Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
ایرانی کیست
ایران باستان
دوران اسلامی
ایران معاصر
دانش ایرانیان
نوآوری‌های ایرانی
نام آوران ایران
در پایگاه‌های دیگر
پیرامون شاهنامه
معرفی کتاب
یادگارهای باستانی
بازتاب تمدن ایرانی
ایران‌نامه
برترین‌های تالار ایران
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
:: آنچه ابن‌سینا از ایران باستان آموخت
:: نه شرقی نه غربی نه تازی
:: ابران را چرا باید دوست داشت
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنایی با سیستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌های ایران

موزه‌ی ملی ایران

موزه‌ی کاخ سعدآباد

موزه‌ی فرش ایران

موزه‌ی رضا عباسی

موزه‌ی شیشه سرامیک

موزه‌ی کاخ نیاوران

موزه‌ی کاخ گلستان

موزه‌ی آستان قدس

موزه‌ی قرآن

موزه‌ی هنرهای معاصر

سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: بزرگداشت زندگی، کوشش و شادی ویژگی فرهنگ ایرانی است ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۷/۸/۴ | 

  در دوره‌ای که آریایی‌ها آرام آرام در فلات ایران و برادران هندی آن‌ها در دره‌ی سند و دره‌ی گنگ جای می‌گرفتند، زبان و فرهنگشان بسیار به هم نزدیک بود و دین آن‌ها نیز به همان نسبت باهم خویشاوندی داشت. اما پس از گذشت زمان دین و فرهنگ ایرانی جهت‌گیری ویژه‌ای پیدا کرد که اندیشه‌ی بنیادی آن را مارین موله، ایران‌شناس فرانسوی، این گونه بیان کرده است:

  «بزرگداشت زندگی در صورت‌های گوناگون آن و محکومیت بی‌چون و چرای تخریب، حمایت از باروری و ارزشیابی مناسب ثروت.»

  موله یادآور می‌شود که: «این اندیشه برای آیین ودایی نیز بیگانه نیست اما فقط چون اصلی در میان اصل‌های دیگر جلوه‌گری می‌کند. در ایران برعکس، این طرز تفکر است که اساس آیین را تشکیل می‌دهد. هر چیزی مطابق با وضعی که در برابر زندگی دارد و نسبت به حمایتی که از آن می‌کند مورد قضاوت قرار می‌گیرد.»

  موله محیط زیست متفاوت ایرانی‌ها و هندی‌ها را در پیدایش نگرش‌های متفاوت آن‌ها به زندگی اثرگذار می‌داند. او جنگلی بودن بخش زیادی از سرزمین هندوستان و بیابانی بودن بیش‌تر جاهای ایران را یادآور می‌شود و می‌گوید:

  « آفتاب سوزان بیایان، سرمای شدید زمستان و خشکسالی برای ایرانیان مسائلی به وجود آورد که برای هندیان بیگانه بود. چشمه‌های آب در فلات‌های بلند به ‌ ندرت یافت می‌شوند. خاک غیرحاصل‌خیز بخش بیش‌تر زمین‌ها را در بر می‌گیرد. زمین آبیاری شده باید قدم به قدم دفاع شود. بیرون از واحه‌ها دنیای خصمانه‌ای که طعمه‌ی نیروهای بد است، گسترده می‌شود. کاشتن گندم، شخم‌زدن زمین و آبیاری آن بهترین نوع ثواب است. با گسترش سطح کشاورزی شده، قلمرو نیکی افزایش می‌یابد و با کاشتن گندم بذر عدالت کاشته می‌شود. کوه‌های عریان و خالی، زمین آبیاری نشده، دریاچه‌های شور، به دیوان تعلق دارند و این دیوان هستند که زمستان را به وجود می‌آورند، بلای دیگری که شرایط رنج‌آور هستی کشاورز را متزلزل‌تر می‌کنند.»

  موله در ادامه‌ی بحث خود از تفاوت تصویر شاه آرمانی ایرانی‌ها با هندی‌ها سخن می‌گوید که فقط خیرخواه و پشتیبان آبادانی است: «چون نبردی در می‌گیرد و هنگامی که دشمنان کشور را اشغال می‌کنند، محصول خراب شده، وسایل آبیاری از هم پاشیده و زمین غارت گردیده است. برای این‌که دهقان بار آورد و او بتواند در آرامش به راه خود ادامه دهد، باید پشتیبانی داشته باشد و نیرویی توانا و قابل احترام سایه گستری کند و صلح را برقرار کند و حد خرابکاران را نگاه دارد. یک فرمانروای خوب برای پیشرفت، باروری و برای خود زندگی مورد نیاز است.»

