باید داشت. تذکره‌ای که شیخ ابوالحسین مرا داده بود، مشتمل بر ملتمساتی معین، به وی دادم... چون این تذکره مطالعه کرد طیره شد... و گفت: اگر پسر عتبی بر ملک خراسان اقتصار کردی و پای در دامن سلامت کشیدی و اندازه‌ی کار نگاه داشتی او را و صاحب او را سودمندتر آمدی... احمد خوارزمی گفت: مرا از هیبت او قوت از اعضاء برفت، برخاستم و پای‌کشان از درگاه بیرون آمد م ... چون موسم کوچ حاج برسید، کس فرستاد و مرا بازخواند ... و گفت تذکره ای که داشتی مثال دادیم تا به اتمام رسانند و نخواستیم که بدین قدر، شیخ ابوالحسین را غباری به خاطر رسد...".

ارزش کتاب

خاورشناس خردمند C. E. Bosworth در مجله‌ی علمی ISIS سال 1963( صفحه‌ی 97 تا 111) طی مقاله‌ای مفصل کتاب مفاتیح‌العلوم را بررسی کرده و درباره‌ی ارزش هر باب آن بهنجار سخن گفته است. خلاصه‌ی اندیشه‌های این خاورشناس درباره‌ی این کتاب چنین است:

" سال‌هاست که ارزش کتاب مفاتیح‌العلوم برای مطالعه‌ی فرهنگ و علوم اسلامی شناخته شده، Eilhard Widemann دانشمند آلمانی، که از سال 1886 تا پایان عمر یعنی سال 1928 میلادی در دانشگاه Erlangen استاد کرسی فیزیک بود، نوشته‌های این کتاب را مورد توجه قرار داده و مقاله‌ی دوم آن را که مربوط به علوم غیرعربی است به دقت بررسی کرده است. در مورد مقاله‌ی اول تا کنون کسی بحث کافی نکرده و حتی خاورشناسان بزرگ به این کار نپرداخته‌اند. در سال 1927 میلادی سارتون طی مقاله‌ای چنین گفت: ترجمه‌ی همه‌ کتاب مفاتیح‌العلوم لازم و مورد نیاز خاورشناسان است، اما کسی به درخواست او توجه نکرد، زیرا این ترجمه را کسی باید آغاز کند که از یک سو در علوم نظری گذشته آگاهی کامل داشته باشد و از سوی دیگر از علوم فقه و تاریخ و ادبیات اسلامی نیز بهره‌ور باشد و این ویژگی‌ها به‌ندرت در کسی از خاورشناسان گردهم می‌آید.

می‌دانیم که این کتاب پس از آن‌که نفوذ فرهنگ یونانی در دنیای اسلام به کمال رسیده، تالیف شده است و همین امر بر ارزش آن می‌افزاید. راهی که برای معرفی این کتاب در پیش گرفته‌ایم شیوه‌ی کار یک خاورشناس است نه روش پژوهشی یک دانشمند. ممکن است در آینده، مانند گذشته، درباره‌ی هر باب از کتاب مفاتیح‌العلوم مطالعه‌ها و بررسی‌های دقیق انجام شود، ولی چون اکنون شناختن همه‌ی این اثر برای اهل پژوهش لازم است، ما با یک بررسی کلی به معرفی آن خواهیم پرداخت و آن را در چهارچوبه‌ی فرهنگ اسلامی بررسی می‌کنیم:

پس از تأسیس دولت عباسی در سال ( 750 میلادی = 133 قمری) اداره‌ی دستگاه خلافت و حکومت‌های پراکنده‌ای، که زیر فرمان و در قلمرو خلافت اسلامی درآمده بودند، نظم و سامان گرفت. دبیران و منشیانی که سرپرستی دیوان‌های خلیفه را برعهده داشتند، به واسطه‌ی پیشینه‌ی دیرین در این زمینه، از دانش و بینش لازم بهره‌ور بودند، زیرا آنان از بازماندگان یا دست‌پروردگان دبیرانی بودند که در گذشته عهده‌دار اداره‌ی دستگاه باشکوه پادشاهی ساسانیان بوده‌اند و در رتبه و مقام ، پس از موبدان زردشتی و خاندان سلطنت و دهقانان ( نجبا)، از مردم زمان خود برتری داشته‌اند.

