Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
حرف الف::
حرف ب::
حرف پ::
حرف ت::
حرف ث::
حرف ج::
حرف چ::
حرف ح::
حرف خ::
حرف د::
حرف ذ::
حرف ر::
حرف ز::
حرف ژ::
حرف س::
حرف ش::
حرف ص::
حرف ض::
حرف ط::
حرف ظ::
حرف ع::
حرف غ::
حرف ف::
حرف ق::
حرف ک::
حرف گ::
حرف ل::
حرف م::
حرف ن::
حرف و::
حرف ه::
حرف ی::
صفحه اصلی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: قربانی، ابوالقاسم
:: تقی‌زاده، حسن
:: ابرلن، شارل
:: علمی‌غروی، حمیده‌
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: آذری، زبان ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۶/۲/۱۲ | نویسنده: آقاي احسان يار شاطر | 

  زبان قدیم‌تر مردم آذربایجان، شعبه‌ای از زبان‌های ایرانی بوده است که به مناسبت انتساب به آذربایجان، آذری خوانده می‌شود و بعضی از واژه‌ها و جمله‌های آن در کتاب‌های جغرافیا باقی‌مانده و برخی نیز در بعضی ده‌ها‌ و نقطه‌های دوردست هنوز وجود دارد. تغییر زبان گفتاری از آذری ایرانی به آذری ترکی از زمان تسلط سلجوقیان آغاز شد و در دوره‌ی تسلط ترکمن‌ها و آغاز عصر صفوی بیش‌تر شهرها و ده‌ها را شامل شد.

  ریشه‌ی نام آذربایجان

  آذربایجان در فارسی میانه آتورپاتکان، در آثار کهن فارسی آذربادگان یا آذربایگان، در فارسی کنونی آذربایجان، در یونانی آتروپاتنه، در یونانی بیزانسی آذربیگانون، در ارمنی آتراپاتکان و در سریانی آذربایغان نام داشته است. این سرزمین به نام سردار آتروپات (به مفهوم در پناه آتش) نامیده شده است. او در زمان داریوش سوم، ساتراب ماد بود و در جنگ داریوش و اسکندر در گوگاما، فرماندهی سپاهیان مادی و کادوسی و آلبانی و ساکاسنی را برعهده داشت.

  آتروپات پس از شکست داریوش به اسکندر پیوست و از سوی او ساتراپ ماد شد. او در جشن معروفی به سال 324 پیش از میلاد، دختر خود را به ازدواج پردیکاس درآورد. پس از مرگ اسکندر و تقسیم امپراتوری او، آتروپات استقلال خویش را اعلام کرد(328 پیش از میلاد) و سرزمین خود یعنی ماد کوچک را در گوشه‌ی شمال غرب کشوری که سپس ایران شد، محفوظ داشت.

  سخن گفتن به آذری

  سخن گفتن به آذری در آذربایجان طی نخستین قرن‌های اسلامی و هم‌چنین ایرانی بودن آن در کتاب‌های مختلف تصریح شده است. قدیمی‌ترین مرجع در این مورد، گفته‌ی ابن‌مقفع(متوفی142 هجری/759 میلادی) به نقل ابن‌ندیم است که زبان آذربایجان را پهلوی(الفهلویه)، منسوب به فهله، یعنی سرزمینی شامل اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان، می‌شمارد(الفهرست، به کوشش فوگل، 13). همین قول در عبارت حمزه‌ی اصفهانی( به نفل یاقوت در معجم البلدان) و مفاتیح العلوم خوارزمی منعکس است.

  ذکر واژه‌ی آذری را پس از ابن‌مقفع در کتاب البلدان یعقوبی می‌توان یافت که حدود 278 هجری/891 قمری نوشته شده است. وی مردم آذربایجان را مخلوطی از ایرانیان آذری و جاودانیه‌ی قدیم می‌شمارد و به نظر می‌رسد منظورش آذربایجانی‌های مسلمان و آذربایجانی‌های پیرو بابک خرم دین است. ابن‌حوقل( متوفی 371 هجری/ 981 میلادی) نوشه است: " زبان مردم آذربایجان و بیش‌تر مردم ارمنستان ایرانی(الفارسیه) است که آن‌ها را به هم پیوند می‌زند و عربی نیز میان آنان به کار می‌رود و از آنان که به فارسی سخن می‌گوید، کم‌تر کسی است که عربی را نفهمد..."(صوره الرض، چاپ دوم، لیدن، 248).

  قول یاقوت حموی که می‌گوید: " مردم آذربایجان را زبانی است که آن را آذری(الاذریه) می‌نامند و مفهوم کسی جز آنان نیست(مجمع البلدان، لیدن، یکم، 172) رواج آذری را مقارن حمله‌ی مغول تایید می‌کند.س از بیان زکریا بن محمد قزوینی در آثار البلاد که در 674 هجری/1275 میلادی نوشته شده است و می‌گوید که : " هیچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نماند است مگر تبریز" بر می‌آید که دست کم تا زمان اباقا از تاثیر ترکی بر کنار بوده است.

  از این شواهد و شواهد دیگر آشکار است که مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به زبانی که از گویش‌های مهم ایران بوده و به مناسبت نام آذربایجان آذری خوانده می‌شده است، سخن می‌گفته‌اند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از یک دست بوده است، تا قرن هفتم و هشتم و به احتمال زیاد مدتی پس از آن نیز زبان غالب آذربایجان بوده است.

