Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
ایرانی کیست
ایران باستان
دوران اسلامی
ایران معاصر
دانش ایرانیان
نوآوری‌های ایرانی
نام آوران ایران
در پایگاه‌های دیگر
پیرامون شاهنامه
معرفی کتاب
یادگارهای باستانی
بازتاب تمدن ایرانی
ایران‌نامه
برترین‌های تالار ایران
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
:: آنچه ابن‌سینا از ایران باستان آموخت
:: نه شرقی نه غربی نه تازی
:: ابران را چرا باید دوست داشت
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنایی با سیستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌های ایران

موزه‌ی ملی ایران

موزه‌ی کاخ سعدآباد

موزه‌ی فرش ایران

موزه‌ی رضا عباسی

موزه‌ی شیشه سرامیک

موزه‌ی کاخ نیاوران

موزه‌ی کاخ گلستان

موزه‌ی آستان قدس

موزه‌ی قرآن

موزه‌ی هنرهای معاصر

سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: علم در ایران ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۵/۲ | نویسنده: دکتر ذبيح الله صفا | 

AWT IMAGE

درباره‌ی تاریخ علوم در ایران کهن (پیش از ساسانیان ) با آن که می توان از پاره‌ای اشارات اوستا و اخباری که در داستان‌های ملی ایران و یا آثار مؤلفان خارجی مانند هردوت و دیگران، آمده است استفاده کرد، ولی برای ذکر اطلاعات روشن در این باب بهتر آن است که از دوره شاهنشاهی ساسانی ( 226- 652 میلادی ) یعنی عهد پختگی و کمال تمدن و فرهنگ ایران پیش از اسلام آغاز کنیم زیرا اگر چه با غلبه‌ی اسلام بر ایران مقدار بسیاری اسناد مربوط به فرهنگ و تمدن ایران پیش از اسلام یا به‌کلی از میان رفت و یا دگرگون شد، با این حال از باقی مانده‌ی اطلاعاتی که در آثار ملت‌های قدیم و گاهی در منابع عربی و فارسی دیده می شود می توان اطلاعات سودمندی درباره‌ی علوم آن دوران به‌دست آورد.

در دوره‌ی ساسانی به ریاضیات و نجوم توجه بسیاری شده است. وجود زیجهایی از قبیل زیج شهریار (زیگ شتریار) و رصدهایی که مورد تقلید گروه بزرگی از منجمان اسلامی قرار گرفته است و پیشرفت چشمگیر ایرانیان درآغاز تمدن اسلامی در ریاضیات و نجوم و هیأت و ترجمه‌ی کتاب هایی در همین علوم و فنون از پهلوی دلیل بارز ترقی ایرانیان عهد ساسانی در علوم ریاضی است.

صاعد اندلسی1 در «طبقات الامم» می گوید: از ویژگی‌های مردم ایران توجه آنان ‌است به طب و احکام و نجوم و علم تأثیر کواکب در عالم سفلی و آنان را در باب حرکات کواکب رصدهای قدیم بوده و روش‌های گوناگون در مسائل فلکی داشته‌اند و یکی از آن‌ها طریقه‌ای است که ابومشعر جعفر بن محمد بلخی زیج خود را بر آن ترتیب داد و در آن زیج گفت که آن طریقه‌ی علمای سابق ایران و سایر نواحی است. ابومشعر مذهب ایرانیان را در تنظیم ادوار عالم ستوده و گفته است که اهل حساب ایران و بابل و هندو چین و بیش‌تر ملت‌ها که معرفت به احکام نجوم دارند متفقند که درست‌ترین دورها، دوری‌ است که ایرانیان تنظیم کرده و «سنی العالم» نامیده اند و علماء عهد ما آن را «سنی اهل فارس» می‌گویند.

صاعد اندلسی باز در دنبال این مطلب می‌گوید: ایرانیان کتب مهمی در احکام نجوم داشته‌اند و یکی از آن‌ها کتابی است در صورت‌های درجات فلک منسوب به زرتشت و دیگر کتاب «جاماسپ» است. از این دو کتاب که نام برده‌اند ترجمه‌‌ی فارسی دومین کتاب که بدون شک از ترجمه‌ی عربی آن گرفته شده، در دست است.