در قرن‌های نهم و دهم میلادی بر قدرت و اهمیت این دبیران افزوده شد، راه یافتن به جرگه‌ی آنان ویژگی‌ کسانی شد که از هوش و ذوق سرشار بهره‌ور بودند و تا اندازه‌ای به بیش‌تر علوم زمان خود احاطه داشتند. مهم‌ترین وظیفه‌ی هر دبیر آن بود که فرمان‌ها و نامه‌های حکومتی را با درستی و زیبایی و ظرافت خاص و آراستگی تمام برای مولای خود تهیه و تحریر کند، پس برای پیروزی در این کار ناچار بود که با تمام علوم زمان خود آشنایی داشته باشد.

روزگار خوارزمی دوران رواج و پیشرفت علوم و ادبیات بود و در زمینه‌های گوناگون کتاب‌ها تألیف و تصنیف شد. فارابی (339- 260 قمری) کتاب احصاءالعلوم خود را چند سال پیش از مفاتیح‌العلوم تألیف کرد ، و در آن به شمارش علوم پرداخت ولی از جزئیات و چگونگی آن‌ها سخن نگفت. هم چنین گروه اخوان‌الصفا که در نیمه‌ی دوم قرن دهم میلادی یا چهارم هجری در بصره فعالیت می‌کردند، اندکی پیش از خوارزمی پنجاه و دو رساله در رشته‌های مختلف علوم تألیف کردند ولی در آن رساله‌ها به طبقه‌بندی علوم توجهی نشده، پس این تألیف نیز از ویژگی خاص مفاتیح‌العلوم بی‌نصیب است.

کتاب دیگری که با مفاتیح‌العلوم خوارزمی شباهت دارد، جوامع‌العلوم شعیا بن فریغون است. گرچه مطالب این کتاب به سبک مفاتیح‌العلوم تدوین شده، ولی تعداد علومی که در آن مورد بحث قرار گرفته از مفاتیح‌العلوم محدودتر است. این کتاب به امر ابوعلی احمد بن محمد محتاج، امیر چغانیان، که در شمال رود سیحون فرمانروایی داشتند، در سال 955 میلادی برابر با 324 قمری تألیف شده است.

کتاب جوامع‌العلوم به تازگی مورد توجه خاورشناسان قرار گرفته، ولی چون تاکنون به چاپ نرسیده حدود و ارزش کار مؤلف آن برای ما روشن نیست، و نمی‌توان مطالبی را که ابن فریغون در کتاب خود مورد بحث قرار داده به دقت ارزیابی نمود، اما تردیدی نیست که گفتارهای این کتاب نسبت به مفاتیح‌العلوم خوارزمی محدودتر است.

با آن که دسته‌بندی مطالب مفاتیح‌العلوم با کتاب جوامع‌العلوم شباهت دارد، گمان نمی‌رود که خوارزمی این کتاب را دیده باشد. به هر حال اگر جوامع‌العلوم ابن فریغون را به عنوان نخستین گام در راه تدوین دایره‌المعارف به شمار آوریم، باز هم از ارزش کتاب ارزنده‌ی مفاتیح‌العلوم خوارزمی کاسته نخواهد شد. با مراجعه‌ی به این کتاب معلوم می‌شود که دانشمندان اسلامی در مسائل مربوط به طبقه‌بندی علوم از اروپاییان آزموده‌تر و ورزیده‌تر بوده‌اند.

شیوه‌ی کار مترجم

تنها تفاوتی که این ترجمه با متن اصلی دارد آن است که هر واژه یا اصطلاح را در اول سطر قرار داه‌ام تا از یکدیگر متمایز باشند. در مواردی که متن کتاببسیار خلاصه یا پیچیده بیان شده بود و به توضیح و تفسیر نیاز داشت، با مراجعه به فرهنگ‌ها و کتاب‌های متعدد مخصوص به همان علم، مطالب مناسب را برگزیدم و در پاورقی قرار دادم. اگر مطلب پاورقی به یک کتاب اختصاص داشت نام آن کتاب نیز ذکر شد.