  نفوذ ترکی در آذربایجان

  ضعف تدریجی زبان آذری با نفوذ ترکی در آذربایجان آغاز شد. نخستین گروه ترکان در زمان حکومت محمود غزنوی به آذربایجان راه یافتند( ابن اثیر، حوادث سال 420). اما از زمان تسلط سلجوقیان بود که قبیله‌های ترک با فراوانی بیش‌تر به آذربایجان روی آوردند. با ادامه‌ی تسلط ترکان در دوران اتابکان عده‌ی آنان فزونی گرفت و در دوران مغول، که بیش‌تر لشکریان آن‌ها ترک‌نژاد بودند و آذربایجان را تختگاه خود قرار دادند، نفوذ ترکان بیش‌تر شد.

  آشوب‌هایی که در فاصله‌ی برافتادن مغولان و برخاستن صفویان در آذربایجان پیش آمد، عده‌ی بیش‌تری از لشکریان ترک را به آذربایجان خواند که در آن‌جا موطن گزیدند. حکومت آق‌قویونلوها و قره‌قویونلوها در آذربایجان در همین فاصله، زبان آذری را بیش از پیش تضعیف کرد، چنان‌که خاندان صفوی که در اصل ایرانی زبان بودند، در همین دوره ترک‌زبان شدند. حکومت صفویان با پشتیبانی قبیله‌های ترک‌ آذربایجان آغاز شد و نفوذ قزلباش پس از استقرار آن‌ها به رواج ترکی افزود و آذری را دست کم در مرکزهای عمده‌ی آذربایجان متروک ساخت. به این ترتیب، آرام آرام ترکی زبان رایج آذربایجان شد و حتی واژه‌ی آذری را برخی نویسندگان ترک و به پیروی از آنان برخی خاورشناسان به نوعی ترکی که در آذربایجان رواج دارد، اطلاق کردند.

  آذری باستان

  آذری باستان لهجه‌های مختلفی داشته است و قول مقدسی در احسن ا لتقاسیم که زبان‌های رایج در حدود اردبیل را هفتاد نوع می‌شمارد، با وجود مبالغه‌ی فاحشش، باید حاکی از همین تفاوت لهجه‌های محلی آذری دانست. به علاوه، آن زبان در ردیف زبان‌های عمده‌ی ایران، مانند دری و پهلوی، به شمار می‌رفته و اشتراک‌های زیادی با آن‌ها داشته است.

  زبان آذری را باید دنباله‌ی زبان مادی دانست. هیچ دلیل تاریخی وجود ندارد که پیش از غلبه‌ی ترکی زبان دیگری جانشین زبان مادری در آذربایجان شده باشد. جز آن‌ که می‌توان تصور کرد که زبان اشکانی و سپس فارسی به نوبت در مرکزهای عمده‌ی آذربایجان تا اندازه‌ای رواج یافته و اثرهایی در آذری بهخ وجود آورده است.

  چون از زبان مادی باستان اثر مستقلی در دست نیست و از آن جز برخی اصطلاح‌ها و اسامی و واژه‌های پراکنده، بیش‌تر در کتیبه‌های هخامنشی، به جا نمانده است، تشخیص دقیق‌تر آذری و خصوصیات آن تنها از مطالعه‌ی آثار آذری دوره‌ی اسلامی و هم‌چنین بقایای آذری در آذربایجان کنونی امکان‌پذیر است.

  آثار آذری

  آثار مکتوب آذری که در آثار دوره‌ی اسلامی پراکنده است، عبارت است از جمله‌ای از زبان تبریز در نزهه‌القلوب حمد الله مستوفی، جمله‌ای به زبان تبریزی و دو جمله از شیخ صفی‌الدین اردبیلی، یک دو بیتی از شیخ صفی، یک دو بیتی به زبان اردبیلی، یک دو بیتی به زبان خلخالی که همه در صفوه‌الصفای ابن‌بزاز(چاپ بمبئی) معاصر شیخ صدر‌الدین فرزند شیخ صفی‌ادین(قرن هشتم) موجود است، یازده دو بیتی از شیخ صفی در سلسله النسب صفویه نوشته‌ی شیخ حسین از اخلاف شیخ زاهد گیلانی مراد شیخ صفی‌الدین(چاپ برلین، 33-29) و ملمعی از همام تبریزی( متوفی 714 هجری/ 1214 قمری) به فارسی و زبانی محلی که باید زبان تبریز باشد( محمد محیط طباطبایی، " در پیرامون زبان فارسی"، مجله‌ی آموزش و پرورش، سال هشتم، شماره‌ی 10).

  گویش‌های کنونی آذری

  با وجود تضعیف زبان ایرانی آذربایجان از زمان غلبه‌ی مغول، گویش‌های آن زبان به طور کامل از میان نرفته، بلکه هنوز به طور پراکنده و اغلب با نام تاتی با آن‌ها سخن می‌گویند. این گویش‌ها از شمال به جنوب به اجمال عبارت‌اند از:

  1) کرینگان از ده‌های دیزمار خاوری در بخش وزرقان شهرستان اهر؛ 2) کلاسور و خوینه رود از ده‌های بخش کلیبر شهرستان اهر؛ 3) گلین‌قیه از ده‌های هرزند در شهرستان مرند؛ 4) عنبران در بخش نمین شهرستان اردبیل؛ 5) بیش‌تر ده‌های شاهرود خلخال(اسکستان، اسبو، درو، کلور، شال، دیز، کرین، لرد، کهل، طهارم، گلوزان، گیلوان، گندم آباد) همچنین کرنق در خورش رستم و کجل؛ 6) طارم علیا( بیشتر در نوکیان ، سیاهرود، کلاسر، هزاررود، جمال‌آباد، باکلور، چرزه و جیش‌آباد)؛ 7) رامند در جنوب و جنوب غربی قزوین( تاکستان، چال و اسفرورین، خیارج، خوزنین، دانسفان، ابراهیم‌آباد و سگزآباد)؛ 8) طالش از ‌الله بخش محله و شاندرمین در جنوب تا طالش کشور آذربایجان.

