Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
حرف الف::
حرف ب::
حرف پ::
حرف ت::
حرف ث::
حرف ج::
حرف چ::
حرف ح::
حرف خ::
حرف د::
حرف ذ::
حرف ر::
حرف ز::
حرف ژ::
حرف س::
حرف ش::
حرف ص::
حرف ض::
حرف ط::
حرف ظ::
حرف ع::
حرف غ::
حرف ف::
حرف ق::
حرف ک::
حرف گ::
حرف ل::
حرف م::
حرف ن::
حرف و::
حرف ه::
حرف ی::
صفحه اصلی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: قربانی، ابوالقاسم
:: تقی‌زاده، حسن
:: ابرلن، شارل
:: علمی‌غروی، حمیده‌
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: لیبریا ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۱۱/۱۴ | نویسنده: آقاي سیروس غفاریان | 

  جمهوری لیبریا در غرب آفریقا بین گینه ، ساحل عاج و سیرالئون قرار دارد و یکی از کهن‌ترین کشورهایی آفریقایی است که نظام جمهوری دارد. هر چند این کشور را بردگان آزادشده‌ی آمریکا و جزیره‌های کاراییب بنیان نهادند، آفریقایی‌های بومی بخش اصلی مردمان این کشور را می‌سازند و زاده‌های بردگان آزادشده فقط 5 درصد از جمعیت این کشور هستند. این کشور سال‌ها در آرامش بود تا این که به دلیل گرانی مواد غذایی ساموئل دو علیه ویلیام تولبرت کودتا کرد. آن کودتا به حکومت اقلیت آمریکاییان آزادشده پایان داد، اما دوران ناپایدار و پرآشوبی را به همراه داشت.


 لیبریا نیم‌نگاه

  موقعیت: غرب آفریقا بین گینه ، ساحل عاج و سیرالئون

  مختصات جغرافیایی: 30  6 شمالی، 30  9 غربی

  مساحت: 99067 کیلومتر مربع

  مرز: 1585 کیلومتر(563 کیلومتر با گینه، 760 کیلومتر با

  ساحل عاج و 306 کیلومتر با سرالئون)

  آب و هوا: گرمسیری، مرطوب، زمستان‌های خشک با روزهای گرم

  و شب‌های سرد و تابستان‌ها ابری و بارانی

  بلندترین نقطه: کوه ویوتوه با 1380 متر

  پست‌ترین نقطه: اقیانوس اتلانتیک(صفر)

  جمعیت: 6/3 میلیون(برآورد 2005)

  دین: مسیحی، اسلام و طبیعت‌پرستی

  زبان‌ها: انگلیسی و زبان‌های بومی

  حکومت: جمهوری

  ریاست جمهور: الن ‌جانسون-شیرلیف

  پایتخت: مونروویا

  منابع طبیعی: آهن، لاستیک، الوار، قهوه، کاکائو

  صنعت: فرآوری لاستیک، فرآوری روغن نخل، تولید الوار، فولاد

  محصولات کشاورزی: لاستیک، قهوه، کاکائو، برنج، کاساوا، روعن نخل، نی‌شکر، موز، الوار، گوسفند و بز

  تولید ناخالص ملی: 911/2 میلیارد دلار(برآورد 2006)

  پول: دلار لیبریایی

  دامنه‌ی اینترنتی: lr

  پیش‌شماره‌: 231


    جغرافیا

  لیبریا بین گینه، ساحل عاج و سیرالئون قرار دارد و می‌توان از آن‌ها به عنوان دروازه‌ی غربی آفریقا یاد کرد، زیرا راه ورود به همه‌ی کشورهای آفریقای غربی است. از راه این کشور و خلیج گینه می‌توان به کشورهای بنین، لسوتو، نیجریه،کامرون و همچنین کشور چاد راه یافت .

  منابع طبیعی

  لیبریا مانند کشورهای پیرامون آن، هم از نظر فرآورده‌های کشاورزی و باغداری ویژه‌ی سرزمین‌های گرمسیری و استوایی مانند کاکائو، قهوه، نیشکر، برنج و موز هم از نظر اندوخته‌های معدنی مانند سنگ آهن، طلا، منگنز، الماس، زغال سنگ سرشارند. است. بی‌جهت نیست که قدرت‌های بزرگ صنعتی به ویژه هفت قدرت صنعتی جهان و حتی چینی‌ها و سوئدی‌ها در لیبریا مشغول کاوش و بهره‌برداری از معدن‌های گوناگون هستند. همچنین، بررسی‌های زمین‌شناسی نشان داده‌اند که کشور لیبریا دارای اندوخته‌های بزرگی از نفت و گاز طبیعی است. برآوردها روشن کرده‌اند که نفت لیبریا همراه با نفت نیجریه و بنین می‌تواند بخشی از نیازهای ایالات متحده و همچنین اروپای باختری را برآورده کند .

