Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
حرف الف::
حرف ب::
حرف پ::
حرف ت::
حرف ث::
حرف ج::
حرف چ::
حرف ح::
حرف خ::
حرف د::
حرف ذ::
حرف ر::
حرف ز::
حرف ژ::
حرف س::
حرف ش::
حرف ص::
حرف ض::
حرف ط::
حرف ظ::
حرف ع::
حرف غ::
حرف ف::
حرف ق::
حرف ک::
حرف گ::
حرف ل::
حرف م::
حرف ن::
حرف و::
حرف ه::
حرف ی::
صفحه اصلی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: قربانی، ابوالقاسم
:: تقی‌زاده، حسن
:: ابرلن، شارل
:: علمی‌غروی، حمیده‌
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: شیلی ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۱۰/۲۷ | نویسنده: آقاي سیروس غفاریان | 

شیلی کشوری در آمریکای جنوبی است که نوار ساحلی بین رشته کوه آند و اقیانوس آرام را می‌پوشاند. این کشور از شرق به آرژانتین، از شمال شرق به بولیوی و از شمال به پرو می‌رسد و با طولی نزدیک به ۴۳۰۰ کیلومتر معروف به کمربند باریک و دراز کره زمین است. کودتای علیه دولت سالوادر آلنده و روی کار آمدن ژنرال پینوشه مهم‌ترین رویداد سیاسی این کشور است. بیشتر مردم شیلی از نظر نژادی اسپانیایی هستند، اما حقوق اقلیت‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئیسی، انگلیسی و آلمانی و به ویژه سرخ پوستان بومی رعایت می‌شود.


AWT IMAGE

  نیم‌نگاه

  موقعیت: جنوب آمریکای جنوبی، بین آرژانتین و پرو،

  از غرب به اقیانوس آرام

  مختصات جغرافیایی: بین 30درجه شمالی و 71 درجه‌ی غربی

  مساحت: 756950 کیلومتر مربع(748800 کیلومتر مربع خشکی

  و 8150 کیلومتر مربع آب)

  مرز: 6339 کیلومتر( 8308 کیلومتر با آرژانتین، 860 کیلومتر با

  بولیوی، 171 کیلومتر با بولیوی)

  آب و هوا: معتدل، بیابانی در شمال، مدیترانه‌ای در مرکز، سرد و مرطوب در جنوب

  بلندترین نقطه: نوادو اجوس دل سالادو 6880 متر

  پست‌ترین نقطه: اقیالنوس آرام صفر متر

  جمعیت: 16134219 نفر(برآورد 2007)

  دین: مسیحی کاتولیک 89 درصد، پروتستان 11 درصد

  زبان‌: اسپانیایی 

  حکومت: جمهوری 

  ریاست جمهور: جریا میشل باشلت

  پایتخت: سانتیاگو

  منابع طبیعی: مس، الوار، آهن، نیترات، مولیبدنم، کانی‌ها جواهر،

  صنعت:  فرآوری مس، آهن و فولاد، ماهی‌گیری، تولید برق، فرآورده‌های چوبی، سیمان، ترابری، پارچه

  محصولات کشاورزی: انگور، سیب، هلو، پیاز، گندم، ذرت، جو، سیر، حبوبات، ماهی، الوار، پشم

  تولید ناخالص ملی: 9/189 میلیارد دلار(برآورد 2005 )

  پول: پزوی شیلی

  دامنه‌ی اینترنتی: cl

  پیش‌شماره‌: 56+


  باریک و دراز

  شیلی با آن ‌ که بیش از ۹۴۵/۷۵۶ کیلومتر مربع وسعت ندارد، از باریک‌ترین و دارز‌ترین مناطق جغرافیایی کره زمین است. این سرزمین با طول نزدیک به ۴۳۰۰ کیلومتر معروف به کمربند باریک و دراز کره‌ی زمین است. میانگین عرض شیلی از ساحل اقیانوس آرام تا بلندی‌های آند نزدیک ۲۵۰ کیلومتر است. کوه‌های آند مرز طبیعی شیلی با کشورهای همسایه مانند آرژانتین، پرو و بولیوی است. شمالی‌ترین نقطه‌‌ی آن که مرز پرو و بولیوی در آن قرار دارد، منطقه‌ای است گرم و جنوبی‌ترین نقاط آن، دماغه‌ی هورن، تنگه‌ی ماژلان و گذرگاه دریک، نزدیک‌ترین منطقه به قطب جنوب و سردسیر است.

  تنگه‌ی ماژلان و گذرگاه دریک، محل عبور ناوگان بزرگ تجارتی و جنگی و زیردریایی‌های اتمی نظامی روسیه و آمریکا از اقیانوس اطلس جنوبی به اقیانوس آرام و بالعکس است. همه‌ی این گذرگاه‌ها در دست نیروی دریایی شیلی است و اگر این دولت آن را مسدود کند، رابطه‌ی بین شرق آسیا و آمریکای جنوبی و اقیانوس اطلس و آرام جنوبی قطع می‌شوند. توجه‌ ایالات متحده‌ی آمریکا به شیلی بیشتر به خاطر چیره شدن به این آبراهه‌های استراتژیک است که جزیی از حریم امنیتی شیلی و بالاخره آمریکای لاتین است. در غرب شیلی در ساحل اقیانوس آرام، جزیره‌ها و اسکله‌های زیادی وجود دارند که کشتی‌های خطوط مختلف دریایی می‌توانند جهت تعمیر و سوخت‌گیری در کنار آن‌ها پهلو بگیرند.