شواهد مختلف ثابت می کند که دانسته‌های نجومی ایرانیان که در آن‌ها بر مبانی اطلاعات چینی و کلدانی و یونانی تحقیقات جدیدی افزووده شده، در اواخر عهد ساسانی وسعت بسیار یافته بود.

در پاره‌ایی از کتاب‌های پهلوی اصطلاحات فراوان علمی موجود است و این اصطلاحات که اغالب قابل تطبیق بر اصطلاحات فلسفی یونانی به خصوص ارسطو است می‌رساند که در مراکز دینی زرتشتی مانند مراکز مسیحی ایرانی توجه خاص به حکمت یونانی وجود داشته است.

از جمله بهترین کتاب‌هایی که به کسب این اطلاعات کمک می کند کتاب «شگند گمانیک ویچار» تألیف مردان فرخ اورمزد دانان2 است که در کلام مزدیسنا و رد بر عیسویت نوشته شده است.

علاوه بر این در کتب حکمای بزرگ اسلامی اشاراتی به روش‌ها و عقیده‌های خاص فلسفی ایرانی مانند «حکمت خسروانی» و فلسفه‌ی رایج میان مانویان و غیره داریم که همه‌ی آن‌ها قابل مطالعه و تحقیق‌اند.

ابن حزم، متکلم و فیلسوف اندلسی، می‌گوید که محمد بن زکریای رازی قول بقدماء خمسه، یعنی خالق، نفس کل، هیولی اولی، مکان مطلق یا خلاء، زمان مطلق یا دهر، را از زرتشتیان گرفته است3 و باز او می‌گوید که اعتقاد مشهور زرتشتیان برآن است که خالق عالم یعنی «اورمزد» و ابلیس یعنی «اهریمن» و «گاه» یعنی زمان و «جای» یعنی مکان و «خلاء و توم» یعنی جوهر یا هیولی یا خمیره، پنج قدیم‌اند. مسعودی در التنبیه والاشراف (ص 93) نیز همین مطلب را ذکر می‌کند.

این اطلاعات و همچنین مطالعه‌ی دقیق در مبادی فلسفی شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی ( ابوالفتوح یحیی بن حبش مقتول به سال 587 هجری) و تصریح او به این‌که قسمتی از نظریه‌هایش مبتنی بر حکمت خسروانی است و به‌خصوص با توجه به اصطلاحاتی که از حکمت ایران پیش از اسلام اخذ کرده است 4 شیوع روش خاصی از حکمت را در ایران پیش از اسلام که به دبستان‌هایی نیز تقسیم می شده است ثابت می‌کند.

نظریه‌ها و دستورها و اصطلاحات پزشکی و ستور پزشکی ( بیطاری= دام پزشکی ) که از هوسپارم نسک و نیکا ذوم نسک ( از جمله بیست و یک نسک اوستای دوره‌ی ساسانی) در کتاب دینکرت نقل شده قابل توجه است و اطلاعات دقیقی درباره‌ی پزشکی در ایران پیش از اسلام به ما می دهد و این البته غیر از اطلاعات علمی دقیقی است که در میان علمای عیسوی سریانی زبان ایرانی درباره‌ی علم طب وجود داشته و بعد از این درباره آن بحث خواهیم کرد.

در کتاب سوم دینکرت رساله‌ی کوچکی راجع به طب نقل شده که بدون شک از یک منبع عهد ساسانی گرفته شده و نویسنده این رساله بیماری جسمانی و روحانی را از یکدیگر تمیز داده و در برخی از معالجه‌های جسمانی مداوای روحانی را لازم دانسته است و این درست یادآور اصطلاح «طب الابدان و الانفس» در کتب اسلامی است و نیز یادآور روش پزشکان گندیشاپور است که برای پزشک علاوه بر اطلاع از طب و طبیعیات، فرا گرفتن مطالبی را درباره حکمت و «علم النفس» لازم می‌دانسته‌اند.