  ایالات متحده‌ی آمریکا از آغاز جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم توانست از منابع کائوچوی این کشور کارخانه‌های لاستیک‌سازی فایرستون، استفاده کند. هم‌اکنون نیز مواد معدنی و گیاهی مورد نیاز خود را از نزدیکترین راه، یعنی از شرق اقیانوس اطلس، از بندرهای لیبریا به بندرهای شرق ایالات متحده می‌رساند. به عبارت دیگر بندرهای غرب آفریقا می‌توانند کانون صادرات منابع طبیعی به نزدیکترین بندرهای شرق ایالات متحده باشند. محصول اورانیوم کشور چاد نیز از بندرهای خلیج گینه به کشورهای صنعتی صادر می شود. به همین علت است که ایالات متحده آمریکا به تازگی توجه خود را به کشور لیبریا بیشتر کرده است .

  کشور آزاد شدگان

  کشور لیبریا که پیش از مهاجرت بردگان سیاه پوست آزاد شده در آمریکا ساحل غله نامیده می شد به دلیل این که پس از کشف آمریکا برای اداره کردن مزارع نیشکر و پنبه و کار در منازل در نیمکره غربی دلالان برده از روستاهای ساحلی افراد بومی سیاه پوست به ویژه جوانان از مرد و زن را ربوده و با کشتی به آن جا می ‌ بردند تا اندازه‌ی زیادی از سکنه خالی شد. ربودن برده ها از سواحل غربی آفریقا از 1619 آغاز شد و منحصر به ساحل غله نبود بلکه از سیرالئون، گینه و کشورهای واقع در ساحل خلیج گینه نیز انسان ‌ه ای سیاه ‌ پوست را می ‌ ربودند تا در ایالات متحده به کارهای سخت وادارند . در ایالات متحده این بردگان به دست مسیونرهای مذهبی به مسیحیت گرویدند.

  در سال 1816 در زمان ریاست جمهوری جیمز مدیسون کنگره ‌ی آمریکا قانونی را برای اسکان بردگان آزاد شده به کمک اربابانشان در آفریقا تصویب کرد. از آن زمان ، واردکردن برده از سواحل آفریقای سیاه راکد شد و فقط شماری از آن ‌ ها را برای کار در کشتزارهای نیشکر به جزیر ه‌های آنتیل می ‌ بردند. تا آن که جیمز مونرو به ریاست جمهوری رسید و به ریاست انجمن مهاجرت بردگان آزاد شده برگزیده شد. در دوران حکومت او به سال 1822 نخستین گروه از بردگان آزاد شده ، که به دین مسیح نیز گرویده بودند ، وارد ساحل کشوری شدند که به سبب آزادی خود آن را لیبریا نامیدند و شهر مونروویا (به یاد مونرو) را در ساحل اقیانوس اطلس ساخت ند .

  پرزیدنت مونرو در 1823 با طرح دکترین خود به اروپا ی یان اخطار کرد که در امور ایالات متحده و نیم ‌ کره ‌ی غربی دخالت نکنند. اما خود مشوق مهاجرت شمار زیادی به ساحل آفریقا شد و سیاه ‌ پوستان و بردگان آزاد شده ‌ی آمریکایی را در یک کلنی (سرزمین مهاجرنشین) جای داد و در واقع تکیه گاهی برای آمریکا در ساحل آفریقا ایجاد کرد. این مهاجران وقتی شهر مونروویا را ایجاد کردند ، سازمان‌های شهری شبیه به آمریکا درست کردند. آن ‌ ها در چند شهر بندری کلیساهای بزرگی نیز برپا کردند، در صورتی که بومیان به مذهب آنیمیسم (جاندار پنداری) معتقد بودند و شانزده درصد سکنه بومی نیز مسلمان بودند .