  موله اسطوره‌ی نخستین انسان یا نخستین شاه را که در هر دو فرهنگ ایرانی و هندی وجود دارد، شاهد روشنی برای پشتیبانی از نظر خود می‌داند. در اسطوره‌ی هندی روزگاری وجود دارد که مردمان نمی‌مردند و زادآوری آن‌ها به افزایش جمعیت می‌انجامد و زمین گنجایش آدمیان را ندارد. پس نخستین شاه مرگ را به همراه آورد. اما در اسطوره‌‌‌ی ایرانی نه تنها دوران بی‌مرگی به خودی خود بد نیست، بلکه دوران طلایی به شمار می‌آید.

   «خوشبخت‌ترین هزاره‌ی تاریخ بشریت دوره‌ای است که شاه جمشید بر آن فرمانروایی می‌کند. هر سی‌صد سال به سی‌صد سال زمین برای این‌که بتواند تاب همه‌ی انسان‌ها را بیاورد تنگ و غیرکافی می‌گردد. پس جمشید آن را گسترش می‌دهد. او همان کاری را می‌کند که یک کدخدای ایرانی در وضع مشابه او انجام می‌هد.» (یعنی به گسترش زمین‌های کشاورزی می‌پردازد.)

  «بدون شک مرگ درخواهد رسید. این مرگ کار زمستان است. زمستانی که یا جادوگری آن را سبب خواهد شد و یا دیوان آن را به وجود خواهند آورد. این موضوع چون حادثه‌ی وحشتناکی تلقی خواهد شد نه چون راه حلی برای مشکلاتی که افزایش جمعیت تولید کرده است. پیش از آن‌که این زمستان در رسد می‌بینیم که جمشید وسایل مناسب برای محدود کردن خسارات تهیه می‌بیند. محوطه‌ای زمستانی بنا می‌کند که دست‌کم تعدادی از رعایایش بتوانند در آن جا از نابودی در امان باشند و در انتظار دوران بهتر به سر برند.»

  این نگرش به زندگی در باورهای دینی و اخلاقی ایرانیان نیز اثرگذاشته و از آن اثرپذیرفته است. به جای آوردن آیین‌های دینی خاص برای دورکردن دیوان و خشنود کردن عناصر بنیادی طبیعت چون آتش و آب و گیاهان راهی دیگر برای محفوظ ماندن از نابودی است. در نظر ایرانیان کسی که فقط از راه جنگ معاش می‌کند و تنها منبع گذران او غارت است، مورد پذیرش نیست. جنگ فقط به خاطر جنگ، راهزنی و نابودی بی‌فایده را باید رها کرد و فقط با کسی باید به جنگ پرداخت که نابودگر است و دارایی، چهارپایان، زمین و فرزندان را می‌گیرد.

  باورهای اخلاقی ایرانی‌ها برعکس هندی‌ها ریاضت کشانه نیست و «برای پایداری بهتر در برابر نابودی بیاد غذاخورد، دارایی به دست آورد و تولید کرد. اگر به گونه‌ی شایسته‌ای ارزشیابی کنیم، دارایی سلاحی است که مبارزه برعلیه نابودی را ممکن می‌سازد. تولید، مرگ و میر فردی را جانشین می‌‌گردد. بنابر متون پهلوی، عزیزترین آرزوی روح مخرب(یعنی اهریمن) این است که زمین خالی از مردمان شود. در سایه‌ی تولید است که این آرزو هرگز اجابت نخواهد شد.»

  «در چارچوب فردی نیز غذای فراوان سررسیدن جبری و تجمع نیروی بد را به عقب می‌راند. دارا به درویش و کسی که صاحب فرزندانی است بر کسی که بی فرزند است برتری دارد. اعتقادات اخلاقی مزدیسنایی عبارت از مبارزه است. ارزش هر انسانی به اندازه‌ی مقاومتی است که در برابر نابودی نشان می‌دهد. این اعتقاد اخلاقی ریاضت کشانه نیست ولی آیین لذت پرستی نیز نیست.»

  از آن چه گفت می‌توان دریافت که چرا جشن روز آغاز بهار(نوروز) نزد ایرانی‌ها ارزش فراوان داشته و با شکوه بسیار برگزار می‌شده است. به بیان مارین موله «مردم همگی کاری می‌کنند تا نشان دهند دوران جدیدی آغاز می‌شود. جامه‌های نو می‌پوشند، فرش‌های خانه را عوض می‌کنند و غیره. این در واقع بیداری گیاه است. در چند روز همه چیز عوض می‌شود. پس از خواب طولانی زمستانی، این بهار کوتاه ایرانی است که ضمن آن چند هفته همه چیز سبز است. پس از خشکی تابستان و سرماهای زمستان، این تجدید حیات و رستاخیز است، نماد و سبقتی از تجدید حیات و رستاخیز آینده.»

  منبع:

  موله، مارین. ایران باستان. ترجمه‌ی ژاله آموزگار. تهران: توس، چاپ ششم، 1386(صفحات 56 تا62 و صفحه‌ی 82)

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 6159 بار   |   دفعات چاپ: 1960 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 158 بار   |   0 نظر
تالار ایران
Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 73 queries by YEKTAWEB 3991