برخی از کتاب‌های طبی که در عصر ترجمه و نقل علوم، به زبان عربی در آمد از نوشته‌های سریانی یا پهلوی تألیف علمای ایرانی بوده است و علاوه بر کتب طبی در الفهرست ابن الندیم نام کتاب‌های متعدد دیگری در علوم مختلف از قبیل: ستور پزشکی، کشاورزی، امراض و معالجات مرغان شکاری، تعلیم و تربیت کودکان، آیین جنگ و نظایر این‌ها ذکر شده که در آن‌ عصر به زبان عربی ترجمه کرده بودند.

در همان حال که میان زرتشتیان و مانویان و مزدکیان و زروانیان عهد ساسانی روش‌های خاص در علوم عقلی و حکمی و کلامی رواج داشت، یک جریان علمی بسیار نیرومند از سرحدات غربی شاهنشاهی ساسانی به جانب ایران پیش می‌آمد و آن نفوذ و پیشرفت عقاید و نظرها و آثار علمی یونانی است که با شیوع مسیحیت و رواج زبان سریانی یعنی زبان رسمی عیسویان نسطوری ایران توأم بود.

متخرجان مدرسه ایرانیان5 رها6 که پیش از قرن پنجم میلادی در آن شهر تشکیل یافته بود در تمام قرن پنجم و ششم میلادی با قوت تمام سرگرم ایجاد کلیساها و حوزه های تدریس در بسیاری از شهرهای داخلی ایران بودند؛ از این مدارس عیسوی ایران عالمان بزرگی مانند نرسی مجذوم7 بنیان‌گذار مدرسه‌ی نصیبین و فرهاد8 رییس دیر مارمتی در موصل و مار ابای اول9 جاثلیق سلوکیه برخاستند. از آن میان از پولوس ایرانی10 رییس حوزه‌ی ایرانی نصیبین کتابی مشتمل بر بحث درباره‌ی منطق ارسطو به سریانی در دست است که برای خسرو انوشیروان نوشته. از سایر معلمان این مدرسه‌های مذهبی و علمی مردان دیگری مانند ابراهیم مادی11 برهادبر شابای کرد12 ، ماربابا گندیشاپوری13
پولوس پسر کاکی - کرخه‌ایی14 ، معانا بیت اردشیری15 و امثال آنان را نام برده اند که اغلب تألیف‌هایی به سریانی در انواع علوم عقلی داشته‌اند.

ذکر همه‌ی مراکز علیم عیسویان که در آن‌ها تألیف کتب علمی به زبان سریانی یا ترجمه کتاب‌ها از یونانی و پهلوی به سریانی رایج بود در این‌جا مقدور نیست لکن از آن میان اشاره‌ی مختصری به شهر گندی شاپور که در حوزه های مسیحی ایران، بیت لابات16 خوانده می شد لازمست.

گندی‌شاپور

گندی‌شاپور در شرق شوش و جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر قرار داشت و در عهد شاپور دوم ملقب به «هویه سنیبا» یعنی ذوالاکتاف ( 310- 379 م.)سی سال پایتخت او بود و در همین حوزه است که از ترکیب شیوه‌های پزشکی یونانی و ایرانی و هندی، روشی که از هر سه‌ی آن‌ها کامل‌تر بود به‌ وجود آمد. شهرت علمی گندی‌شاپور تا مدتی از آغاز دوره‌ی اسلامی هم باقی بود و از اواسط قرن دوم هجری به بعد به تدریج داشمندان و معلمان مسیحی آن به بغداد منتقل شدند و در آن‌جا به تعلیم علوم پرداختند و پزشکی را به دانشجویان مسلمان یا عیسوی که در آن شهر اجتماع می‌کردند می‌آموختند.

از مهم‌ترین معلمان گندیشاپور که در پزشکی و داروسازی، حوزه درسی در بغداد ایجاد کردند باید کسانی مانند جورجیس پسر بختیشوع و بختیشوع پسر وی و ابویزید چهاربخت و پسرش عیسی و ماسویه و پسرش یوحنا و شاپور پسر سهل را نام ببریم که تألیف‌های آنان پایه‌های اساسی علم طب در تمدن اسلامی است.