  استقلال لیبریا

  در 24 جولای 1847 در زمان ریاست جمهوری جیمز پولک از حزب دموکرات ، لیبریا به عنوان یک کشور مستقل به جهان معرفی شد و بلافاصله دولت انگلستان و سپس سایر دولت های اروپایی آن را به رسمیت شناختند. در آن زمان در آفریقای سیاه، لیبریا را می توان یگانه کشور مستقل محسوب کرد و اگر کشور اتیوپی (حبشه) را نیز در زمره کشورهای سیاه ‌ پوست قاره ‌ی آفریقا در نظر بگیریم می ‌ توان گفت که در 159 سال پیش فقط دو کشور مستقل در آفریقا وجود داشته اند: اتیوپی در شرق آفریقا و لیبریا در غرب این قاره .

  نخستین ر ییس جمهور این کشور جوزف رابرتس سیاه پوست اهل ویرجینیا و مسیحی مذهب بود. در آن زمان یک قانون اساسی شبیه ایالات متحده برای لیبریا نوشته شد. در جمهوری لیبریا از زمان جوزف رابرتس تا زمان ریاست جمهوری ویلیام توبمان نزدیک به یک قرن نوزده نفر به ریاست جمهوری رسیدند که اکثر آنها طرفدار حزب ویگ واقعی(TWP یا True Whig Party) بودند. حزب ویگ پیشتر در انگلستان ایجاد شده بود و طرفداران آن عقاید لیبرالی و آزادی خواهانه داشتند. زمامداران لیبریا در مدت یک قرن کوشیدند که میان بومیان و مهاجران که حکومت به دست آن ‌ ها بود، آشتی برقرار سازند ولی موفق نمی ‌ شدند.

  نفوذ لاستیک‌سازان

  در 1906 میلادی و در زمان ریاست جمهوری آرتور بارکلی از حزب ویگ واقعی شماری مستشار دارایی از آمریکا برای اصلاح امور مالی لیبریا وارد این کشور شدند ولی در عوض به توسعه مزارع کائوچو پرداختند تا از شیره لاستیک خام در کمپانی های آمریکایی سازنده لاستیک استفاده کنند. لیبریا با آن که به ظاهر مستقل بود ولی همه‌ی کارهای اداری و مالی آن توسط مستشاران آمریکایی اداره می شد.

  در 1917 دولت لیبریا در زمان ریاست جمهوری دانیل هاوارد به سفارش آمریکا به دولت آلمان اعلان جنگ داد. در 1925 دولت لیبریا اراضی زیرکشت درختان کائوچو را به مساحت چهارصد هزار هکتار به شرکت آمریکایی سازنده ‌ی لاستیک به نام فایرستون اجاره داد. در کنار این امتیاز دولت ‌ های انگلستان و آلمان نیز در لیبریا فعالیت اقتصادی خویش را آغاز کردند.

  در 1942 به علت هجوم ژاپن به مالزی و اندونزی و محروم شدن دولت های غربی از کائوچوی آن منطقه ایالات متحده هم توجه خویش را متوجه توسعه مزارع کائوچو در لیبریا کرد و علاوه بر آن شرکت فایرستون و سایر شرکت‌های لاستیک ‌ سازی آمریکا، در شهر روبرتسفیلد علاوه بر ایجاد بنیادی برای پژوهش در زمینه ‌ی کائوچو ، فرودگاه پیشرفته‌ای ایجاد کرد ند و از یک راه آسفالته منطقه روبرتسفیلد را به پایتخت یعنی مونروویا متصل کرد.

  ویلیام توبمان که از حزب ویگ واقعی بود و در اول ژانویه 1944 به ریاست جمهوری رسید برای اعتلای کشور دو خط مشی را دنبال کرد. این دو سیاست عبارت بودند از: اتحاد سران قبایل بومی با کارگزاران حکومتی که همان سپاه پوست ‌ های مهاجر بودند جهت حفظ وحدت کشور و ا یجاد دروازه ‌ های باز برای سرمایه ‌ گذاری کشورهای خارجی در کشور . ویلیام توبمان که اول جولای 1971 در بیمارستان لندن فوت کرد برای 27 سال چند دوره به ریاست جمهوری رسید و تا اندازه‌ای در کار خود موفق بود. او برای تشویق دولت ‌ های اروپایی و ایالات متحده برای سرمایه گذاری در لیبریا، امتیازات زیادی به خارجیان اعطا کرد. از جمله کارهاییش این بود که واحد پول کشور یعنی لیور را منسوخ و به جای آن دلار لیبریا را که برابر صد سنت بود به عنوان واحد پول این کشور برگزید.