  منبع:

  دانشنامه‌ی ایران و اسلام، به کوشش احسان یار شاطر، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم تهران 1336، صفحه‌ی 61 تا 69. 

دفعات مشاهده: 13796 بار   |   دفعات چاپ: 3521 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 405 بار   |   21 نظر

CAPTCHA code
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام یا پست الکترونیک در تاریخ ۱۳۹۴/۲/۲۹
گه اضافی نخورید .آذربایجان از اولش تورک بوده و ترک هم خواهد ماند. ایران ابتدا کلا ترک بوده این شماها فارسها هستید که بعدا وارد کشور ما ایران شدید همانطور که میدانید ابتدا قوم ماد وارد این سرزمین شده بود البته قبل از اون سومریها اقوام تورک زبان ومتمدن در این سرزمین حضور داشتند پس به این یقین برسید که این سرزمین یعنی ایران متعلق به ترکهاست نه فارس ها که قوم وحشی و بیابانگرد بودند که از سرزمین هند وارد ایران شدند و حکومت سومریها واعیلام به دلایلی وحشی بودن فارسها آنهارا پارس نامیدند پارس یا فارس یعنی پارس کردن سگ .به این قوم وحشی داده شد
نظر ارسال شده توسط نام یا پست الکترونیک در تاریخ ۱۳۹۴/۲/۱۱
سلجوقیان، غزنویان، اتابكان، صفویان كه همگی ترك بودند در سایر نقاط ایران بیش از آذربایجان حكومت كرده‌اند و پایتخت دیرپای صفویان و سلجوقیان، اصفهان بوده و شهرهای تبریز و اردبیل كمتر به عنوان پایتخت حكومتهای فوق بوده اما چرا در این بین فقط مردم آذربایجان ترك شده ولی مثلاً مردم اصفهان ترك نشده‌اند و چگونه بعد از هفتاد سال تبلیغات با استفاده از بیت‌المال و وسایل ارتباطی پیشرفته و آموزش اجباری فارسی، تركهای آذربایجان فارس نشده‌اند، اما در زمان فلان شاه، باعدم وجود حتی یك صدم از این امكانات مردم غیر ترك یكباره ترك شده‌اند؟ و چرا اینگونه افراد در بررسی زبان مردم آذربایجان از زبان حداقل بیست و پنج میلیون آذربایجانی تُرك، چشم پوشی نموده و به گویش چند هزار نفر به لهجه‌های تاتی و هرزنی پناه می‌برند!
نظر ارسال شده توسط کاربر ناشناس در تاریخ ۱۳۹۲/۳/۸
چندی قبل مقاله‌ای تحت عنوان زبان فارسی و گویش آذری در آخرین شماره نشریه دانشجویی مبین (شماره ششم – اسفند 1380 ) به چاپ رسید که سراسر تحریف واقعیت و توهین به زبان و فرهنگ ملت آذربایجان بود که احساسات قشر طالب علم و دانش دانشگاه را جریحه دار نمود. لذا با اینکه تحریفات نام برده در حد نوشتن جوابیه نمی‌باشد، ولی به منظور آگاهی افکار عمومی دانشجویان تصمیم به تنظیم نوشته‌ای که هم‌اکنون در خدمتتان می‌‌باشد گرفتیم. در ابتدا قبل از شروع بررسی تاریخی ترکی بودن زبان مردم آذربایجان از حداقل هفت هزار سال قبل تا به امروز سخنی چند با نویسندة محترم داریم.
نویسندة گرامی اطلاعات نادرستی که جنابعالی سعی در تلقین آنها به خواننده دارید به پیرو سیاستهای شونیستی و پان فارسیستی رژیم پهلوی می‌باشد، که بعد از انقلاب اسلامی نیز ادامه دارد، البته از شدت آن کمی کاسته شده است. بنابراین جنابعالی می‌توانید از منابع بی‌طرف و بی‌غرض که بعد از انقلاب به چاپ رسیده برای پی بردن به واقعیات‌های تاریخی استفاده نمایید.
همچنین توجه جنابعالی و امثالهم به این آیه از قرآن بسیار ضروری می‌باشد: « و من ایاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ان فی ذالک لایات للعالمین» (سوره روم آیه 22)
ترجمه: از نشانه‌های او (خداوند) است، آفرینش زمین و آسمان و اختلاف زبانها و نژادها است، اینها آیات خداوند را برای انسان روشن می‌سازد.
اما زبان مورد ادعائی نویسنده مقاله عنوان شده، و سایر منابع وابسته به شوونیسم که هیچگونه وجود خارجی ندارد و لازم به ذکر است که این زبان اختراع جاسوس و عامل انگلیسی در ایران (احمد کسروی) می‌باشد، که ایشان نیم زبانهای تاتی و تالشی موجود در بعضی از روستاهای منطقه مرند را که متکلمین آن حتی به چند هزار نفر هم نمی‌رسد را به عنوان زبان آذری تلقی کرده که گویا زبان باستانی آذربایجان نیز بوده. البته این ادعاها به هیچ گونه پایگاه علمی وابسته نیست، چرا که کسی از گرامر، قواعد، دستورزبان،‌صرف و نحو زبانی جعلی بنام آذری اطلاعی ندارد و قواعد آنرا تدوین نکرده از تاریخ رونق و ادامة حیات آن و کاربرد و قلمرو نفوذ ادعائی آن، فولکلور، داستان، افسانه و آثار برگزیدة نظم و نثر یا … اثری ملموس ارائه نشده، از نقش زبان ادعائی (آذری) در ادبیات فارسی و زبان ترکی و زبانهای دیگر، ماقبل و مابعد آن چیزی در بین نیست و اگر واقعاً هست در کجا تدریس می‌شود؟ کسی تا به حال آنرا یاد نگرفته و کسی یاد نداده و اگر وجود داشت، در هفتاد سال گذشته بدون شک در دانشکده‌های ادبیات خود، جزء دروس اجباری تدریس، و جزء مواد درسی مؤسسات عالی یا در برنامه درسی دبیرستانها قرار می‌گرفت.1