نهضت علمی عهد انوشیروان

مطلب مهمی که از حیث تاریخ علم در ایران قبل از اسلام قابل توجه است آن‌که در عهد انوشیروان (531- 579 میلادی) بنابر میل و اراده‌ی او نهضت علمی زورمندی در ایران پیدا شد. وی بنا بر نقل اکاثیاس، فلسفه را از اورانوس طبیب و فیلسوف آموخته بود و به عالمان و حکیمان و مترجمان و ادیبان توجهی خاص داشت و هر یک را به کاری می‌گماشت. چنانکه بولس ایرانی را مأمور تألیف کتابی در منطق ارسطو کرد و با وساطت جبراییل درستبد17، یعنی وزیر یا رئیس بهداری، در سال بیستم از سلطنت خود پزشکان گندیشاپور را گرد آورد تا به طریق پرسش و پاسخ کتابی در علوم طب بنویسند و استفاده او از برزویه پزشک در ترجمه‌ی کتاب‌های هندی و معاشرت حکیمانه او با بزرگمهر بختگان خود مشهور است.

از اتفاقات مساعد علمی در دوره‌ی آن شاهنشاه، پناه جستن هفت تن از دانشمندان مشهور یونان است که از بیم تعصب یوسی نیانوس، امپراطور روم شرقی، به ایران آمدند و به فرمان خسرو به مهربانی پذیرفته شدند.

این حکیمان پیروان شیوه نوافلاطونی بودند و انوشیروان با بعضی از آنان به خصوص پریسکیانوس18 مباحثه‌هایی داشت و از پرسش‌ها وکتابی از پاسخ‌های آن دو ترتیب یافت که اکنون ترجمه‌ی ناقصی از آن بلاتین در کتابخانه‌ی سن ژرمن- پاریس با عنوان "حل مسائلی درباره‌ی مشکلات خسرو پادشاه ایران" 19 موجود است. این کتاب شامل بحث‌های مختصری در مسائل مختلف روانشناسی، کارهای اندام‌ها، حکمت طبیعی، نجوم و تاریخ طبیعی است.

غیر از مرکز مسیحی که گفته شد در دوران عهد ساسانی مرکزهای علمی دیگر برای انواع خاصی از علوم به خصوص ریاضیات و طب وجود داشته است. این مراکز سنت‌های علمی خود را در دوره‌ی اسلامی مدتها ادامه دادند . از جمله آن‌ها یکی اهواز است که در اواسط قرن دوم نوبخت اهوازی بزرگترین منجم و ریاضی دان آن زمان و پسرش خرشاذماه از آن برخاستند. دیگر شهر مرو بود که ابن زین و ماشاءالله بن اثری دو تن از بزرگترین مؤلفان ریاضی ایران در اوایل قرن دوم هجری در آن حوزه تربیت شدند و به خصوص ماشاءالله بعد از مهاجرت به بغداد جزو استادان بزرگ ریاضی در آن شهر محسوب گردید.

ترجمه علوم

با اطلاع از این مقدمات معلوم می شود که در ایران پیش از اسلام علوم به مراحل بسیار مهمی از ترقی ارتقاء یافته و دارای مرکزهای متعدد زرتشتی و عیسوی و مانوی و جز آن‌ها شده بود که در آن‌ها علومی از قبیل منطق، نجوم، ریاضیات، طب، داروسازی، طبیعیات، فلسفه و کلام مورد مطالعه بوده و علمای همین مرکزها بودند که با غلبه‌ی عرب به تدریج زبان خویش را از پهلوی و سریانی به عربی برگرداندند و کتاب‌های خود را بدان زبان تألیف کردند وسپس بعضی از آنان به بغداد رفته و آن شهر نیز مرکزیت علمی یافت. به عبارت دیگر ظهور خیرکننده اختر علم در تمدن نو ساخته‌ی اسلامی محصول عرب و حکومت‌های عربی نبود، بلکه عده‌ایی از مرکزهای علمی ایران و جزیره و سوریه که همه از سالیان دراز وجود داشتند با غلبه عرب و شیوع زبان عربی به تدریج تغییر زبان دادند و وضعی را ایجاد کردند که بعدها موجب گمراهی محققان در عربی دانستن آنان گردید.