  کودتای خونین

  پس از مرگ ویلیام توبمان معاون او ویلیام تولبرت به ریاست جمهوری رسید. او پیش از به دست آوردن پست ریاست جمهوری رئیس یک گروه مسیحی و استاد لژفراماسونری لیبریا بود. در زمان او تولید آهن 65 درصد و کائوچو بیش از 15 درصد افزایش یافت. او در 1975 بار دیگر به ریاست جمهوری برگزیده شد . اما در 14 جولای 1979 بر اثر بالا رفتن قیمت ‌ ها جبهه متحد پیشرفت لیبریا در مونروویا تظاهرات ضددولتی وسیعی را تدارک دید. طی این نافرمانی پلیس و نیروهای امنیتی یک صد نفر را به قتل رسانیدند و حکومت تولبرت دانشگاه مونروویا را نیز تعطیل کرد و بعد از این واقعه تظاهرات دانشجویان شدت گرفت و زمینه نارضایتی علیه دولت تولبرت افزایش یافت .

  در 12 آوریل 1980 استوار یکم ساموئل دو از نارضایتی مردم از حکومت تولبرت بهره گرفت و با یک کودتای خونین نظامی تولبرت و اطرافیان او را کشته و خود با درجه ژنرالی به ریاست جمهوری لیبریا رسید. ساموئل دو در آغاز حکومتش حزب دموکراتیک ملی لیبریا را تشکیل داد. اما یک دیکتاتوری نظامی را پیاده کرد. او در 13 ژوئن 1981 شمار زیادی از نظامیان کشور را به اتهام کودتا علیه خودش تیرباران کرد و سپس شماری از اعضای اتحادیه ‌ های کارگری را دستگیر کرد . هم‌چنین، برای استحکام موقعیت خود در سپتامبر 1982 در زمان ریاست جمهوری ریگان به آمریکا رفت و در قضیه‌ی صحرای غربی از ملک حسن دوم پشتیبانی کرد و سپس از جمهوری خلق چین دید ن کرد .

  آغاز جنگ داخلی

  در 1989 وضع اقتصادی لیبریا وخیم گردید و فشار دولت ساموئل دو به مردم افزایش یافت. در آن هنگام چارلز تیلور از اعضای حکومت پیشین و رهبر حزب جبهه ‌ی ملی لیبریا (NPFL)، گروهی از ارتشیان را علیه ساموئل دو تحریک به شورش نمود که به وضعیت بحرانی در کشور انجامید . در آن زمان شماری از سیاس ‌مداران که با حکومت ساموئل دو مخالف بودند ، پاره ‌ ای از عناصر ناراضی ارتش را با خود همراه ساخ تند و جنگ تمام عیار داخلی آغاز شد.

  در مه ‌ی 1990 طرفداران جبهه ‌ی ملی با شماری از سربازان به شهر گبارنگا حمله کردند و چند نقطه از کشور را به دست گرفتند . در آن هنگام سربازان این جبهه در راه تسخیر مونروویا بودند که پرنس یوری جانسون از گروه تیلور جدا شد. در پی آن ، شهر مونروویا بارها مورد هجوم مدعیان ریاست جمهوری قرار گرفت. این افراد عبارت بودند از چارلز تیلور، آموس ساویر و روت پری. این مدعیان ریاست جمهوری بارها کوشش کردند مونروویا را به دست بگیرند .

  در 10 سپتامبر 1990 نیروهای جانسون در نبردی خونین ساموئل دو را اسیر و در 11 سپتامبر 1990 تیرباران کردند. با کشته شدن ساموئل دو یکی از رقیبان خطرناک از میدان نبرد بیرون شد. بنابراین در نوامبر 1990 آموس ساویر با پشتیبانی دولت ‌ های ساحل عاج، نیجریه، بورکینافاسو و توگو به ریاست جمهوری رسید . اما چارلز تیلور می ‌ خواست که قدرت مطلق را به تنهایی به دست آورد. از این رو، نبرد برای تصرف مونروویا شدت یافت به طوری که از دسامبر 1990 تا 1994 شهر مونروویا چند بار بین نیروهای پرنس جانسون، چارلز تیلور و آموس ساویر دست به دست گردید. مدعیان ریاست جمهوری حتی شماری از روسای قبایل غیربومی را نیز با خود همراه ساختند و جنگ در سراسر کشور گسترش یافت