همچنین زبان ترکی که به ادعای نویسنده در زمان صفویه به میان آمده (یعنی که به قول ایشان سابقاً وجود نداشته) هم قبل و هم بعد از صفویه آثار ارجمندی بر جای گذاشته است که تعداد آنها بالغ بر صدها کتاب، رساله و اثر علمی، ادبی، فلسفی، شعر، نظم و نثر می‌باشد که بعضی از آثار ماقبلی صفوی عبارتند از: قوتاد، قوبیلیک، نهج الفرادیس، عتبه الحقایق، صحاح‌العجم، اغوزنامه، دیوان الغات الترک محمود کاشغری و صدها اثر دیگر که طبعاً برای نوشتن آنها پشتوانه ادبی هزاران ساله لازم است که با فرض آذری بودن ترکان آذربایجان نمی‌توان کتابهای خلق الساعه نوشت.
اما جالبتر اینکه حتی یک کتاب یا دیوان به زبان آذری وجود ندارد.2 ولی استحکام زبان ترکی تا آنجاست که توانست زبان عربی را که جزو زبانهای با قاعده و گستردة دنیاست پس از حملة اعراب در آذربایجان، منزوی و مستحیل کند چنانچه زبان عربی وارد آذربایجان نشده و ادامه حیات نداده است.3
همچنین نویسندة محترم مقالة نام برده و مدافعان زبان آذری، گاه سلجوقیان، گاه غزنویان، گاه مغولها و گاه صفویان را موجب تُرک شدن ترکهای آذربایجان می‌دانند. اما کسی که کمترین اطلاعی از تاریخ داشته باشد، به خوبی می‌داندکه مغولها از چین تا غرب آفریقا و از سیبری تا اقیانوس هند را تحت حکومت داشتند و خانهای مغول بر تمام آسیای میانه و هندوستان و ایران حکمرانی می‌کردند پس چرا مردم سایر مناطق غیر ترک زبان را ترک نکرده‌اند؟
سلجوقیان، غزنویان، اتابکان، صفویان و مغولها که همگی ترک بودند در سایر نقاط ایران بیش از آذربایجان حکومت کرده‌اند و پایتخت دیرپای صفویان و سلجوقیان، اصفهان بوده و شهرهای تبریز ، مراغه و اردبیل کمتر به عنوان پایتخت حکومتهای فوق بوده اما چرا در این بین فقط مردم آذربایجان ترک شده ولی مثلاً مردم اصفهان ترک نشده‌اند و چگونه بعد از هفتاد سال تبلیغات با استفاده از بیت‌المال و وسایل ارتباطی پیشرفته و آموزش اجباری فارسی، ترکهای آذربایجان فارس نشده‌اند، اما در زمان فلان شاه، باعدم وجود حتی یک صدم از این امکانات مردم غیر ترک یکباره ترک شده‌اند؟ و چرا اینگونه افراد در بررسی زبان مردم آذربایجان از زبان حداقل بیست و پنج میلیون آذربایجانی تُرک، چشم پوشی نموده و به گویش چند هزار نفر به لهجه‌های تاتی و هرزنی پناه می‌برند؟
اما به منظور بررسی زبان آذربایجان در طول تاریخ، در ابتدا به بررسی تاریخ اقوام و حکومتهایی که در آذربایجان بوده‌اند می‌پردازیم. در مورد ملتهایی که قبلاً در آذربایجان زیسته‌اند می‌توان به سومئرها، ایلامیها، هوری‌ها، آراتتاها، کاسسی‌ها، قوتتی‌ها، لولوبی‌ها، اورارتوها، ایشغوزها (ایسکیت‌ها)، مانناها، گیلزان‌ها، کاسپی‌ها و … اشاره کرد که زبان تمامی آنها التصاقی و جزو خانوادة زبانهای ترکی بوده.4 از این میان سومئریها، ایلامیها و هوری‌ها اقوامی بودند که اولین تمدنها و مدنیّتها را روی زمین بنا نهادند.
با توجه به کتب ارزشمندی چون کتابهای پی‌یئرآمیه، دکتر ضیاء صدر، پروفسور دکتر زهتابی و … می‌توان به صراحت گفت که آذربایجان از حدود هفت هزار سال قبل جایگاه تمدنهای نامبرده می‌باشد. در این مورد نیز چندی پیش یک هیأت باستانشناسی آمریکایی – ایرانی در تپة حسنلو به کشفهای ارزشمندی دست یافتند. رهبر این هیأت (رائبرت دالسون) بعد از تحقیقات فراوان، تاریخ این منطقه را به ده دوره تقسیم کرد که اولین دوره حدود 6000 سال قبل از میلاد و چهارمین دوره مربوط به 1300 سال قبل از میلاد تا 800 سال قبل از میلاد می‌باشد. که اولین دوره مربوط به هوریها و آخرین دوره مربوط به مانناها می‌باشد.
1 – جایگاه اصلی هوریها در هزاره 3 و 4 (600 سال قبل) در آذربایجان و مناطقی از قسمتهای شمالی زاگرس و کوههای توروس بود.6 همچنین از ربع سوم هزارة قبل از میلاد (2400 سال قبل از میلاد) سند نوشته‌ای بدست آمده که با الفبای اککد و به زبان التصاقی هوری بوده که این سند متعلق به یکی از پادشاهان هوری بنام تیشاری می‌باشد و نیز نام یکی دیگر از پادشاهان هوریها به نام ساشانار که در 1450 سال قبل از میلاد حکومت می‌کرده نیز معلوم است.