هر گاه تعریف و توضیح با یک یا دو واژه بسنده می‌شد آن واژه را در این گونه پرانتز (= ...) قرار دادم. در پاره‌ای موارد، جمله یا عبارتی را در این علامت ---- به متن افزودم تا برای خواننده هیچ گونه ابهامی باقی نماند و در ضمن در ضبط پاره‌ای از کلمه‌های مورد تردید همان اعراب متن لیدن رعایت شد.

تمام شعرها و شاهد مثال‌های مقاله‌ی اول را، علاوه بر آن که اصل آن‌ها را در متن آوردم، ترجمه کردم تا استفاده‌ی از این ترجمه برای آن‌ها که با زبان عربی آشنایی ندارند ممکن بوده باشد. برای درستی ترجمه و رعایت امانت تلاش بسیار نموده‌ام، با این همه اگر هنگام مطالعه، اهل فن را لغزشی در نظر آید و انتقادی مناسب نماید، برای شنیدن آن‌ها با هر لحنی که باشد مشتاقانه آماده‌ام، البته اگر سخنی به جا و درست باشد با آغوش باز می‌پذیرم ، و در صورتی که عمری باقی باشد و اجل مهلت دهد در چاپ‌های بعدی تجدیدنظر خواهد شد.

اکنون زمان آن رسیده که برای اهل دل حقیقتی را بازگویم و در پیشگاه ارباب خورد و دانش اعتراف نمایم که: این ترجمه را دستی انجام داده که عمری با زحمت و رنج، تلاش و کوشش، و تحمل محرومیت‌های بسیار عادت کرده تا سرانجام پس از جستجوی فراوان و قبول جور استاد حربه‌ی مقدس و برنده‌ی قلم را به فرمان خود درآورده است. حال که روزگار خستگی و فرسودگی اوست براین عصا تکیه نموده و می‌کوشد تا به یاری آن صاحب خود را به راه نیکان رهنمون شود!

این دست را در سراسر زندگی دلی نیرو بخشیده که آتش اشتیاق دانستن و فهمیدن همیشه در درونش شعله‌ور بوده و همواره به یاد محبت می‌تپیده است، اندیشه‌ای چراغ راهش بوده هم اکنون نسبت به تمام افراد سودمند و مردم اندیشمند سراسر گیتی خوشبین است، و پیوسته می‌کوشد تا به برتری‌جویی و خودخواهی و کینه‌توزی آلوده نشود، و از غرور علم ناقص برکنار بماند.

پس صاحب این دست و دل و اندیشه را در زندگی آرزویی جز هم صحبتی و خدمتگزاری آزادگان دانشور نیست. در پایان کوشش دانشمند دوراندیش بلندنظر دکتر پرویز ناتل خانلری را که در بنیاد فرهنگ ایران ، برای زنده کردن علوم کهن ایران زمین پیشگام شده است می‌ستایم. سپاس عزیزانی را که از دور و نزدیک، به آیین جوانمردان، مرا در این کار دشوار یاری کردند، و به شیوه‌های گوناگون تشویق کردند، و هر گاه برای حل مشکلی با آن‌ها مشورت کردم از پاسخ درست و به جا دریغ نورزیدند. بر خود لازم می‌دانم و برای همه‌ی دانشوران و صاحبدلان کامیابی و توفیق خدمت آرزو می‌کنم.

حسین خدیوجم

تهران پانزدهم دی‌ماه 1346

پی‌نوشت:

1- مرحوم قزوینی این یادداشت را در حاشیه‌ی مقدمه‌ی کتاب مفاتیح‌العلوم خود، چاپ لیدن تصحیح فان فلوتن، نوشته است. این نسخه‌ی چاپی هم اکنون در اختیار کتابخانه‌ی دانشکده‌ی ادبیات تهران است و این ترجمه از روی همین نسخه انجام یافته است.

بازگشت به مقاله‌ی اصلی

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 7222 بار   |   دفعات چاپ: 2197 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 215 بار   |   0 نظر
کتابخانه جزیره
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 982 queries by yektaweb 3461