Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
نشر الکترونیک
حرف اول
برترین های کتابخانه
آیین نوشتن
تازه‌های نشر
دانش‌نامه‌ها
نویسندگان نامدار
گنجینه کتاب
برترین مقاله‌ها
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
:: کتاب‌های اخترشناسی و فضا منتشر شد
:: سرگذشت کتاب مرجع در ایران
:: چگونه از اثرات ریزگردها بر سلامت خود بکاهیم؟
:: بازخوانی تاریخ پزشکی معاصر ایران
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: پژوهشگر تاریخ علم چه کار می کند؟
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: یوسف ثبوتی: بنیان‌گذار نخستین رصدخانه‌ی پژوهشی ایران
:: سرشت علم و جایگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: دو خدای بی‌مصرف
:: امیراعلم و بهداشت در ایران
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
کتابک
:: آن چنان آسان که گویی بند تنبان است این ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۶/۸/۲۱ | 

  تازه‌ترین اثر محمود حکیمی را انتشارات لوح زرین با عنوان گشت و گذاری در لطیفه‌های ادبی به زودی منتشر می‌کند.

  حکیمی در این اثر مروری بر تاریخ طنز، هزل و هجو در ادبیات فارسی دارد و با آوردن نمونه‌هایی از نویسندگان و شاعران گوناگون، از نقش طنز در آگاه ساختن مردم از وضعیت جامعه سخن می‌گوید و می‌کوشد جایگاه هجو پسندیده را در روشن‌کردن چهره‌ی واقعی فرمان‌روایان و حاکمان جامعه برای مردم نمایان سازد.

  بررسی حکیمی نشان می‌دهد که اغلب بزرگان ادب فارسی، نه فقط عبید ذاکانی، بلکه حتی حافظ و مولوی نیز گاهی از هجو برای بیان دیدگاه‌های خود بهره گرفته و آن را ابزار کارآمدی در آموزش همگانی می‌دانستند. برای مثال، مولوی می‌گوید:

  هزل تعلیمست آن را جد شنو

  تو مشو بر ظاهر هزلش گرو

  هر جدی هزلست پیش هازلان

  هزل‌ها جدست پیش عاقلان

  در این‌جا نمونه‌ای از گلچین حکیمی از هجوهای پسنیده می‌آید.

  زمانی حاکم تربت در دوران قاجار بر مردم ستم بسیار می‌کرد. او ادعای بسیاری در شجاعت داشت و می‌گفت به زودی خیوق و مرو و دیگر شهرهای از دست‌رفته‌ی ایران را باز پس خواهد گرفت. آن گونه رفتار با مردم و چنین ادعای بزرگ و بلندپروازانه‌ای باعث شد که شاعری برایش "مدحی هجوآمیز" بسرآید:

  حاکم تربت مگو، سلطان ایران است این

  بلکه سلطان بن سلطان است این

  دست و رو از گرد ناشسته‌ی خصم و مدعی

  با وزیر و والی ملک خراسان است این

  بی محابا دعوی انی انا اللهی کند

  در تفرعن مرشد فرعون و هامان است این

  گه قضا راند به مار و مور و گه بر جن و انس

  این جلالت شاه را نبود سلیمان است این

  گه گشاید حصن خیوق گاه بندد بند مرو

  آن چنان آسان که گویی بند تنبان است این

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 4895 بار   |   دفعات چاپ: 1924 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 274 بار   |   0 نظر
کتابخانه جزیره
Persian site map - English site map - Created in 0.055 seconds with 987 queries by yektaweb 3531