Home Home Information Contact Site Map Library
نام كاربري   رمز عبور
English Site
تالار ايران
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلي
ايراني كيست
ايران باستان
دوران اسلامي
ايران معاصر
دانش ايرانيان
نوآوري‌هاي ايرانى
نام آوران ايران
در پايگاه‌هاي ديگر
پيرامون شاهنامه
معرفي كتاب
يادگارهاي باستاني
بازتاب تمدن ایرانی
ايران‌نامه
برترين‌هاي تالار ايران
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: ابران را چرا بايد دوست داشت
:: نخستين فرمانروايي ايراني چگونه پديد آمد؟
:: چرا يك يوناني زندگي‌نامه‌ي كوروش بزرگ را نوشت؟
:: بفرماييد غذاي پنج هزار ساله بخوريد
:: راز فروپاشي تمدن‌ها از نگاه خسرو انوشيروان
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: مقدمه‌ي شاهنامه‌ي ابومنصوري
:: ابن‌ماسويه: نويسنده‌ي كهن‌ترين كتاب چشم‌پزشكي
:: نوشتن طرح مقاله
:: پايگاه اينترنتي مطالعات زبان‌هاي ايراني
:: چرا سيستان را در گذشته با نام نيمروز مي‌شناختند؟
:: بدن انسان، پيچيده‌ترين ماشين جهان
:: فلسفه در كلاس درس منتشر مي‌شود
:: ويژگي‌هاي كتاب درسي
:: كتاب‌هايي نو درباره‌ي انرژي‌هاي نو
:: آيين نگارش در ايران باستان
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنايي با سيستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌هاي ايران

موزه‌ي ملي ايران

موزه‌ي كاخ سعدآباد

موزه‌ي فرش ايران

موزه‌ي رضا عباسي

موزه‌ي شيشه سراميك

موزه‌ي كاخ نياوران

موزه‌ي كاخ گلستان

موزه‌ي آستان قدس

موزه‌ي قرآن

موزه‌ي هنرهاي معاصر

:: معرفي كتاب : چرا يك يوناني زندگي‌نامه‌ي كوروش بزرگ را نوشت؟ ::
 | تاريخ ارسال: 8/2/1389 | 

گزنوفون در سال 445 پيش از ميلاد در دهكده‌ي كوچكي در نزديكي آتن چشم به جهان گشود و نزد سقراط آموزش ديد. در جواني از مزدوران سپاه كوروش كوچك شد تا وي را در جنگ با برادرش اردشير درازدست ياري رساند. جنگ ميان دو برادر با كشته شدن كوروش كوچك به پايان رسيد و گزنوفون و ديگر مزدوران يوناني آواره شدند. گزنوفون گزارش اين جنگ و بازگشت مزدوران يوناني به سرزمين خودشان را در كتاب بازگشت ده هزار نفر به شيوايي آورده است. رهاورد ديگر گزنوفون از سفرش به شرق جهان باستان، آشنايي با شيوه‌ي فرمانروايي كوروش بزرگ، بنيان‌گذار شاهنشاهي هخامنشيان، بود كه به صورت كتاب كوروش‌نامه به يادگار مانده است.

  هنگامي كه گزنوفون به ميهن خود بازگشت، سقراط جام شوكران را نوشيده بود و هرج و مرج بر آتن سايه افكنده بود. بيم آن مي‌رفت كه جنگ‌هاي داخلي نيز ميان شهرهاي يوناني درگيرد. هر يك از انديشمندان يوناني در پي راهكاري براي بهبود زندگي مردم بودند. افلاطون شهري آرماني را معرفي كرد كه در آن‌جا به كسي ستم نمي‌شود، زيرا انديشمندان پاك‌نهاد به اداره‌ي شهر مي‌پردازند. ارسطو گفت اگر فرمانروايان با علم سياست آشنا باشند و كشور را بر پايه‌ي منطق اداره كنند، مي‌توانند چنان شهري را پديد آورند. گزنوفون با نگارش كتاب كوروش‌نامه مي‌خواست به مردم آتن بگويد چنين فرمانروايي در جهان وجود داشته است و آن‌ها بايد بكوشند چنين انساني پرورش دهند.