  شیلی با داشتن ۱۶ میلیون جمعیت می‌تواند از نظر مواد غذایی خودکفا باشد، زیرا آب و هوای گوناگون پاسخ‌گوی تولید همه نوع محصول کشاورزی است. آب و هوای جلگه‌های بین کوه‌های آند و ساحل اقیانوس در طول ۴۰۰ کیلومتر درازای کشور شیلی به اندازه‌ای مطبوع است که اسپانیایی‌های مهاجر به سبب آن که وضع جوی آن منطقه بسیار شبیه به منطقه‌ی آندلس بود، به آن "والپا ریزو" (Valpariso) دره‌ی بهشت می‌گفتند. به سبب همین لقب بود که یکی از بندرهای کنار شهر سانتیاگو را "والپا رایزو" نامیدند.

  اگر از نظر منابع معدنی به این کشور نگاه کنیم به غیر از زغال سنگ، طلا و نقره و اندکی نفت، سه نوع ماده‌ی معدنی که جغرافیای سیاسی این کشور را در نظر قدرت‌های بزرگ، به ویژه ایالات متحده‌ی آمریکا بالا برده است، مس(جایگاه سوم در جهان)، سنگ آهن (جایگاه دوم در جهان) و انواع نیترات (جایگاه اول در جهان) که در صنایع مادر به ویژه صنایع نظامی کاربرد دارند، اهمیت این کشور را از نظر سیاسی نظامی به قدری زیاد کرده که توجه ایالات متحده‌ی آمریکا به این کشور را اجتناب ناپذیر کرده است.

  اگر جیمز مونرو، دولت‌مرد آمریکایی در دسامبر ۱۸۲۳ اعلام کرد و تاکید کرد که دولت‌های اروپایی نباید در قاره‌ی آمریکا مداخله کنند بیشتر به خاطر اهمیت سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین به ویژه شیلی است. چون هر قدرت نظامی که بر این باریکه یعنی شیلی چیره شود می‌تواند علاوه بر آن ‌ که از راه تنگه ماژلان آمریکای جنوبی را در محاصره خود داشته باشد، ارتباط دریایی بین آسیای جنوب شرقی و استرالیا را با اقیانوس اطلس جنوبی قطع کند.

  مردم شیلی

  بیشتر مردم شیلی از نظر نژادی اسپانیایی هستند، اما حقوق اقلیت‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئیسی، انگلیسی و آلمانی به ویژه سرخ پوستان بومی رعایت می‌شود. از میانه‌ی سده‌ی شانزدهم میلادی که سفیدپوستان اسپانیایی به ویژه مردم ناحیه باسک به آمریکای لاتین از جمله شیلی کوچ کردند ازدواج بین اسپانیایی‌ها و بومیان سرخ پوست بسیار رایج گردید . هم اکنون ۶۶ درصد مردم این کشور دورگه هستند و پنج درصد سرخ پوست بومی که خالص مانده‌اند در کنار سفیدپوستان اسپانیولی با آرامش زندگی می‌کنند. در این کشور تبعیض بین اقلیت‌های قومی وجود ندارد و همین موضوع به یکدلی و یکپارچگی مردم شیلی در برابر هر نوع تنگنای داخلی و خارجی است. بازتاب این وفاق ملی را می‌توان در شعر های پابلو نرودا یافت که در بیشتر شعرهایش از طبیعت زیبای شیلی و آیین‌های سرخ ‌ پوستان الهام گرفته است.

  تا استقلال

  از زمانی که نخستین سردار سفیدپوست اسپانیایی به نام دیگو آلماگرو به سال ۱۵۳۶ پس از تصرف مناطق سرخ‌پوست نشین اینکا در پرو، توانست به همراه ۵۰۰ اسپانیایی و ۱۵ هزار بومی سرخ پوست وارد شیلی شود، ۴۷۰ سال می‌گذرد. گرچه سفر او موفقیت آمیز نبود و آلماگرو بر سر تقسیم غنایم قوم اینکا به دست رقیبان خود کشته شد، ولی پس از او سردار دیگر اسپانیایی به نام پدرو د‌ی والدی‌ویا توانست سراسر شیلی را به نام پادشاه اسپانیا فتح کند و شهر سانتیاگو یعنی شهر " آن سر دنیا " را در سال ۱۵۴۱ بنا کند. شیلی بر اثر کوشش‌های ژنرال هیگینا در سال ۱۸۱۱ توانست پرچم استقلال خواهی مردم مهاجر را به دست گیرد.

  بالاخره سردار دیگری به نام سن مارتین که پیش‌تر در راه استقلال آرژانتین کوشش کرده بود، توانست طی نبردی که با نایب السلطنه‌نشین پرو که به‌طور مستقیم زیر فرمان پادشاه اسپانیا بود، نماید در ۱۲ فوریه ۱۸۱۸ استقلال شیلی را به عنوان جمهوری شیلی به جهانیان اعلام کند. از ۱۸۱۸ به بعد در چند دوره دیکتاتورهای نظامی بر این کشور فرمان راندند. در فاصله ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۴ برای تصرف معادن نیترات در شمال جنگ‌هایی بین شیلی از یک طرف و بولیوی و پرو از طرف دیگر درگرفت. طی این درگیری‌ها شهر لیما پایتخت پرو به دست سربازان شیلی در ژانویه ۱۸۸۱ سقوط کرد و بالاخره با قرارداد ۱۸۸۴ منقطه تاراپاکا را از بولیوی جدا کرد و بولیوی از تنها نقطه مورد دسترسی خود به دریا محروم شد.

