Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه‌ی اصلی
شاگردان دیروز
تاریخ علم
آزمایشگاه علوم
نام‌آوران ایران
جهان جانوران
دانش‌آموز نوآور
بدن انسان
پرسش‌های علوم
سرزمین من
آن‌چه پسندیده‌اید
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: یوسف ثبوتی: بنیان‌گذار نخستین رصدخانه‌ی پژوهشی ایران
:: ابوالقاسم غفاری: هموارکننده‌ی راه آپولو
:: هفت‌سین چیست؟
:: آشنایی با پزشکان و داروشناسان بزرگ
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: روزی که اینشتین رمق فکر کردن نداشت ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۹/۱۴ | 

  انیشتین در نوجوانی، علاقه‌ی چندانی به تحصیل نداشت. پدرش از خواندن گزارش‌هایی که آموزگاران درباره‌ی پسرش می‌فرستادند، رنج می‌برد. گزارش‌ها حاکی از آن بودند که آلبرت شاگردی کند ذهن و گوشه‌گیر است. در مدرسه او را "بابای کند ذهنی" می‌نامیدند. او در ۱۵ سالگی  تحصیل را رها کرد، در حالی که در ‌آینده‌ی نزدیک به خاطر اندیشه‌هایش جایزه‌ی نوبل گرفت! 

  شاید شما نیز این جمله‌ها را خوانده یا شنیده باشید و شاید این پرسش نیز ذهن شما را به خود مشغول کرده باشد که چگونه ممکن است شاگردی که از تحصیل و مدرسه فراری بوده است، برنده‌ی جایزه نوبل و به نظر برخی از دانشمندان، بزرگ ترین دانشمندی شود که تاکنون چشم به جهان گشوده است؟ با مطالعه دقیق‌تر زندگی این شاگرد دیروز، پاسخ مناسبی برای این پرسش پیدا خواهیم کرد.
  آلبرت بچه آرامی بود و والدینش فکر می کردند که کند ذهن است. او خیلی دیر زبان باز کرد، اما وقتی سخن گفتن را آغاز کرد، مثل بچه های دیگر "من من" نمی‌کرد و کلمه‌ها را در ذهنش می ساخت. هنگامی که به چهارسالگی پاگذاشت، با بیلچه سر خواهر کوچکش را شکست و با این کار ثابت کرد که اگر بخواهد، می تواند بچه ناآرامی باشد!

  پدر و مادر آلبرت به بچه های کوچک خود استقلال می دادند. آنان آلبرت چهارساله را تشویق می کردند که راهش را در خیابان‌های پیرامون مونیخ پیدا کند. در پنج سالگی او را به مدرسه کاتولیک‌ها فرستادند. آن مدرسه با شیوه‌ای قدیمی اداره می شد. آموزش همراه با تکرار بود. همه چیز با نظمی خشک تحمیل می‌شد و هیچ اشتباهی بی‌تنبیه نمی‌ماند و آلبرت از هر چیزی که حالت زور و اجبار و جنبه‌ی اطاعت مطلق داشت، بی‌زار بود.   اغلب کسانی که درباره‌ی بی‌زاری اینشتین از مدرسه، معلم و تحصیل نوشته اند، به نوع مدرسه، شیوه‌ی آموزش و مطالبی که این دانش آموز باید فرامی گرفت، کمتر اشاره کرده‌اند.