بعد از تشکیل دولت‌های اموی و عباسی گروهی از عالمان ایران به مرکزهای قدرت، یعنی پایتخت‌های ممالک اسلامی، روی نهادند. توجه واقعی حکومت اسلامی به علوم و علما از عهد بنی عباس و تحت تأثیر مستقیم و انکارناپذیر رجال و خاندان‌های ایرانی آغاز شد و تا اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم در دستگاه‌های خلافت بغداد و امارت‌های داخلی ایران از قبیل خوارزمشاهان و آل بویه و سامانیان و زیاریان و دیلمیان و غزنویان به نهایت قوت رسید ولی از آن پس در عهد تسلط قبایل و غلامان تورانی نژاد آسیای مرکزی ضعیف و سست شد.

AWT IMAGE

ظهور خیرکننده اختر علم در تمدن نو ساخته‌ی اسلامی محصول عرب و حکومت‌های عربی نبود، بلکه عده‌ایی از مرکزهای علمی ایران و جزیره و سوریه که همه از سالیان دراز وجود داشتند با غلبه عرب و شیوع زبان عربی به تدریج تغییر زبان دادند و وضعی را ایجاد کردند که بعدها موجب گمراهی محققان در عربی دانستن آنان گردید.

AWT IMAGE

در قرن‌های دوم و سوم و چهارم هجری مترجمان ایرانی پهلوی زبان یا سریانی زبان و نیز مترجمانی که از سوریه و شمال عراق می آمدند و به احتمال زیاد گزارندگان نطبی و هندی کتاب‌های بسیار در مسائل مختلف علمی از قبیل منطق و کلیات حکمت و علم نبات و حیوان و معادن و هیأت و علم اعداد و هندسه و موسیقی وفلاحت و طب و بیطاری و جز آن‌ها به زبان عربی نقل کردند و همین امر خود مقدمه‌ی آن همه تألیفات علمی در زبان پارسی گردید. منابع مهم مترجمان دوره اسلامی بیش‌تر آثار علمی به زبان پهلوی و یونانی و هندی و نبطی بوده است. از بزرگترین مترجمان ایرانی که به یکی از زبان‌های سریانی و یونانی و پهلوی و هندی آشنا بودند و نقل کتب علمی را به زبان عربی وجهه همت قرار دادند، چند تن را در اینجا نام می‌بریم:

جورجیس بن بختیشوع گندی شاپوری که ریاست بیمارستان آن شهر را بر عهده داشت و در عهد خلافت منصور عباسی ( 136- 158 هجری ) چندی در بغداد به سر برد، وی علاوه بر ترجمه بعضی کتاب‌های طبی سریانی به عربی کتاب‌هایی نیز به سریانی در علم طب تألیف کرد که مهم‌تر از همه الکناش بود. خاندان بختیشوع مدتها در بغداد ریاست پزشکان را بر عهده داشته و غالب آن‌ها خود مترجم کتاب یا مشوق مترجمانی دیگر بوده‌اند.

روزبه پارسی، ابن المقفع ( مقتول به سال 142 هجری ) که در اصل مترجم کتاب‌های ادبی و تاریخی پهلوی به زبان عربی بوده است. یک ترجمه معروف از کتاب‌های منطق ارسطو که به زبان پهلوی در آمده بود از او باقی مانده است که بعضی آن را به پسرش محمد نسبت می دهند.

نوبخت اهوازی و پسرش ابوسهل فرشاذ ماه هر دو از مترجمان قرن دوم هجری بوده و کتب ریاضی را از زبان پهلوی به زبان عربی نقل می کرده اند. خاندان نوبختی مدتها به کار ترجمه ریاضی و ایجاد تألیفاتی در ریاضیات و در علم کلام مشغول بوده اند.