  حکومت ژنرال‌ها

  در شیلی مانند بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نظامیان همیشه مصدر قدرت نبودند . از ۱۹۲۷ به بعد تا زمان ریاست جمهوری سالوادور آلنده (۱۹۷۰) ژنرال‌ها دو دوره بیشتر زمامدار نبودند، ولی در پشت صحنه گرداننده اصلی سیاست کشور بوده‌اند. در ۱۹۲۷، ژنرال کارلوس ایبانز با آن که به شیوه‌های پارلمانی به ریاست جمهوری رسید، اما روش خودکامگی را پی گرفت. سرانجام مردم شورش کردند و ژنرال در سال ۱۹۳۱ به آرژانتین گریخت.

  در ۱۹۳۱، آرتور آلساندری به ریاست جمهوری برگزیده شد. بعد از آلساندری و در ۱۹۳۸ آگیره سردا رهبر جبهه ملی شیلی به ریاست جمهوری رسید. او می‌خواست اصلاحات اقتصادی که مورد نظرش بود انجام دهد ولی در ۱۹۴۱ فوت کرد. در زمان او درآمد سرشاری از معادن نیترات و مس نصیب شیلی شد، اما بیش از این نصیب شرکت‌های آمریکایی گردید.

  در فاصله‌ی ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۶ چهار نفر به عنوان قائم مقام ریاست جمهوری مشغول کار شدند و ژنرال‌ها در پشت صحنه در انتخاب روسای جمهوری کارگردان صحنه پارلمان بودند تا آن که در نوامبر ۱۹۴۶ گونزالس ویدلا از حزب رادیکال با آن که به کمک احزاب چپ و کمونیست‌ها در انتخابات به پیروزی رسید، حزب کمونیست را در ۱۹۴۸ غیرقانونی اعلام کرد. در انتخابات نوامبر ۱۹۵۲ ژنرال کارلوس ایبانز با پشتیبانی پول‌هایی که از خوان پرون دیکتاتور آرژانتینی گرفته بود و از جانب آمریکا و جناح‌هایی از ارتش نیز پشتیبانی می‌شد، با وعده این که غیرقانونی بودن فعالیت کمونیست‌ها را لغو خواهد کرد با اکثریت ضعیفی به ریاست جمهوری انتخاب شد. اما ماهیت ژنرال ایبانز با اتخاذ سیاست نزدیکی به دیکتاتور آرژانتین(خوان پرون) آشکار گردید. ا و در انتخابات بعدی شرکت نکرد و لذا در انتخابات ماه سپتامبر ۱۹۵۸ یورگی آلساندری برادرزاده رئیس جمهور سابق یعنی (آرتور آلساندری) مالک شبکه‌ی بزرگی از کارخانجات کاغذسازی، فولادسازی و موسسات بانکی و اعتباری با دادن وعده‌ی اصلاحات سیاسی، اقتصادی با فاصله آرای ناچیزی بر سالوادور آلنده نامزد جناح چپ پیروزی شد.
  ظهور آلنده

  سالوادور گوزنس آلنده سیاستمدار و پزشک اهل شیلی در ۲۶ ژوئیه ۱۹۰۸ متولد شد. سالوادور آلنده به هنگام تحصیل در دانشکده ‌ی پزشکی والپاریزو، رهبری جنبش دانشجویی را برعهده گرفت. او نخست با دیکتاتوری ژنرال کارلوس ایبانز در سن ۲۳ سالگی مبارزه کرد و در سال 1931 زندانی شد. در ۱۹۳۳ همزمان با ریاست جمهوری آرتور آلساندری در ایجاد حزب سوسیالیست کمک کرد و در ۱۹۳۷ در سن ۲۹ سالگی به عضویت مجلس نمایندگان انتخاب شد و در دولت جبهه ملی آگیره سردا در سال ۱۹۳۸ به وزارت بهداشت منصوب گردید.

  آلنده از ۱۹۴۳ تا ۱۹۷۰ که به ریاست جمهوری رسید، دبیرکل حزب سوسیالیست شیلی بود. خط مشی حزبی او سوسیالیست مطلق نبود، بلکه جهت گیری سوسیال دموکرات داشت. او در سوسیالیسم طرفدار خط مشی جدیدی بود که نمونه‌ی آن با روی کارآمدن الکساندر دوبچک در چکسلواکی به سال ۱۹۶۷ با عنوان سوسیالیسم انسانی تجلی کرد. بنابراین می‌توان ادعا کرد که آلنده ۲۴ سال پیش از دوبچک پدید آورنده‌ی سوسیالیسم انسانی در شیلی بود.