2 – کاسسی‌ها: درست است که کاسسی‌ها در آذربایجان نبودند ولی در همسایگی آنها می‌زیستند. و تقریباً 3000 سال قبل از میلاد مابین ایلام و مناطقی از آذربایجان ساکن بودند8 و به دلیل همزبانی و ارتباط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی تاثیر زیادی در تاریخ آذربایجان داشته‌اند.
3 – قوتتی‌ها در 2800 سال قبل از میلاد و لولوبی‌ها 2500 سال قبل از میلاد در شرق و جنوب دریاچه ارومیه و قزوین و همدان ساکن بوده و حکومت کرده‌اند.
4 – اورارتوها 1000 سال قبل از میلاد در آناتولی و پیرامون دریاچه وان و کوههای زاگرس و اطراف دریاچه ارومیه و شهرهای ماکو و نخجوان امروزی صاحب تمدن بوده‌اند.10
5 – در اوایل عصر 19 قبل از میلاد، قبایل مانناها با به هم پیوستن، دولت بزرگی در آذربایجان به وجود آورده و حکومت کرده‌اند.
6 – مادها که اولادهای قوتتی‌ها و لولوبی‌ها بودند 670 سال قبل از میلاد با اعتلاف با مانناها حکومتی قدرتمند به وجود آوردند که همدان، اراک، ساوه، زرند، سونقور، کاشان، قم ، قزوین ، زنجان و … تحت حاکمیت آنها بوده.
واما در مورد زبان، همچنین ارتباط زبانی مادها و سومئرها دیاکونوف در فصل 42 کتاب خود می‌نویسد که در لیست نامهای شاهان ماد یعنی قوتتی‌ها، به نامهایی بر می‌خوریم که در لیست نام شاهان سومئر می‌باشد.
از دیگر همسایگان مادها که همزمان با آنها بوده و زبان هردوی آنها از یک خانواده می‌باشد می‌توان به ایشغوزها اشاره کرد که در قرنهای 7 و 8 قبل از میلاد در قسمتهایی از آذربایجان زندگی کرده‌اند.
برخلاف آنچه که امروز شایع شده مادها نوة یک قبیلة منفرد بودند که به اصطلاح از سایر آریائیها جدا شده و در آذربایجان ساکن شده‌اند و نه به رغم عقیدة شایع، دایر بر اینکه منابع مربوط به تاریخ ماد فوق العاده ناچیز است، منابع آشوری از قرن هفتم تا قرن نهم قبل از میلاد نه تنها برای احیای تاریخ باستان آذربایجان کافی است بلکه جزئیات مهمی را نیز روشن می‌سازد. با تغییر و تحولات در اوضاع سیاسی آنروزگار در آذربایجان، هفت قبیله آذربایجان باستان که قبلاً جزو اتحادیه ماننا و اورارتووساکایی بودند اتحادیه‌ای تشکیل دادند که بعدها یونانیان باستان آنها را میدیا آنچه ما، ماد می‌نامیم نامیدند، این قبایل را هرودوت تاریخ نگار یونانی چنین نام می‌برد:
1 – بوآسای Bousai
2 – پارتلاکئنوی Parelakenoi
3 – آستروخات Stroukhotes
4 – مغ Magai
5 – بودیو Boudioi
6 – آری زانتوی Ariazantoi
7 – ماد Mid
و نیز مطالعه نامهای شهرها و ولایات ماد نشان می‌دهد که آنان آریایی نیستند.
بعد از آشنایی با تعدادی از اقوام و حکومتهای آذربایجان، اینک به بررسی نوع زبان آنها می‌پردازیم.
طبق تقسیم بندی متخصصان زبان‌شناس، کل زبانهای موجود در دنیا به سه شاخه تقسیم بندی می‌شود:
1 – زبانهای التصاقی که تمام زبانهای مربوطه به خانواده زبان ترکی در این شاخه قرار دارند.
2 – زبانهای تحلیلی که از مهمترین زبان این شاخه می‌توان به زبان عربی اشاره کرد (با توجه به این که فارسی نیز سی و سومین لهجه زبان عربی می‌باشد بنابراین فارسی نیز در این شاخه قرار دارد.)
3 – زبانهای هجایی که از شاخص‌ترین زبانهای این شاخه نیز می‌توان به زبان چینی اشاره کرد.
حال با توجه به این تقسیم‌بندی و با توجه به اسناد تاریخی و علمی به بررسی نوع زبان اقوام ساکن در آذربایجان می‌پردازیم.
طبق تحقیقات هومئل زبانهای ایلام وسومئر از یک پایه و جزو زبانهای اورال- آلتایی (التصاقی) می‌باشد. زبانهای هوری و لولوبی نیز نه، تحلیلی و نه هجایی بوده، بلکه آنهانیز جزو زبانهای التصاقی می‌باشند.
همچنین طبق نظریه ماراک دئمیکین (آکادئمیکین) زبان کاسسی‌ها، ایلامی‌ها، قوتتی‌ها، مادها و مانناها نیز التصاقی بود.
زبانهای قوتتی‌ها، لولوبی‌ها همانند بوده و با زبانهای اورارتوها و هوری‌ها خویشاوند می‌باشند.
بدین ترتیب است که از 7000 سال قبل تا 2500 سال قبل یعنی مدت 4500 سال به طور مطلق در منطقه جغرافیایی آذربایجان تنها و تنها اقوام التصاقی زبان (ترک) زندگی و حکومت کرده‌اند . همچنین اگر تاریخ بعد از 2500 سال قبل از میلاد را بررسی کنیم باز آذربایجان در بیشتر مقاطع تاریخی مستقل از حکومت‌های دیگر منطقه بوده، به طوریکه در زمان هخامنشیان آذربایجان در مقابل آریاییها سرفرود نیاورده و تا سرنگونی این حکومت، تمام فرهنگها و آداب و سنن و زبان خود را حفظ کرده همچنین در تایید گفتة بالا می‌توان به کشته شدن کورش، شاه هخامنشیان توسط ملکه آذربایجان (تومروس) اشاره کرد.20