  سرانجام با پا در میانی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا ، سازمان وحدت آفریقا ، روسای کشورهای همسایه ‌ی لیبریا و شورای امنیت سازمان ملل متحد ، مدعیان ریاست جمهوری موافقت کردند که با حفظ مواضع خود در کشور لیبریا ، یک سیاستمدار بی طرف به نام روت پری ریاست شورای دولتی را در مونروویا به دست گیرد. بنابراین، از سپتامبر 1996 تا اوت 1997 روت پری به جای ر ی یس ‌ جمهور در مونروویا حاکم بود و این در حالی بود که بیرون از مونروویا بی ‌ نظمی کامل برقرار بود.

  با سفارش کارتر ر ی یس جمهور سابق آمریکا به کشورهای همسایه لیبریا که هرگونه کمک تسلیحاتی به رقیبان چارلز تیلور را قطع کنند، پرنس جانسون مجبور به ترک کشور شد و با کمک ر ی یس شورای دولتی مستقر در مونروویا چارلز تیلور در اوت 1997 به قدرت رسید و ریاست جمهوری را در دست گرفت. او در گفت و گو با سران قبایل و همچنین ب رخی گروه ‌ های رقیب توانست آتش بس را به صورت تدریجی در 2003 برقرار کند و با دادن وعده ‌ی انتخابات آزاد در آینده ‌ی نزدیک ، کشور را در مسیر ترقی و جبران خسارات ناشی از جنگ داخلی رهنمون شود.

  ایالات متحده برای کمک به چارلز تیلور و همچنین سروسامان دادن به اقتصاد لیبریا چندین بار به دولت تیلور کمک مالی کرد . چارلز تیلور نیز امکان بازگشت بیش از دویست هزار نفر آواره جنگ ‌ های داخلی را که در کشورهای همسایه به سر می ‌ بردند ، به کشور فراهم کرد. بالاخره چارلز تیلور در ژانویه ‌ی 2006 انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کرد و خانم الن ‌جانسون سرلیف رهبر حزب اتحاد به پیروزی رسید و در حضور وزیر خارجه آمریکا و همسر رئیس جمهور آمریکا مراسم تحلیف را به جا آورد .

  نخستین رییس جمهور زن در آفریقا

  در ژانویه ‌ی سال 2006 میلادی، قاره ‌ی آفریقا شاهد به قدرت رسیدن نخستین زن در تاریخ آفریقا به عنوان ریاست جمهوری کشور شد که زمان درازی در ناامنی و جنگ داخلی خانمانسوز به سر برده بود و از جمعیت سه میلیون نفری آن نزدیک دویست هزار نفر کشته شد ه بودند . خانم الن ‌جانسون سرلیف ، اقتصاددان 67 ساله و فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد و رهبر حزب اتحاد (UP) ، رقیب خود ژرژ وه‌آ ، فوتبالیست مشهور، را در جریان انتخابات عمومی ریاست جمهوری شکست داد.

  رویداد دیگری که در آن سال توجه ناظران امور آفریقا را به لیبریا جلب کرد این بود که در ماه مارس 2006 مقامات ایالات متحده ‌ی آمریکا اعلام کردند که ر ییس جمهور پیشین لیبریا یعنی چارلز تیلور را که در کشور سیرالئون به سر می برد و دوران بازنشستگی خود را در آن کشور می گذراند، به علت آن که در جنگ ‌ های داخلی لیبریا به ویژه از 1989 به بعد به جنایت جنگی دست زده است ، بایستی برای محاکمه به دادگاه لاهه انتقال دهند . با آن که خانم الن ‌جانسون در زمان ریاست جمهوری تیلور در انتخابات عمومی به پیروزی رسید، اعلام موضع جدید آمریکا در باره‌ی ر ی یس جمهور پیشین لیبریا، باعث تعجب ناظران امور شد.

  مردم لیبریا در برابر این موضع ‌ گیری ایالات متحده ‌ی آمریکا درباره‌ی چارلز تیلور، واکنشی نشان ندادند ، زیرا از انتخاب خانم الن ‌جانسون بسیار خشنود بودند . مردم لیبریا به او " مادر الن " لقب داده ‌ اند، زیرا او معتقد است که از 1980 که با کودتای ساموئل دو کشور به یک جنگ داخلی دچار شد و تا سال 2006 کم و بیش آثار آن وجود داشته است، باید وحدت ملی را حفظ کرد و همه باید لیبریا را چون مادر خویش نگهبان باشند . او دولت خود را دولت آشتی ملی خواند و بیان کرد که در سایه این آشتی است که وحدت ملی تحقق خواهد یافت.