  آلنده معتقد بود که می‌توان به شیوه‌های پارلمانی نیز سوسیالیسم را پیاده کرد. آلنده همواره طرفدار انتخابات آزاد در کشور بود. در ۱۹۵۸ وقتی که با رقیب کارخانه‌دار خود که از سوی آمریکایی‌ها پشتیبانی می‌شد رو به رو شد، با اختلاف ناچیز ۳۲ هزار رای کرسی ریاست جمهوری را به یورگی آلساندری واگذار کرد و به سناتوری در مجلس سنا بسنده کرد و مایوس نشد. او در انتخابات نوامبر ۱۹۶۴ بار دیگر به عنوان کاندیدای جبهه‌ی انقلابی نهضت ملی در برابر رقیب جدیدی چون ادواردو فری مونتالوا وابسته به حزب دموکرات مسیحی، بود. این حزب از جانب سرمایه‌داران بزرگ و انحصارگران معادن که با شرکت‌های بزرگ آمریکایی ارتباط داشتند، پشتیبانی می‌شد. برای دومین بار نیز سالوادور آلنده در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد.

  سرانجام در سومین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری که در سپتامبر ۱۹۷۰ برگزار شد و سالوادور آلنده رهبری جناح وحدت خلقی که حاصل ائتلاف احزاب جبهه ملی، جناح چپ رادیکال، جنبش اقدام برای وحدت ملی، حزب کمونیست، اقدام مردمی مستقل حزب سوسیالیست را برعهده داشت با اکثریت قاطع رقیب خود یعنی سناتور یورگی آلساندری که خود را نماینده حزب ملی می‌دانست ولی در واقع نماینده سرمایه‌داران وابسته به شرکت‌های خارجی بود، کنار زد و به عنوان چهل وششمین رئیس جمهور شیلی انتخاب شد و در ۲۴ اکتبر ۱۹۷۰ ریاست جمهوری را به دست گرفت.

  آلنده و آمریکا

  وقتی که سالوادور آلنده به ریاست جمهوری شیلی برگزیده شد، رابطه‌ی دوستی با کوبا و دیگر کشورهای سوسیالیست و همچنین کشورهای غیرمتعهد، برقرار کرد. از این رو، روزنامه‌های آمریکا نوشتند که اگر تا به حال کوبا پل ارتباطی بین آمریکای لاتین و کشورهای کمونیست بود، این بار شیلی نیز چنین نقشی را خواهد داشت و به همین جهت به دولت آمریکا اعلان خطر کردند. هنوز چند ماه از زمامداری آلنده نگذشته بود که نیکسون، رئیس جمهور آمریکا، با هنری کیسینجر مشاور خویش و همچنین رئیس سازمان سیا نشست اضطراری تشکیل داد. در این جلسه تصمیم‌هایی در مورد نقشه‌های آینده‌ی آمریکا در شیلی پیشنهاد شد.

  بعدها که آلنده سقوط کرد و نیکسون نیز بر اثر جریان واترگیت از ریاست جمهوری برکنار گردید، این مطلب فاش شد که نیکسون پس از انتخاب آلنده، وحشت زده شد و به سازمان سیا دستور داد تا از هر راهی که شده ، از گسترش اعتصاب و خرابکاری در ارکان اقتصادی، سیاسی و نظامی شیلی گرفته تا کودتای نظامی و قتل آلنده، باید دومین پل ارتباطی بین شوروی و نیم کره‌ی غربی را ویران کنند و بارها فریاد زد که این حرام‌زاده (منظورش آلنده) را ساقط خواهم کرد. این مطلب را در ۸ فوریه ۱۹۷۷ ادگوری سفیر سابق آمریکا در شیلی از تلویزیون بیان کرد. ادگوری اعتراف کرد که به رغم همه‌ی کوشش‌های سازمان سیا، آلنده برگزیده شد.

  از پیامدهای نشست اضطراری نیکسون با مشاوران امنیتی‌اش این بود که چند روز بعد عده‌ای ناشناس ژنرال شنایدر رئیس ستاد ارتش شیلی را ربودند و او را کشتند و شایع کردند که آلنده توان اداره‌ی حکومت را ندارد، زیرا از آغاز حکومتش نتوانسته است امنیت شهروندان کشور را حفظ کند. کشته شدن رئیس ستاد ارتش ضربه‌ی هولناکی بود که بر پیکر حکومت آلنده وارد شد. آلنده مجبور شد که ژنرال پینوشه را به ریاست ستاد ارتش منصوب کند.

  پینوشه ژنرال پنجاه و پنج ساله، افسری که استاد دانشگاه جنگ بود و جغرافیای سیاسی درس می‌داد و پیش از آن وابسته‌ی نظامی شیلی در واشینگتن بود. این افسر کسی بود که پس از سقوط آلنده، برخی از روزنامه‌های آمریکا نوشتند، در زمانی که او وابسته‌ی نظامی در آمریکا بود، عضو سازمان سیا شده است. ریچارد هلمز رئیس سازمان سیا بعدها گفته بود که سازمان تحت نظر او در کودتای پینوشه بر ضد آلنده نقش مستقیم داشته است.

  کارهایی که آلنده در شیلی انجام داد، دولت آمریکا را سخت عصبانی کرد. مهم ترین آن‌ها عبارت بودند از:

 1. شرکت ITT را ملی کرد. این شرکت که یک موسسه بین المللی تلفن و تلگراف بود و آمریکایی‌ها مبلغ ۱۵۳ میلیون دلار در آن سرمایه‌گذاری کرده بودند، مصادره و تاسیسات آن را به سود دولت شیلی ضبط کرد.

 2. معادن مس شیلی را که بخش عمده آن در انحصار آمریکایی‌ها بود و هشتاد درصد صادرات شیلی را تشکیل می‌داد، طی قانونی ملی کرد.