  بازخوانی یک رویداد مهم در زندگی اینشتین، ما را با مدرسه او آشناتر می‌کند. روزی آلبرت بیمار بود و در خانه استراحت‌می کرد. پدرش به او قطب‌نمای کوچکی داد تا سرگرم باشد. اینشتین شیفته قطب نما شد. او قطب نما را به هر سو که می‌چرخاند، عقربه جهت شمال را نشان می‌داد. آلبرت کوچولو به جای این که مانند  بچه‌های دیگر آن را بشکند و یا خراب کند، ساعت‌ها و روزها و هفته‌ها و ماه‌ها به نیروی ناشناخته‌ای فکر می‌کرد که باعث حرکت عقربه‌ی قطب‌نما می‌شود. عموی آلبرت به او گفت که در فضا نیروی نادیدنی (مغناطیس) وجود دارد که عقربه را جابه‌جا می‌کند. این کشف اثر ژرف و ماندگاری بر او گذاشت. در آن زمان، این پرسش برای آلبرت مطرح شد که چرا در مدرسه، چیز جالب و شوق‌انگیزی مانند قطب نما به دانش‌آموزان نشان نمی‌دهند؟! از آن زمان، تصمیم گرفت خودش چیزها را بررسی کند و به مطالعه‌ی آزاد بپردازد.
  اینشتین ده ساله بود که در دبیرستان "لویت پولت" ثبت نام کرد. در آن هنگام علاقه‌ی بسیاری به ریاضی پیدا کرده بود. این علاقه را عمویش اکوب و یک دانشجوی جوان پزشکی به نام ماکس تالمود در وی ایجاد کرده بودند. تالمود هر پنجشنبه به خانه‌ی  آنان می‌آمد و درباره‌ی تازه‌ترین موضوع‌های علمی با آلبرت سخن می‌گفت. عمویش نیز او را با جبر آشنا کرد. اینشتین در دوازده سالگی از تالمود کتابی درباره‌ی هندسه هدیه گرفت. او آن کتاب را مهم‌ترین عامل دانشمند شدن خود معرفی کرده است.
  با این که آلبرت در خانه چنین علاقه‌ای به ریاضیات و فیزیک نشان می‌داد، در دبیرستان چندان درخششی نداشت. او در نظام خشک و کسل کننده دبیرستان، علاقه‌اش را به علوم از دست می‌داد و نمراتش کمتر و کمتر می‌شدند. بیشتر آموزگاران معتقد بودند که او وقتش را تلف می‌کند و چیزی یاد نمی‌گیرد. هر چند اینشتین به قصد این درس می‌خواند که معلم شود نه فیزیکدان، اما از آموزگاران خود دل خوشی نداشت و از زورگویی آنان و حفظ کردن درس‌های دبیرستان، دل پرخونی داشت. از این رو، خود را به مریضی زد و با این حیله، مدتی از دبیرستان فرار کرد! چون آموزگاران نیز از او دل خوشی نداشتند، شرایط را برای اخراج او از مدرسه فراهم کردند.
  اینشتین در باره‌ی روزهای مدرسه چنین گفته است: "فشاری که برای از بر کردن مطالب امتحانی بر من وارد می‌آمد، چنان بود که بعد از گذراندن هر امتحان تا یک سال تمام، رمق فکر کردن به ساده ترین مسأله علمی را نداشتم!"
  اینشتین به ناچار در دبیرستان دیگری دیپلم خود را گرفت و سرانجام با هزار بدبختی گواهینامه آموزگاری را دریافت کرد. پس از آن، مدتی آموزگار فیزیک در یک مدرسه فنی بود، اما چون روش‌های خشک آموزش را نمی‌پسندید، پیشنهادهایی در مورد روش درس دادن به مدیر مدرسه داد که پذیرفته نشدند و به این ترتیب بهانه‌ی اخراج خود را فراهم کرد.
  اینشتین پس از این رویداد، زندگی دانشجویی را برگزید و پس از فارغ التحصیلی، در اداره‌ی ثبت اختراعات به کار پرداخت. او از کار کردن در آن اداره خشنود بود. عیب دستگاه‌های تازه اختراع شده را پیدا می‌کرد و در ساعت اداری، وقت کافی داشت تا به فیزیک فکر کند. در همین اداره بود که چند مقاله نوشت و در مجله‌های معتبر منتشر کرد. جالب این که دانشمند بزرگ که با فرضیه‌های خود انقلابی در جهان دانش به پا کرد، در شرایطی کار می‌کرد که برای هر دانشمند دیگری تحمل‌ناپذیر بود! او نه با فیزیکدان حرفه‌ای تماس داشت و نه به کتاب‌ها و مجله‌های علمی دسترسی داشت. در فیزیک فقط به خود استوار بود و دیگری را نداشت که او را راهنمایی یا کمک کند! کشف‌های او چنان خلاف عرف بودند که به نظر فیزیکدانان حرفه‌ای، با شغلی که او به عنوان یک کارمند کوچک در دفتر ثبت اختراعات داشت، سازگار نبودند.

 منبع: برگرفته از کتاب اینشتین در ۹۰ دقیقه - نوشته‌ی جان و مری گریبین /ترجمه‌ی پریسا همایون روز

 

 

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 6408 بار   |   دفعات چاپ: 2042 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 249 بار   |   0 نظر
Persian site map - English site map - Created in 0.08 seconds with 57 queries by YEKTAWEB 3961