عمربن فرخان طبری از ریاضی‌دانان و منجمان بزرگ بوده و در خدمت خاندان برمکی و فضل بن سهل وزیر مأمون و خود مأمون به سر می برد و عده‌ای از کتاب‌های ریاضی را به امر مأمون به عربی ترجمه کرد.

ابراهیم فزاری و پسرش محمد که هر دو از منجمان و ریاضی‌دانان بزرگ بوده و از نخستین کسانی هستند که در تمدن اسلامی از کتاب‌های ریاضی هندی استفاده و آن‌ها را به زبان عربی ترجمه کرده‌اند. محمد بن ابراهیم قسمتی از مجموعه نجومی سید هانتا20 را به عربی درآورده و به السند « هندالکبیر» موسوم ساخته است ( وفات او در 183 هجری اتفاق افتاد ). السند تا عهد مأمون در نجوم مورد استفاده بود تا محمدبن موسی الخوارزمی (متوفی در اوائل قرن سوم) آن را تلخیص کرد و زیج خود را با بعضی تصرف‌ها و وارد کردن قسمتی از اصول ایرانی و یونانی بر مبنای آن ترتیب داد.

مترجمان دیگری هم از میان ایرانیان در قرنهای دوم و سوم و چهارم سرگرم کار نقل علوم به زبان عربی بودند که از میان آن‌ها مهمتر از همه یوحنا ماسویه‌یگندیشاپوری و خاندان او و موسی بن خالد الترجمانی، مترجم قسمتی از سته‌ی عشر جالینوس و عیسی بن چهار بخت گندیشاپوری ناقل بعضی از رسائل جالینوس و علی بن زیاد تمیمی مترجم زیج شهریار از پهلوی است.

در قرن چهارم و پنجم چند مترجم بزرگ ایرانی سر گرم نقل کتاب‌هایی در رشته‌های طب و فلسفه و نجوم به عربی بوده‌اند که بعضی از آن‌ها اهمیت وافری در کار خود دارند. از جمله‌ی آنان یکی ابوالخیربن خمار است که در اوایل قرن پنجم هجری در گذشت؛ زندگانی او بیشتر در خوارزم و غزنین به‌سر آمد. وی در طب از بزرگان عهد خود بوده و از جمله‌ی مترجمان بزرگ سریانی به عربی شمرده می‌شود.

دیگر ابوریحان بیرونی خوارزمی، ریاضی دان بسیار مشهور قرن پنجم هجری است که چند کتاب ریاضی و طبی هندی را از زبان سانسکریت به عربی درآورد.

زحمات مترجمان مذکور و عده‌ی زیادی از مترجمان دیگر که از بلاد عراق و شام می‌آمده­اند، مانند حنین بن اسحق و پسرش اسحق و قسطا بن لوقا و متی بن یونس و مانند آنان، موجب شد که مقدار زیادی کتاب‌های علمی یونانی و سریانی و پهلوی و هندی به زبان عربی ترجمه شود و در دسترس دانشمندان و طالبان علم قرار گیرد.

تشویق خلفای بغداد و خاندان‌های وزارت و امارت ایرانی نژاد که در بغداد یا در نواحی مختلف ایران وجود داشتند عده‌ی فراوانی را به مطالعه و تحقیق و تعلیم و تعلم این کتاب‌ها وادار کرد و در نتیجه به سرعتی زیاد مسلمانان با علوم عقلی و نظری قبل از تمدن اسلامی آشنایی یافته و به زودی در غالب آن‌ها صاحب نظر گردیدند.

بدون تردید و بی هیچ‌گونه تعصب یا خروج از دایره تحقیق باید گفت که سهم ایرانیان در این مراحل مختلف زیاد و قابل توجه بود. هم مشوقین به ترجمه و نقل و ایجاد علوم و هم عده زیادی از مترجمان آن‌ها و دانشمندان و مشتغلین به علوم از ایرانیان بوده اند و آنان هستند که علوم عقلی را در تمدن اسلامی پی ریزی و نگهبانی کردند وبه پیش بردند و هنگام توقف نیز از حفظ آن خودداری ننمودند.