  به سبب این کارها بود که رسانه‌های ایالات متحده او را کمونیست خواندند و به قول مارسل نیدرگانگ نویسنده‌ی کتاب تاریخی "بیست کشور آمریکای لاتین" او را مامور مسکو نامیدند. ولی دکتر آلنده برای آن که به همه‌ی آن شایعه‌ها پایان دهد، اعلام کرد که حکومت وی نه کمونیست است و نه سوسیالیست بلکه حکومت او نماینده‌ی جبهه ملی وسیعی از طبقات و عناصر گوناگون مملکت است. اما آن سخنان ایالات متحده‌‌ی آمریکا را قانع نکرد و خرابکاری در شیلی آغاز شد.

  دولت ایالات متحده‌ی آمریکا، شیلی را تحریم اقتصادی کرد به طوری که صادرات مس تا هشتاد درصد کاهش یافت. کمبود موادغذایی باعث شد که در ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۲ مادران برای اعتراض به کمبود مواد غذایی برای فرزندان‌شان دست به راهپیمایی زدند و رانندگان کامیون‌ها، کمبود دستمزد و نرسیدن وسایل یدکی و لاستیک را بهانه کردند و برای یک ماه شبکه‌ی ارتباطی کشور را از نظر رسانیدن مواد مورد لزوم تعطیل کردند. از سوی دیگر یک صد و پنجاه هزار مغازه و فروشگاه در سانتیاگو و شهرهای دیگر از ترس غارت شدن تعطیل شدند. زمینه برای نارضایتی کلی مردم از هر جهت فراهم آمده بود و فقط ارتش منتظر دخالت به عنوان کودتا بود.

  کودتای ارتش

  رویدادی که کمر دولت آلنده را شکست و ارتش را آماده دخالت در اوضاع کشور کرد، انتخابات ماه مارس ۱۹۷۳ برای به دست آوردن بیشتر کرسی‌های کنگره ‌ی شیلی بود که در این انتخابات، مخالفان آلنده به پیروزی رسیدند. سپس لوایح و طرح‌های دولت نیز در مجالس سنا و نمایندگان با مخالفت‌های بسیار رو به رو شد و برخوردهای خیابانی بین طرفداران و مخالفان آلنده به وضعی گسترش یافت که زمینه برای دخالت ارتش برای آرام کردن اوضاع فراهم شد.

  ارتش در بامداد ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ دست به کودتا زد. هواپیماهای نیروی هوایی به کاخ ریاست جمهوری حمله کردند و آن جا را آماج بمب های خود قرار دادند. از یازدهم سپتامبر تا سیزده سپتامبر مردم به طرفداری از آلنده در برابر تانک‌ها مقاومت کردند. ژنرال پینوشه رهبر کودتا اعلام کرد که آلنده با شلیک یک تیر به دهانش در آخرین لحظه در ۱۱ سپتامبر خودکشی کرده است. اما منابع آگاه در ۱۴ سپتامبر به خبرنگاران گفتند که جای هفده گلوله در بدن آلنده دیده شده است و این دروغ محض است که او خودکشی کرده باشد.

  در جریان کودتا چند تن از وزیران آلنده از جمله وزیر اقتصاد و دارایی تیرباران شدند. شمار بازداشت‌شدگان به دست نظامیان به اندازه‌ای زیاد بود که ورزشگاه سانتیاگو و بیشتر سینماهای شهر به زندان تبدیل شدند. در ۲۳ سپتامبر خبر رسید که پابلو نرودا شاعر معروف شیلی و برنده جایزه‌ی نوبل و دوست آلنده کشته شده است و سربازان پینوشه به منزل وی حمله برده و ضمن سوزاندن کتاب‌های او در و دیوار منزل را ویران کرده‌اند. در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ حکومت نظامی پینوشه اعلام کرد که در جریان زدوخوردهای خیابانی فقط ۶۰۰ نفر کشته شده اند، در صورتی که منابع بی طرف شمار کشته‌ها و مفقودان را هزاران نفر برآورد کرده‌اند.

  در ۲۴ سپتامبر ۱۹۷۳ ژنرال پینوشه اعلام کرد که رژیم نظامی شیلی همه‌ی دارایی‌های آمریکایی‌ها را پس می‌دهد. در همان روز نظامیان مراسم کتاب سوزان را در شهر سانتیاگو و سایر شهرها  آغازکردند. دینا(DINA ، سازمان امنیت شیلی) همه‌ی کتاب‌هایی که به تصور آن‌ها متن انقلابی و یا به اصطلاح جنبه‌ی مارکسیستی و دست چپی داشتند، گردآوری و در میدان ‌های شهر سوزاندند. همه‌ی کتابخانه‌ها و آرشیوهای ملی به بهانه‌ی تصفیه و پاکسازی افکار چپی خسارات جبران ناپذیر دیدند. در سده‌ی بیستم میلادی این سومین مراسم کتاب سوزان بود که انجام می‌شد. نخستین مراسم کتاب سوزان را استالین اجرا کرد. دومین مراسم کتاب سوزان را نازی‌ها پس از رسیدن به قدرت در آلمان اجرا کردند. ژنرال پینوشه، سومین مرد کتاب سوز قرن فناوری‌های پیشرفته بود.