  مورد توجه آمریکا

  لیبریا از گذشته‌های دور اهمیت زیادی برای ایالات متحده ‌ی آمریکا دارد. پس از پایان جنگ ‌ های داخلی لیبریا در سال ‌ های 2003 تا 2005 ایالات متحده ‌ی آمریکا ، 840 میلیون دلار به لیبریا کمک مالی کرد و جورج بوش اعلام کرد که پشتیبانی از دولت خانم الن ‌جانسون و کمک به جمهوری لیبریا در راس برنامه ‌ های ایالات متحده است. از این رو، در مراسم سوگند ریاست ‌ جمهوری الن ‌جانسون در مونروویا ، رایس وزیر خارجه ‌ی آمریکا و لورا بوش همسر ر ی یس جمهور آمریکا در پناه دو ناو جنگی برای حفظ کامل امنیت در مراسم تحلیف ر ی یس جمهور جدید لیبریا حضور داشتند.

  این طور احساس می شود که لیبریا بخش کوچکی از ایالات متحده آمریکا است که در ساحل آفریقای غربی قرار گرفته و اگر به تاریخچه این کشور توجه داشته باشیم به این واقعیت پی می ‌ بریم که همه‌ی روسای جمهور لیبریا از 1848 تاکنون از بردگان آزادشده ‌ی سیاه ‌ پوست آمریکا بوده ‌ اند که به لیبریا مهاجرت کرده ‌ اند و روسای دیگر از زمان ویلیام توبمان تا الن ‌جانسون از فرزندان همان برده ‌ های آزادشده در ایالات متحده هستند . بنابراین، بی‌گمان باید باور داشت که ایالات متحده ‌ی آمریکا از نظر سیاسی ، اقتصادی و نظامی نگاه ویژه‌ای به این کشور دارد .

  لیبریا در گذر زمان

  1847 ( 24 جولای)، لیبریا به استقلال دست یافت.

  1917 ، لیبریا علیه آلمان وارد جنگ شد و پایگاه نیروهای متحد در غرب آفریقا شد.

  1926 ، شرکت لاستیک‌سازی فایرستون بهره‌برداری از لاستیک را آغاز کرد و تولید لاستیک ستون اقتصاد لیبریا شد.

  1936 ، کار اجباری ممنوع شد.

  1943 ، ویلیام توبمان رییس جمهور شد.

  1944 ، دولت علیه نیروهای محور اعلان جنگ کرد.

  1951 ، زنان و مردمان بومی(اکثریت) حق رای در انتخابات ریاست جمهوری پیدا کردند.

  1958 ، تبعیض نژادی غیرقانونی شد.

  1971 ، توبمان مرد و ویلیام تولبرت جای او را گرفت.

  1974 ، دولت برای نخستین‌بار کمک‌های اتحاد جماهیر شوروری را پذیرفت.

  1978 ، لیبریا با کمیته‌ی اقتصادی اروپا پیمان‌نامه‌ی اقتصادی امضا کرد.

  1979 ، بیش از 40 نفر در شورش پس از افزایش قیمت برنج کشته شدند.

  1980 ، گروهبان یکم ساموئل دو کودتای نظامی کرد. تولبرت و دستیارانش از کشور اخراج شدند.

  1984 ، ساموئل دو با فشار دولت آمریکا به گروه‌های سیاسی اجازه داد به کشور بازگردند.

  1985 ، ساموئل دو در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.

  1989 ، حزب جبهه ‌ی ملی لیبریا ( NPFL ) به رهبری چارلز تیلور مخالفت با دولت را آغاز کرد.

  1990 ، جامعه‌ی اقتصادی غرب آفریقا( Ecowas ) نیروهای پاسدار صلح را به لیبریا فرستاد. گروهی از نیروهای جبهه‌ی ملی لیبریا سامئل دو را تیرباران کردند.

  1991 ، جامعه‌ی اقتصادی غرب آفریقا و جبهه‌ی ملی لیبریا برای خلع صلاح و یکدولت وحدت ملی موقت، به توافق رسیدند.