نتیجه فعالیت‌هایی که در قرن دوم و سوم و چهارم برای انتقال علوم به تمدن اسلامی صورت گرفت آن شد که عده زیادی از ایرانیان در رشته‌های مختلف علوم عقلی هر یک به نحوی وارد شوند و آثاری از خود برجای نهند.

ارزش عمده کار این داشمندان در آن است که توانستند با استفاده از منابع مختلف و تکیه بر آن‌ها علوم را از آنچه در نزد یونانیان یا ایرانیان معمول بود بیش‌تر وسعت بخشند و سپس تجربه‌ها و پژوهش‌های خود را بر آن‌ها بیفزایند و در نتیجه در رشته‌های مختلف علمی پیشرفتهایی را به وجود آورند.

ترجمه کتابهای متعدد این دانشمندان از حدود قرن دوازدهم میلادی به بعد به زبان لاتین و تدریس آن‌ها درمدرسه‌های اروپایی باعث شد که پیشرفت‌های علمی ایرانیان، دانشمندان اروپا را نیز در پیش بردن علوم یاری کند و مقدمه‌ی کار آنان را برای پیشرفت‌های علمی قرن‌های جدید فراهم سازد.

زیرنویس

  1. از کتاب ...
  2. مکتب‌های ایرانی(مسیحی) Ecole des Perses
  3. رجوع شود به "رسائل فلسفیه لمحمد بن زکریا الرازی" از اتشارات Paul Kraus ، چاپ مصر، 1939، صفحه 191 به بعد.
  4. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح‌ الله صفا، جلد دوم، صفحه‌ی 297-305
  5. شهر رها( Orfa ou Edessa ) از شهرهای ساحل علیای فرات که از سال‌های پایانی قرن دوم میلادی مرکز مهم مسیحیت شد و زبان سریانی در کلیسای آن به جای زبان یونانی به کار می‌رفت.
  6. چاپ P. de Menace به تاریخ 1945 میلادی
  7. Lepreasc le Narsès
  8. Aphradate
  9. Mar Aba I
  10. Paulus Persa
  11. Abraham Le Mede
  12. Berhadberchaba le Kurde
  13. Mar Papa de Beit Lapat
  14. Paul fils de Kaki- -de Karka
  15. Maana de Beit Ardachir
  16. Beit Lapat
  17. Drudhistpat , Drust- pat
  18. Priskanus
  19. Solutiones corum de quilus du Pitavit Chosroes Persarum Rex
  20. Sidd hanta

مقاله‌های تکمیلی

برای آن که در رشته‌های مختلف علوم و حکمت یادی از ایرانیان که به عربی یا فارسی کتاب‌هایی نوشته‌اند بشود بهتر آن می‌دانیم که در هر یک از رشته‌های علوم جداگانه سخن گوییم. فقط ذکر این نکته لازم است که علمای ما اغلب مردمی «جامع» یعنی عالم به علوم مختلف بوده و در شاخه‌های علمی عهد خود اطلاعات و آثاری داشته‌اند و بنابراین ممکن است نام آنان در رشته‌های مختلف تاریخ علوم تکرار شود.

پزشکی در دوره اسلامی

علوم طبیعی و ریاضی

• • • • • • • • • • • • • • • • •  • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

این مطلب از کتاب ایرانشهر برداشت شده است که پیش از انقلاب اسلامی با همکاری یونسکو و برخی از برجسته‌ترین نویسندگان آن دوران به سرپرستی علی اصغر حکمت تنظیم شده است. جزیره‌ی دانش قصد دارد این اثر جاویدان را، که در واقع فرهنگ‌نامه‌ی ایران‌شناسی است، آرام آرام منتشر کند.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 15719 بار   |   دفعات چاپ: 3699 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 310 بار   |   0 نظر
تالار ایران
Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 73 queries by YEKTAWEB 3961