  ریاست جمهوری پینوشه

  ژنرال آگوستینو پینوشه متولد ۲۵ نوامبر ۱۹۱۵ که از ۱۹۳۵ وارد آکادمی نظامی شیلی شد و در ۱۹۶۶ در سن ۴۱ سالگی به درجه سرهنگی رسیده بود و در ۱۹۶۹ ژنرال شد، چندین سفر به ایالات متحده‌ی آمریکا کرد و دوره‌های مختلف نظامی را طی کرد و مدتی نیز به عنوان آتاشه نظامی شیلی در واشینگتن مشغول کار شد و در آن جا به عضویت سازمان سیا درآمد و در بازگشت به شیلی بعد از ربودن و قتل ژنرال شنایدر رئیس ستاد ارتش دولت آلنده به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و کودتای خونین ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ را رهبری کرد و با بمباران کاخ لاموندا (مقر ریاست جمهوری) و قتل آلنده و کشتن بیش از سه هزار نفر در سانتیاگو زمام امور را به دست گرفت. او علاوه بر فرماندهی کل نیروهای مسلح ریاست ستاد مشترک ارتش را نیز بر عهده گرفت و با حکومت نظامی کشور را اداره می‌کرد. در دسامبر ۱۹۷۴ شورای عالی نظامی او را به عنوان رئیس جمهور برگزید.

  از آغاز کودتا و کشتار مردم توسط نظامیان شیلی کشور کوبا و اتحاد شوروی و اقمارش با رژیم پینوشه قطع رابطه کردند. رژیم پینوشه همه‌ی اموال ملی شده در زمان رژیم آلنده را که از دست آمریکایی‌‌ها خارج شده بود، دوباره در اختیار آمریکایی‌ها گذاشت. حکومت دیکتاتوری نظامی او هفده سال یعنی تا ۱۱ مارس ۱۹۹۰ طول کشید. در این مدت ۱۷ سال حکومت ارتش سالار (میلیتاریستی) و نوعی حکومت توتالیتر بر شیلی حاکم بود. با آن که یکی از ویژگی های حکومت های توتالیتر جناح راست احترام به ناسیونالیسم است، ولی ژنرال پینوشه در جهت منافع انحصارگران خارجی به ناسیونالیسم هم پشت کرد. در ۱۹۷۴ بیوه‌ی سالوادور آلنده در مکزیکوسیتی جهانیان را به اعتراض علیه حکومت آلنده دعوت کرد و سپس دختر آلنده در مصاحبه‌ای از جنایات رژیم نظامی پرده برداشت.

  در ۸ ژانویه ۱۹۸۴ مراسم تشییع جنازه همسر پابلو نرودا به تظاهرات وسیع ضدپینوشه تبدیل شد و ژنرال ها مجبور شدند که در سانتیاگو وضعیت فوق‌العاده اعلام کنند. طی هفده سال حکومت پینوشه روزی نبود که از بازداشت، آدم ربایی و قتل مخالفان خبری منتشر نگردد. از ۱۹۸۴ به بعد حوادث خونباری رخ داد. ژنرال پراتز از افسران وفادار به آلنده طی انفجار یک بمب کشته شد. کارملو سوربا دیپلمات اسپانیایی که برای حفظ حقوق بشر به دولت شیلی تذکراتی داده بود، با برنامه‌ی سازمان امنیت شیلی (دینا) ربوده شد و پس از مدتی جسد او را در بیابان‌های اطراف سانتیاگو یافتند. مایکل آنزیکز یکی از رهبران اپوزیسیون طی زد و خوردی با پلیس کشته شد و پس از آن ۱۰۷ نفر به سفارت ایتالیا در سانتیاگو پناهنده شدند.

  پینوشه تا ۱۹۸۸ هر چه در قدرت داشت برای حفظ خود بر اریکه حکومت نظامی به کار برد تا آن که آمریکایی‌ها احساس کردند که با سقوط کشورهای اروپای شرقی و قریب الوقوع بودن زوال کمونیسم پشتیبانی از پینوشه دیگر موردی ندارد، لذا او را مجبور کردند که به سخنان مخالفان گوش فرا دهد. از این پس علاوه بر آن که جنایات او فاش گردید کلیسای کاتولیک رژیم پینوشه را وادار کرد که برای انتقال به دموکراسی یازده گروه سیاسی را آزاد بگذارد .

  سرانجام همه‌پرسی ۵ اکتبر ۱۹۸۸ بیشترین مردم شیلی خواهان برکناری پینوشه گردیدند. کسی که مبتکر اجرای این همه‌پرسی بود پاتریسیو آیلوین آسوکار حقوقدان و سناتور و رئیس سابق حزب دموکرات مسیحی و رهبر جدید ائتلاف احزاب چپ بود. پینوشه در حالی شکست خورد که در کابینه‌اش سیزده ژنرال پست وزارت داشتند. بعد از آن پاتریسیو آیلوین آسوکار در ۱۴ دسامبر ۱۹۸۹ در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید و در ۱۱ مارس ۱۹۹۰ انتقال قدرت از پینوشه به آیلوین آسوکار در ساختمان کنگره انجام شد. ژنرال پینوشه به ارتش بازگشت و بعداً سناتور مادام العمر گردید. در زمان سناتوری برای معالجه به لندن رفت. (نوامبر ۱۹۹۸) در آن زمان عده‌ای از قاضیان اسپانیایی از مقامات قضایی انگلیس درخواست کردند که ژنرال پینوشه را به اتهام قتل عده‌ای از اتباع اسپانیایی در شیلی به ویژه دو نفر دیپلمات اسپانیولی در سانتیاگو دستگیر و محاکمه کند. اما پشتیبانان پینوشه در پی کوشش‌های بسیار ثابت کردند او به سبب آن که سناتور است دارای مصونیت است و ثانیاً به علت سن بالا و کهولت  نمی‌تواند در دادگاه حضور یابد و بنابراین رسیدگی به جنایات او موردی ندارد.