  1992 ، نیروهای جبهه‌ی ملی حمله‌ی گسترده‌ی خود را بر نیروهای پاسدار صلح غرب آفریقا در مونروویا آغاز کردند. نیروهای پاسدار صلح نیز پایگاه‌های جبهه‌ی ملی را در بیرون پایتخت بمباران کردند و آن‌ها را به بیرون پایتخت پس زدند.

  1993 ، طرف‌های درگیر طرحی برای یک دولت گذار ملی و آتش‌بس پی‌ریزی کردند، اما به سرانجام نرسید و درگیری‌ها از سر گرفته شد.

  1994 ، طرف‌های درگیر برای جدول زمانی خلع سلاح و یک شورای دولتی به توافق رسیدند.

  1995 ، پیمان‌نامه‌ی صلح امضا شد.

  1996 (آوریل)، درگیری‌های نظامی از سر گرفته شد و به مونروویا گسترش یافت.

  1996 (آگوست)، نیروهای پاسدار صلح غرب آفریقا برنامه‌ی خلع سلاح را آغاز کردند. زمین‌های معدنی پاکسازی شدند، جاده‌ها باز شدند و به آوراگان اجازه‌ی بازگشت داده شد.

  1997 (جولای)، انتخابات ریاست جمهوری و مجلس قانون‌گذاری برگذار شد. چارلز تیلور پیروز شد و حزب پشتیبان او نیز اکثریت را در مجلس ملی به دست آورد. ناظران بین‌المللی آزادی و سلامت انتخابات را اعلان کردند.

  1999 (ژانویه)، غنا و نیجریه لیبریا را به پشتیبانی از جبهه‌ی اتحاد انقلابی که در سیرالئون شورش به پا کرده بود، متهم کردند. انگلستان و آمریکا تهدید کردند که کمک به لیبریا را معلق خواهند کرد.

  1999 (آوریل)، نیروهای شورشی که گفته می‌شد از غنا آمده‌اند، به شهر وینجاما حمله کردند و 25 هزار نفر را کشتند.

  1999 (سپتامبر)، غنا نیروهای لیبریا را متهم کرد که به خاک آن کشور وارد شده‌اند و به روستاهای مرزی حمله کرده‌اند.

  2000 (سپتامبر)، نیروهای لیبریایی به نیروهای شورشی در شمال این کشور حمله کردند. لیبریا نیروهای غنا را به یورش به روستاهای مرزی خود متهم کرد.

  2001 (فوریه)، دولت لیبریا گفت که رهبر شورشیان سیرالئون، سام بوکاری که به نام پشه هم شهرت داشت، این کشور را ترک کرده است.

  2001 (می)، شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم‌های تسلیحاتی را بر لیبریا اعمال کرد تا تیلور از فروش اسلحه در برابر الماس به شورشیان سیرالئون دست بکشد.

  2002 (ژانویه)، بیش از 50 هزار نفر از مردم لیبریایی و سیرالئون به خاطر جنگ آواره شدند. در ماه فوریه تیلور حالت فوق‌العاده اعلان کرد.

 .......(کامل نیست)


    منبع :

  1. Americana 2000

  2. Africa South of the Sahara 2000

  3. The Leader of the World 2000

  4. Time & Newsweek Jon 2006


  پیوند بیرونی

1. پایگاه ریاست جمهوری لیبریا

2. لیبریا در پایگاه بی‌بی‌سی

3. نقشه‌ی ناهمواری‌های لیبریا

4. لیبریا در دانش‌نامه‌ی پاسخ‌ها

5. مادربزرگ آهنین لیبریا(روزنامه‌ی شرق)


 حق هر گونه نشر کاغذی و الکترونیک این مقاله، برای جزیره‌ی دانش محفوظ است

این مقاله هنوز در دست نگارش است

درباره نویسنده:

آقاي سیروس غفاریان، متولد 1322 قمصر کاشان، نویسنده و پژوهشگر  تاریخ است. تا کنون بیش از هزار مقاله از ایشان در نشریه های مختلف به چاپ رسیده است و 5 اثر تالیفی دارند. ایشان سال های زیادی عضو گروه درسی تاریخ سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی بوده اند. با آقاي غفاريان بيش‌تر آشنا شويد ...

دفعات مشاهده: 9861 بار   |   دفعات چاپ: 3063 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 292 بار   |   0 نظر

CAPTCHA
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Encyclopedia
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 60 queries by YEKTAWEB 3961