در زمان سلوکیان نیز کل آذربایجان مستقل از حکومت سلوکیان بوده و اسکندر نتوانست آذربایجان را به تصرف درآورد.21و در این مورد استرابو جغرافیدان یونانی می‌نویسد: در زمان حمله اسکندر، سرداری بنام آتوروپات آذربایجان را از چنگ اندازی اسکــندر محفوظ نگهداشت.

در زمان ساسانیان نیز آذربایجان مستقل بوده و حتی بعد از شاپور دوم، ساسانیان با هیتی‌ها (هیاطله) پیمان اتحاد بستند تا در شمال غرب با روم بجنگد. بعد از اسلام نیز ترکان اغوز که شمشیر اسلام نامیده می‌شده‌اند، در آذربایجان حکومت قدرتمندی بنا کرده و با ملازگرد مبارزه کرده و توسط آلپ ارسلان ضربه سنگینی به آنها واردآوردند. بعد از اغوزها نیز حکومتهایی که در آذربایجان و گاهی در مناطقی از ایران حکومت می‌کرده‌اند. از جمله غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولها، اتابکیان، تاتارها، آق‌قویونلوها، قره‌قویونلوها، صفویان، افشاریان و قاجارها تماماً ترک زبان (التصاقی) می‌باشند.

در مورد ترکی بودن زبان مردم آذربایجان اسناد و مدارک بسیار زیادی موجود است، مثلاً: دیونیوس پریگت جغرافی‌نگار و شاعر یونانی صدة چهار میلادی ترک زبانان را ساکن اصلی این منطقه می‌داند و نیز محمد عوفی در ذکر خلافت عمربن عبدالعزیز که از سال 99 تا 101 هجری ادامه داشت، از قیام بیست هزار ترک آذربایجانی سخن می‌گوید.

همچنین اخبار موثّق عبیدبن‌شریعه جرهومی که شخص معمّر و محترم در دربار اموی بوده در حضور معاویه سخن می‌گوید: (آذربایجان از سرزمین ترکان است) و این خبر را طبری و به نقل از او بلعمی و حمزة اصفهانی و ابن اثیر در کتابهای تاریخ بلعمی، تاریخ طبری، تاریخ پیامبران و الکامل گزارش کرده‌اند که از متون معتبر اسلامی به شمار می‌روند.

از دیگر محققانی که آذربایجان را به عنوان سرزمین ترکها نام می‌برند می‌توان : ژ . اوپر، قرتیز هومئل، ا . م . محمد اوف، ت . حاجی یف، گ . ا . ملیکشویلی، ع . دمیرچی‌زاده، تیمور پیر هاشمی، یامپولسکی، ی . ک . یوسف‌اف، یومینوس ، وروشل گوگازیان. زکی ولید دوغان، پروفسور دکتر محمد تقی زهتابی و دهها محقق و دانشمند را نام برد.

در این میان بهتر است به نظر یامپولسکی نیز اشاره کرد که می‌گوید: ترکها در اطراف دریاچه ارومیه زندگی می‌کنند و آشوریها آنها را توروک türük (یامون توروک به معنی ترکهای نیرومند) نام برده‌اند و در سنگ نوشته‌های اورارتوئی هم سخن از قومی بنام توریخی رفته که در آذربایجان می‌زیستند. (اوایل هزارة قبل از میلاد) و می‌گوید توروکها یا توریخی‌ها همان ترکها هستند.

بهر حال ترک بودن ملت آذربایجان از هزاران سال قبل بر همه کس مسلّم می‌باشد و دیگر نیاز به توضیح اضافی احساس نمی‌شود ولی در مورد سابقة تاریخی خود فارسها کمی توضیح را لازم دیدیم:

برخی از نسب شناسان، فارسها را از نسل «فارس بن یا سور بن نوح» و بعضی دیگر آنها را از فرزندان «فارس بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم» و بعضی دیگر از نسل «فرزندان یسراسود پسر سام پسر نوح» و بعضی از نسل اسماعیل می‌دانند. واژه فارس در زبان عربی به معنی سوارکار بوده و غیاث الدین رامپوری در غیاث اللغات همین معنی را فارس دانسته همچنین به عقیده غیاث الدین رامپوری فارسها از نسل «پارس پسر پهلو بن سام بن نوح » هستند.