  از آیلوین آسوکار تا خانم باشلت

  در جریان انتخابات ۱۴ دسامبر ۱۹۸۹، پاتریسیو آیلوین آسوکار نماینده‌ی ائتلاف احزاب چپ که پیش‌تر رهبر حزب دموکرات مسیحی بود، در یک انتخابات آزاد هرنان بوچه بوک وزیر دارایی پینوشه را شکست داد و در ژانویه ۱۹۹۰ کابینه ائتلافی خود را معرفی کرد. در آ وریل ۱۹۹۰ کمیسیونی با عنوان کمیسیون ملی راستین برای بررسی و تحقیق در مورد تجاوزات به حقوق بشر در طول زمامداری نظامیان ایجاد کرد و دست آن‌هایی را که در دوره‌ی ۱۷ساله دیکتاتوری پینوشه در امور باز بود، از رسیدن به مقام‌های کلیدی کوتاه کردند و فقط پینوشه در مقام تشریفاتی سناتوری باقی ماند و دست ایادی او از ارتش کوتاه شد.

 دولت پاتریسیو آیلوین آسوکار به سبب اقدامات اصلاحی خود به دولت آشتی ملی معروف شد و بیشتر کوشش خود را صرف تعدیل خواست‌های ارتش و انتقال قدرت به غیرنظامیان و خروج از انزوای بین المللی کرد. در انتخابات ۱۱ دسامبر ۱۹۹۳،ادواردو فری نامزد شش حزب ائتلافی دموکرات مسیحی و سوسیالیست رقیب دست راستی خود یعنی آرتو آلساندری را شکست داد و به ریاست جمهوری رسید. ادواردو فری فرزند ادوارد فری مونتالو بود که در ۱۹۶۴ به ریاست جمهوری رسیده بود.

  سرانجام در مارس سال ۲۰۰۰ ریکاردو لاگوس از حزب دموکراسی به ریاست جمهوری رسید. ریکاردو لاگوس زمینه را برای یک انتخابات آزاد ریاست جمهوری در ژانویه ۲۰۰۶ فراهم کرد و میشل باشلت بانوی سوسیالیست رقیب ثروتمند خویش سباستین پینه را در انتخابات ریاست جمهوری شکست داد. باشلت ۵۴ ساله پزشک کودکان و مادر سه فرزند است. او فرزند یک ژنرال نیروی هوایی سابق است که پدرش و هم خودش به دست عمال پینوشه زندانی و شکنجه شده اند. باشلت پس از پیروزی در انتخابات گفت:"من راه ریکاردو لاگوس رئیس جمهور در حال کناره‌گیری را ادامه خواهم داد." لاگوس خواهان ثبات اقتصادی، سرمایه گذاری خارجی، کاهش فقر و دموکراسی بود.

 زمانی که سالوادور آلنده زیر بمباران‌های دهشتناک کودتاچیان، آخرین لحظات زندگی را طی می‌کرد، با یک فرستنده رادیویی، پیامی خطاب به ملت شیلی فرستاد و گفت: "آن‌ها می‌توانند با بمباران ما را بکشند ولی نمی‌توانند جلو یک جریان بزرگ اجتماعی را که همان مقاومت مردم شیلی است بگیرند." آلنده در راه رسیدن به آرمان‌های خود تا آخرین لحظه مقاومت کرد و کشته شد. اما پیشگویی او به تحقق رسید، زیرا پس از ۳۳سال خانم باشلت نامزد سوسیال دموکرات‌ها طی انتخابات ۱۵ ژانویه‌ی ۲۰۰۶ به پیروزی رسید.

  سال‌شمار رویدادهای مهم شیلی

  1535، نخستین گروه مهاجران اسپانیایی به خاک شیلی گام نهادند و با پایداری مردمان بومی رو به روشدند.

  1541، پدرو دی ‌والدی‌ویا شهر سانتیاگو را پایه‌ریزی کرد.

  1553، قوم بومی آروکان‌ به سانتیاگو یورش آوردند و والدی‌ویا را کشتند.

  1810، پس از شکست شاه اسپانیا از ناپلئون انجمن سری در سانتیاگو خودمختاری شیلی را اعلام کرد.

  1814، اسپانیایی‌ها بار دیگر بر شیلی مسلط شدند.

  1817، ارتشی به رهبری سن‌مارتین و ژنرال هیگینا از منطقه‌ی آند  بر اسپانیایی‌ها پیروز شدند.

  1818، شیلی با رهبری هیگینا به استقلال دست یافت.

  30-1923، هیگینا را مجبور به کناره‌گیری از قدرت کردند؛ جنگ داخلی بین لیبرال‌ها و محافظه‌کارها آغاز شد و با

   پیروزی محافظه‌کاران به پایان رسید.

  61-1851، مانوئل مونت از لیبرال‌ها به ریاست جمهوری رسید و امتیازها‌ی مالکان بزرگ و کلیسا را کاهش داد.