  گزنوفون در مقدمه‌ي اين كتاب مي‌گويد كه روزگاري گمان مي‌‌‌كرد براي انسان بسيار آسان‌تر است كه بر جانوران فرمانروايي داشته باشد تا بر انسان‌هاي ديگر. مگر نه اين‌كه گله‌ها به همان جايي مي‌روند كه شبانان راهنمايي‌شان مي‌كنند و هرگز از راهنمايي فرمانروايان خود، يعني شبانان، سرپيچي نمي‌كنند. گزنوفون مي‌گويد: « اما هنگامي كه ديدم چگونه كوروش‏، پادشاه ايران، بر شمار بسياري از آدميان حكومت كرد و شهرهاي بسيار و قوم‌هاي گوناگون را به زير فرمان خود درآورد، از عقيده‌ي نخست خود بازگشتم و ناچار به اعتراف شدم كه نه تنها حكومت بر مردم كاري غيرممكن نيست، بلكه دشوار نيز نخواهد بود، مشروط بر اين‌كه حكومت‌كننده با تدبير و با كياست باشد. »

  گزنوفون كوروش بزرگ را نديده بود، زيرا سال‌ها از مرگ آن فرمانرواي نيك‌نام مي‌گذشت، اما وصف او را از مردمي كه به روزگار كوروش زيسته بودند، شنيده بود. خودش مي‌گويد: «در قلمرو كوروش ملت‌ها و قوم‌هاي بسيار همه طوق طاعتش را بر گردن نهادند و با آن‌كه از يك‌ديگر روزها، بلكه ماه‌ها فاصله داشتند و گروهي هرگز او را به چشم خود نديده بودند و برخي اطمينان داشتند كه هرگز او را نخواهند ديد، اما همگي يكدل و يك‌ جهت مي‌‌كوشيدند در زير رايت سلطنتش درآيند و فرمان‌هايش را تمكين كنند.» از اين رو گزنوفون زندگي‌نامه‌ي كوروش را از تولد تا مرگ به صورت كتابي خواندني نوشت تا مردم يونان با خواندنش از رفتار آن فرمانرواي نيك‌كردار درس بگيرند.

  يوزف ويسهوفر، تاريخ‌پژوه آلماني، در كتاب ايران باستان اشاره مي‌كند كه كوروش بزرگ نه تنها در فنون جنگي و مهارت‌هاي سياسي سرآمد بود، بلكه در دوستي، آزادي‌خواهي، نرمش و مدارا و مهرباني نسبت به دشمنان خود نيز بي‌همتا بود. او در كنار منابع ديگر، از كتاب كوروش‌نامه به عنوان يكي از منابع مناسب براي شناخت كوروش نام مي‌برد و يادآور مي‌شود كه: «اين كتاب تا قرن هيجدهم ميلادي پرخواننده‌ترين كتاب همه‌ي اعصار بود و در ادبيات و هنر اروپا بيش از همه به توصيف گزنوفون از شاه ايران مراجعه و استناد مي‌شد.»

  بخش بزرگي از كتاب كوروش‌نامه به گزارش لشكركشي‌هاي كوروش بزرگ، شيوه‌هاي جنگي وي و رفتارش با سپاهيان خود و قوم‌هاي شكست‌‌خورده اختصاص دارد. اما از آن‌جا كه نويسنده‌ي اين كتاب يكي از شاگردان سقراط بوده، جاي‌جاي آن را با آموزه‌هاي اخلاقي درآميخته است. گزنوفون در اين كتاب به معرفي فرمانروايي بزرگ پرداخته است كه از يك سو از هوش بسيار برخوردار بود و از همه‌ي نبردها پيروز بيرون مي‌آمد و از سوي ديگر، انساني اخلا‌ق‌مدار بودكه نيكي به ديگران برايش از همه‌ي شادي‌هاي عالم لذت‌بخش‌تر بود. به راستي چنين كتابي نبايد پرخواننده‌ترين كتاب همه‌ي اعصار باشد؟

 

  براي آگاهي بيش‌تر:

  1 . گزنوفون. كورش‌نامه. ترجمه‌ي رضا مشايخي. تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1386

  2 . ويسهوفر. يوزف.ايران باستان (از 550 پيش از ميلاد تا 650 پس از ميلاد) ترجمه‌ي مرتضي ثاقب‌فر. تهران: ققنوس، 1377

 

  گزنوفون: «پژوهش كرديم تا بدانيم كوروش از چه نوع آموزش و پرورشي بهره جسته است كه توانسته اين گونه در فرمانروايي بر انسان‌ها سرآمد همگان باشد.» 

كوروش‌نامه

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 1102 بار   |   دفعات چاپ: 169 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 32 بار   |   0 نظر
تالار ايران
Static site map - Persian site map - English site map - Created in : 0.187 seconds by AWT YEKTAWEB 1.8.3.4 by 969 querry