Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
ایرانی کیست
ایران باستان
دوران اسلامی
ایران معاصر
دانش ایرانیان
نوآوری‌های ایرانی
نام آوران ایران
در پایگاه‌های دیگر
پیرامون شاهنامه
معرفی کتاب
یادگارهای باستانی
بازتاب تمدن ایرانی
ایران‌نامه
برترین‌های تالار ایران
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
:: آنچه ابن‌سینا از ایران باستان آموخت
:: نه شرقی نه غربی نه تازی
:: ابران را چرا باید دوست داشت
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنایی با سیستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌های ایران

موزه‌ی ملی ایران

موزه‌ی کاخ سعدآباد

موزه‌ی فرش ایران

موزه‌ی رضا عباسی

موزه‌ی شیشه سرامیک

موزه‌ی کاخ نیاوران

موزه‌ی کاخ گلستان

موزه‌ی آستان قدس

موزه‌ی قرآن

موزه‌ی هنرهای معاصر

سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: بنیان‌های فرمانروایی ساسانیان برپایه‌ی اندرزنامه‌ی اردشیر بابکان ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۸/۴/۱۴ | 

اندرزنامه‌ی اردشیر بابکان پس از اوستا کهن‌ترین نوشته‌ای است که به صورت کتاب از روزگار پیش از اسلام برجای مانده است. این اندرزنامه را ابوعلی مسکویه در کتاب تجارب الامم (آزمایش‌های مردمان) به زبان عربی برگردانده و فردوسی آن را به زبان شعر در شاهنامه آورده است. اندرزنامه‌ی اردشیر را می‌توان منشور سیاسی ساسانیان دانست که فرمانروایانی مانند خسرو انوشیروان با پیروی از آن توانستند در کشورداری سرآمد فرمانروایان روزگار خویش شوند. در این‌جا بخش‌هایی از این اندرزنامه از روی ترجمه‌ی دکتر ابوالقاسم امامی (سروش، 1368) بازنویسی و عنوان‌بندی شده است.  

  ز دانا سخن بشنو ای شهریار      جهان را بدین گونه آباددار

  اردشیر بابکان

  1. راستی

  شاه را نسزد که دروغ گوید که کسی به دروغ گفتنش ناگزیر نسازد. پیشینیان گفته‌اند درستی شهریار برای مردم از فراوانی بهتر است. شاه اگر نزدیکان خویش را راست آرد، هر یک از آنان نیز با نزدیکان خویش چنین کنند تا سرانجام همگی مردم راست آیند. بدانید شهریار تا آن‌گاه که راست آوردن ویژگان را آغاز نکند، نباید دراندیشه‌ی راست آوردن توده‌ی مردم برآید و شاه اگر نادرست باشد به که فرمان نراند.

  2. دوراندیشی

  پیشینیان گفته‌اند دگرگونی‌ها آن‌گاه روی دهند که به روزگار خوش گمان باشیم. پادشاهانی بوده‌اند که در سربلندی به یاد خواری و در آسودگی به یاد نگرانی و در شادی به یاد اندوه و در سرمستی به یاد توده‌ی مردم و در توانایی به یاد ناتوانی بوده‌اند و دوراندیشی در داشتن همه است. از پادشاهانی نباشید که نه تنها کاری نکردند که کارهای نیک گذشتگان را تباه کردند و کشور را برای آیندگان ویران برجای نهادند.

  3. میانه‌روی

  بدانید روزگار شما را به چند خوی وا دارد: بخشندگی تا آن‌جا که کار به ریخت و پاش انجامد، سختگیری تا کار به زفتی کشد، شکیبایی تا به کودنی رسد، گزک‌جویی تا به سبک‌سنگی انجامد، زبان‌بازی تا به ژاژخوایی کشد، خاموشی تا به گنگی نزدیک شود. شاه باید که در هریک از این خوی‌ها تا آن‌جا که نکوست پیش رود و چون به مرز رسد، بایستد و خویشتن بدارد و پای‌فراتر ننهد.

  4. برنامه‌ریزی

  شاه اگر برای کار و بی‌کاری و خوردن و آشامیدن و دانش اندوختن و خوش‌گذرانی برنامه نهد، کارها به گاه خویش انجام گیرد و پیش و پس نشود و کارهای امروزش از کارهای فردا باز ندارد. از نابسامانی کارها دو زیان برخیزد: یکی آن که خرد کاستی گیرد که این سخت‌تر است. دیگر، ناتوانی تن که از کمبود در خوراک و جنبش پدید آید. بدانید که زیور شاهان در بسامانی کارهای روزانه‌شان باشد.