  84-1879، به علت اختلاف مرزی بین شیلی و پرو و بولیوی جنگ درگرفت که با پیروزی شیلی به پایان رسید.

  1891، بین رییس جمهور و کنگره‌ی شیلی بر سر چگونگی قانون اساسی اختلاف افتاد و سرانجام از اختیارات

  رییس جمهور کاسته شد.   

  1925، در قانون اساسی جدید قدرت رییس جمهور افزایش یافت و از دخالت کلیسا در کارهای دولتی کاستند.

  1927، ژنرال کارلوس ایبانز دل کامپو به قدرت رسید و شیوه‌ی خودکامگی را پیش گرفت. اما سرانجام بر اثر مخالفت

  عمومی به خارج کشور فرار کرد.  

  46-1938، کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها و رادیکال‌ها خواستار محدود شدن روابط بازرگانی با ایالات متحده‌ی

   آمریکا شدند.

  1958، گونزاس ویدلا که با پشتیبانی جناح چپ به ریاست جمهوری رسید، حزب کمونیست را منحل کرد.

  1925، ژنرال کارلوس ایبانز به کمک ایالات متحده‌ی آمریکا به شیلی آمد و به ریاست جمهوری رسید.

  1964، ادواردو فری مونتالوا از حزب دموکرات مسیحی به ریاست جمهوری رسید.

  1970، سالوادور آلنده رهبر جناح مارکسیست شیلی در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید. او به اصلاحات

   گسترده‌ای دست زد و معدن‌های مس را که زیر نظر آمریکایی‌ها اداره می‌شدند، ملی اعلام کرد. 

  1973، ژنرال آگوست پینوشه به کمک سازمان اطلاعات آمریکا(سیا) در جریان کودتای نظامی آلنده کشت و نظام

  خودکامه‌ی خود را بر پا نمود. 

  1988، پینوشه در یک همه‌پرسی خواهان ماندن در قدرت شد، اما پیروز نشد.

  90-1989، پاتریکو آیلوین از حزب دموکرات مسیحی در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید. پینوشه رییس

  ستاد ارتش شد.

  95-1994، ادواردو فری در انتخابات ریاست جمهوری از آیلوین پیش افتاد ونفوذ ارتش بر حاکمیت کاهش یافت.

  1998، ژنرال پینوشه از ارتش بازنشسته و سناتور مادم‌العمر شد. او را در پی شکایت مردم شیلی به خاطر

  جنایت‌هایش، در سفر به انگلستان بازداشت کردند.

  2000، پینوشه در حالی به شیلی برگردانده شد که ریکاردو لاگوست از حزب سوسیالیست به ریاست جمهوری

  رسیده بود. دادگاه شیلی مصونیت پینوشه را از او گرفت، اما به دلیل بیماری و بستری شدن او در بیمارستان، از

  محاکمه‌ی او به عنوان جنایتکار جنگی درگذشت.  

  2004، ژنرال لاگوس با وجود مخالفت‌های بسیار کلیسای کاتولیک، قانونی را امضا کرد که از دخالت کلیسا در کار‌ها

  دولت جلوگیری می‌کرد. همچنین، مانوئل کنتراس، رییس پلیس مخفی در دوران پینوشه، به جرم کشتن

  روزنامه‌نگاران در سال 1974 ، به چهارده سال زندان محکوم شد.

  2006، خانم میشل باشلت با آرای بالا در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید. او در مارس همین سال به

  طور رسمی رییس جمهور شیلی شد. 

  2006، ژنرال آگوست پینوشه در ماه دسامبر در گذشت. 


  منبع:
1. شیلی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۷.

2. نیدرنگ، مارسل. بیست کشور آمریکای لاتین. ترجمه‌ی محمد قاضی، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۵۶.

 3. اطلس گیتاشناسی، موسسه گیتاشناسی، تهران، ۱۳۶۳.

 4. Head of state and Government John Grace U-K London- 2000


پیوند بیرونی

1. پایگاه رسمی دولت شیلی

2. شیلی در پایگاه بی‌بی‌سی

3. نقشه‌ی شیلی


    حق هر گونه نشر کاغذی و الکترونیک این مقاله، برای جزیره‌ی دانش محفوظ است.

درباره نویسنده:

آقاي سیروس غفاریان، متولد 1322 قمصر کاشان، نویسنده و پژوهشگر  تاریخ است. تا کنون بیش از هزار مقاله از ایشان در نشریه های مختلف به چاپ رسیده است و 5 اثر تالیفی دارند. ایشان سال های زیادی عضو گروه درسی تاریخ سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی بوده اند. با آقاي غفاريان بيش‌تر آشنا شويد ...

دفعات مشاهده: 11160 بار   |   دفعات چاپ: 2752 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 371 بار   |   3 نظر

CAPTCHA
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط xanakbar@yahoo.com در تاریخ ۱۳۸۷/۳/۱۳
خیلی خوب است درباره تبار میشل باچلت بنویسید
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۶/۱/۹
مطالبتون در مورد شيلي خيلي خوب بود اما كاش در مورد نظام اموزشي شيلي هم چيزي داشتين.ممنون
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۱۱
از مطلب مربوط به شيلي بسيار استفاده بردم . بسيار متشكرم.
ارادتمند شما دكتر گلشن
Encyclopedia
Persian site map - English site map - Created in 0.36 seconds with 60 queries by YEKTAWEB 3961