مسعودی در کتاب «مروج الذهب » در مورد نسب فارسها می‌نویسد «فارس» از فرزندان ارم بن افخشد بن سام بن نوح بوده که او چند ده پسر آورد که همگی سوارکار بودند و چون سوار را بعربی فارس گفتند این قوم را نیز به انتساب فروسیت و سوارکاری فارس نامیدند.همچنین در جایی دیگر خطان بن معلی فارس‌ [ درشعری] در این باب می‌گوید: سبب ما بود که فارسان را فارس گفتند و سواران و سالخوردگانی که بروز تاخت و تاز، چون گوی بدور هم می‌پیچیدند از ما بودند.
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۱۱
چوخخ قشنگدی
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۱/۱/۲۵
يا شما مي توانيد يك كتاب قابل اعتماد در مورد دستور زبان ، ضرب المثل ، افسانه و داستان ، ديوان كامل شعر(نه چند بيت مجهول الحال) را از زبان به اصطلاح آذري نشان دهيد.زيرا زباني كه به قول شما پيش از سلام و تا دوره ي كسروي بوده بايد تا حالا ده ها ديوان شعر و شاعر شناخته شده ،صدها ضرب المثل و صدها داستان منثور و منظوم داشته باشد !!!!!!!!!
نظر ارسال شده توسط آذری آریایی در تاریخ ۱۳۹۰/۹/۲۰
منم یه آذری هستم و اهل تبریز
آذربایجام ایران از نژاد آریاست !! زبان مهم نیست مهم اصلیتمان است که ایرانی و آریایی هستیم !!
امروزه دانشمندان طی برسی های ژنتیکی ثابت کرده اند که آذربایجان ایران نژادی برابر سایر نقاط ایران دارد و آریاییست !!
اینکه زبانمان شبیه ترک ها شده دلیل نمیشه که ترک باشیم !!
الان تو قرن 21 هستیم و اثبات ژنتیکی همه چیز را ثابت میکند !!
پس خواهشاً این سخنان بی پایه و اساس را نزنید که آذری ها ترک هستند خیر به هیچوجه نیستند !! کوچکترین شباهتی بین ترک و یک آذری ایرانی نیست !!