  5. پرهیز از چاپلوسان

  بدانید که شاه باید از چاپلوسان بیش‌تر از آنان که از وی دوری کنند، بترسد و از ویژگان بد بیش از توده‌ی بد بپرهیزد. نیک می‌دانم که شما فزون بر کار شهریاری گرفتار همسران، فرزندان، وزیران، هم‌نشینان و دوستان نیز خواهید بود. از اینان جز اندکی از ایشان، پرهیز کنید که کاری اگر کنند برای گرمی بازار امروز و زندگی فردای خویش است، و خویشتن را توده‌ی مردم دانند و توده را جز ویژگان که خود از آنان باشند نشناسند.

  6. رای‌زنی با مردم

  بدانید اگر شهریار به کسانی جز ویژگان نیز روی آرد و جز وزیران را نیز به خود نزدیک کند و از آنان سخن بشنود، درهایی تازه بر او گشاده شود و از آن‌چه بر وی پوشیده مانده بوده است، آگاه شود. چه گفته‌اند: هر گاه شهریار از آنان که هنوز استوارشان نمی‌دارد پرهیز کند، پرده‌ی تاریک بی‌خبری بر او افتد. نیز گفته‌اند: هرچه مردم از شاه دورتر، وزیران آسوده‌تر.

  7. فرهنگ‌سازی

  بدانید شهریاری از دو جای آسیب ببیند: یکی از چیرگی دشمن و دیگری تباهی فرهنگ. بدانید رزمتان با مردم دیگر پیش از جنگیدن با فرهنگ نادرستی که در مردم خودتان است، این نه پاسداری که از دست‌دادن است. با دل‌هایی که یکرنگ نیستند و دست‌هایی که دشمن یکدیگرند با دشمنان چگونه می‌رزمید؟ بازداشتن دشمن و پایداری و پاسداری از مرز، انجام‌ نپذیرد مگر به فرهنگ نیک و راهبردی درست.

  8. کارآفرینی

  بدانید که نابودی شهریاری‌ها از سستی در گماردن مردم به کارها و پیشه‌های شناخته است. اگر بی‌کاری در مردم فزونی گیرد، در کارها بنگرند و در ریشه‌ها بیندیشند و از آن‌جا که سرشت‌ها گوناگون است، از گونه‌گونی منش‌ها، روش‌های ناهمگون برخیزد و از ناهمگونی روش‌ها، دشمنی و کینه‌توزی و خرده‌گیری. از ناهم‌سازی مردم دشواری دیگری برخیزد و آن این که شاه از هم‌داستان کردن ایشان درماند.

  9. نقدپذیری

  بدانید که چیرگی‌تان تنها بر تن مردم است که شاهان را بر دل‌ها دستی نیست. شما هرگز نتوانید که زبان مردم را از بدگویی و نکوهش خویش بسته نگاه دارید، چنان‌که زشت را نتوانید زیبا سازید. بنابراین، هر کسی از شما بخواهد  شیوه‌ای برگزیند که از وی جز به نیکی یاد نکنند، چشمانی بر خویش بگمارد تا در آگاهی بر کاستی‌های خویش، از مردم کشور پیش افتد.

  10. مهرورزی

  برترین رهبری گشودن دو در برای مردم است: یکی در دل‌سوزی و مهر و بخشندگی و چشم‌پوشی و گشاده‌رویی و دیگری در تندی و بیم دادن و سخت‌گیری و پافشاری و ترش‌رویی. من هر دو را در مهر می‌نامم چه گشودن در ناخوشایند در کنار در خوشایند، به بستن در ناخوشایند بهتر می‌انجامد. بدانید که خوشی شهریاران درست در مهر ورزیدن به مردم است و هر که بدخواه همه‌ی مردم باشد، دشمن خویش است.  

  سخن پایانی

  «در گذشته شهریارانی بوده‌اند که تاریکی‌ها را به روشن کردن و بازنمودن و بی‌کاری‌ها را با کار فرمودن چون رسیدگی به تن و پیراستن مو و گرفتن ناخن و شستن چرک و زدودن بوی تن و درمان دردهای آشکار و نهان، به گردن خویش داشته‌اند. پادشاهانی بوده‌اند که درستی شهریاری را از درستی تن خویش بیش می‌خواسته‌اند و نام نیکی که برجای می‌نهاده‌اند، خوشترشان می‌بود تا ستایشی که هم در زندگی به گوش می‌شنیده‌اند. اینان از پی یکدیگر و بر همین شیوه چنان آمده‌اند که گویی همه یک شاه بوده‌اند و با یک جان زیسته‌اند که پیشین، راه پسین هموار کرده و پسین، شیوه‌‌ی پیشین را استوار داشته است.»

    برای آگاهی بیش‌تر

  مسکویه، احمدبن‌محمد. تجارب الامم. ترجمه‌ی ابوالقاسم امامی. تهران: سروش، 1368 ‌

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 7696 بار   |   دفعات چاپ: 2019 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 164 بار   |   1 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۲۱
اي كاش شهرياران امروز نيز از تاريخ درس مي گرفتند
تالار ایران
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 73 queries by YEKTAWEB 3974