با تشکر
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۷/۲۵
ترک‌بودن یا ترک‌شدن یا فارس‌بودن یا فارس‌شدن برای انسان برتری پدید نمی‌آورد:
ستوده‌تر آن‌ کس بود در جهان که نیکش بود آشکار و نهان
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۷/۲۳
ـرک ها اصلا نژادشون بعد ازز حمله ی مغول شکل گرفته بعد آریایی های 10000 ساله رو بی تمدن می گن ؟؟؟؟؟؟؟
برین بگردین ببینم کجای تاریخ قبل از حمله ی مغول ترک بوده ؟؟؟؟
حالا دیگه ترک ها بر ما ابزار آقایی در تمدن می کنن ...............
ما نژاد جمشید و داریوش و............. هستیم .... سرافرازی بی نهایت
حالا بگین ببینم شما از کی هستین
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۵/۱۷
سومر 7000 ساله ترک است؟ 92 درصد فارسی از ترکی و عربی است؟، بشر بودن ترکها و بشر نبودن پارسیها ( چه مسخره)!
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۱/۲۱
اینجا قصد زبانشناسان نشان دادن حقایق تاریخی است...کسانی که جنبه شنیدن حقایق را ندارند چیزی ننویسند.دوست منو چه مدرکی جز عقده و خشم سبب شد بگید 92% فارسی عربی و ترکیست!!!کسی قصد توهین به ترک زبان ها رو نداره!!حالا هم که ترکی آذری زبان 4و5 استان و 1 کشور ا.پس شما که ترک زبانی در موضع قدرتی نه من پارسی زبان.دلیل این کینه چیه؟؟ مطمین باش شما که زبانت ترکیست نژادت تاتتاری و ترکی نیست. ما همه از نژاد مخلوطی هستیم که پایه اش هنداروپایی است.البته نژاد های دیگه هم آمیخته شدن ولی این همه جنگ سر چی است!؟؟نژاد؟؟ که تقریبا یکیست!! زبان؟؟ خوب شما تو آذربایجان همه ترکی حرف میزنید!!ما همه باید فکر ایران باشیییم!! ضمنا قبل از آرییایها مردم غرب ایران از نژاد مردم کاسی و هاتی بودن که امروز در گرجستان هنوز هم هستن.....راستی ترکی آذری 45% عربی و % 25پارسی است و تنها 30% ترکی اصیل است. میتونی تو ویکیپدیا راجع بهش بخونی!!!
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۹
واقعيت آن ات كه تمدن ماد و تركي با هم آذري را بوجود آورده اند .
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۸/۸/۱۹
اطلاعت بیشتری درمورد زبان آذری ایرانی بدهید
نظر ارسال شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۲۶
نام ايران از چه دوره‌اي بر اين سرزمين گذاشته شد؟
http://www.jazirehdanesh.com/find-1.473.981.fa.html
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۲۶
اولا نام كشور ما ايران نبود آيران بوده كه يك كلمه تركي است
نظر ارسال شده توسط بابك در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۲۵
من چند سال ژاپن بوده ام و الان زبان ژاپني را خوب بلدم.من اگر كتابي به اين زبان بنويسم احتمالا پس قرنها افراد كم عقلي چون كسروي و جلال متيني پيدا خواهند شد و به استناد كتاب من خواهند گفت كه آذرباجانيها قبلا به زبان ژاپني حرف ميزدند اين هم دليل محكم.اينكه كسي به يك زباني شعر بگويد يا چيزي بنويسد دليل نميشود كه مردم آن نواحي هم به آن زبان حرف بزنند.همانگونه كه اكثر نوشته هاي آذربايجانيها به دليل نژادپرستي به فارسي نوشته ميشود.ولي مردم آذربايجان فارس نيستند.پس اگر كسي شعري گفته يا حرفي زده از كجا معلوم كه زبان بومي آنجا باشدشماها كارتان را راحت كنيد و بگوييد چون نظامي آثارش فارسي است پس خودش هم حتما فارس بوده است.
نظر ارسال شده توسط babak در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۲۵
اگه آذري لهجه فارسي باشه پس ميشه نتيجه گرفت كه گويندگان آن هم حداكثر 3000 سال پيش با آرياييها وارد ايران شدند.شما كه اينقدر اطلاعات قوي داريد به ما بگوييد آيا قبل از آمدن آرياييها آذربايجان خالي از سكنه بود يا نه؟اگر نبود زبانشان چه زباني بود؟يعني قبل از آذري مردم آنجا به چه زباني حرف ميزدند؟ضمنا چندين روستاي ترك زبان در اصفهان و كرمان و خوزستان و ... وجود دارند پس بايد نتيجه بگيريم كه آن استانها قبلا ترك زبان بوده اند؟شما لهجه تالشي يا تاتي را با آذري جناب كسروي اشتباه گرفته ايد.من اهل عنبران هستم.ما تالشي هستيم و هيچگاه زبان ما آذري نبوده است.ما به تالشي حرف ميزنيم و از تالشهاي گيلاني هستيم كه الان جز استان اردبيل هستيم.اينقدر خودتان را اذيت نكنيد آذري ديگر چه صيغه ايست؟اهالي عنبران تالشي هستند تمام.
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۷/۷/۱
هر چند خواستگاه سومری‌ها هنوز روشن نیست، بیشتر سومرشناسان آنان را مردمانی از جنوب شرقی ایران و نزدیک به مردم بلوچ می‌دانند. هم‌چنین گمان می‌رود مردمانی از شهر باستانی جیرفت باشند. بنابراین، اگر بخواهیم بحث از نزاد بکنیم، آن‌ها نه ترک بودند و نه از قوم پارس و آرایا. اما آن‌ها را می‌توانیم ایرانی بدانیم و افتخار کنیم.
بررسی پژوهشگران غربی نشان داده که حتی در آثار شاعرانی چون حافظ و سعدی فقط حدود 60 درصد واژه‌های عربی وجود دارد. در سخنان فردوسی فرزانه نیز بیش از 95 درصد واژه‌های فارسی به کار رفته است.
اگر آذربایجان نیز چونان فردوسی فرزانه داشت و اگر فرمانروایانی ایرانی مانند سامانیان، ترک نمی‌شد.
ترک‌بودن یا ترک‌شدن یا فارس‌بودن یا فارس‌شدن برای انسان برتری پدید نمی‌آورد:
ستوده‌تر آن‌ کس بود در جهان که نیکش بود آشکار و نهان
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۷/۶/۳۱
سلام تا جایی که من می دونم ایران تمدنی نداشته که زبانی هم داشته باشه قویترین زبانش که فارسی باشه 92% از ترکی و عربی گرفته شده این ترک های آذربایجان بودند که 7000 سال قبل اولین تمدن بشری رو پایه گذاری کردند(سومر)اگر آذربایجان به وسیله مغول ترک شده چرا سایر قسمت های ایران نشدند ؟پس سعی نکنید با چند دلیل مسخره نژاد اصیل ترک آذربایجان رو به نژاد بی تمدن آریا و پارس نسبت دهید برای شما هم آرزو دارم روزی هویت پیدا کنید و جهان روزی پارس رو هم به عنوان بشر بشناسه
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۶/۸/۲۶
در اوايل سده‌ي هفتم ق. «ياقوت حموي» مي‌نويسد: «مردم آذربايجان زباني دارند كه آن را "آذري" (الآذرية) مي‌نامند و براي ديگران مفهوم نيست» (ج1/ ص128). «حمدالله مستوفي» مورخ اوايل سده‌ي هشتم ق. درباره‌ي زبان مردم «مراغه» مي‌نويسد: «زبان‌شان پهلوي مغير است» (ص 100)؛ و درباره‌ي زبان مردم «زنجان» مي‌گويد: «زبان‌شان پهلوي راست (= كامل) است» (ص 67)؛ و درباره‌ي زبان مردم «گشتاسفي» (ولايتي ميان اردبيل و باكو) اظهار مي‌دارد كه: «زبان‌شان پهلوي به جيلاني بازبسته است» (ص 107).
در سده‌ي دوازدهم ق. «اولياي چلبي» جهانگرد عثمانيايي درباره‌ي مردم تبريز مي‌نويسد: «ارباب معارف آن به فارسي تكلم مي‌كنند» و درباره‌ي مراغه مي‌گويد: «اكثر زنان مراغه به زبان پهلوي گفت‌وگو مي‌كنند» (رياحي خويي، ص 4-33).
از مجموعه‌ي اين اسناد و شواهد تاريخي به روشني برمي‌آيد كه مردم آذربايجان تا پيش از گسترش و چيرگي كامل زبان كنوني تركي در عصر صفوي، به يكي از زبان‌هاي ايراني كه گاه «پهلوي» و گاهي «آذري» خوانده شده و با زبان مردم ري و همدان و اصفهان پيوسته و خويشاوند بوده، سخن مي‌گفته‌اند. چنان كه مي‌بينيد، در هيچ يك از اسناد و منابع تاريخي اين دوره، زبان مردم آذربايجان، «تركي» دانسته نشده است.
ادامه را در اين‌جا بخوانيد:
http://www.azargoshnasp.net/languages/Azari/azarifarrkiyaani.htm
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۶/۶/۳۰
سلام عرض مي كنم خدمت دوستان محترم
من اهل شهرستان نمين در استان اردبيل هستم
گويش آذري كه به منطقه نمين نسبت داده ايد در واقع لهجه اي از زبان گيلكي رايج در گيلان مي باشد و عنبران هم در واقع چسبيده به استان گيلان و تالش جمهوري آذربايجان مي باشد
از شما خواهشمندم براي كينه توزي با زبان مادري ما (تركي) دليلي بياوريد كه لااقل مرغ پخته هم خنده نكند
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۶/۲/۱۷
روستای ÷یله رود اردبیل هنوز زبان آذری قدیم را حفظ کرده است
Encyclopedia
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 57 queries by YEKTAWEB 3792