Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
حرف الف::
حرف ب::
حرف پ::
حرف ت::
حرف ث::
حرف ج::
حرف چ::
حرف ح::
حرف خ::
حرف د::
حرف ذ::
حرف ر::
حرف ز::
حرف ژ::
حرف س::
حرف ش::
حرف ص::
حرف ض::
حرف ط::
حرف ظ::
حرف ع::
حرف غ::
حرف ف::
حرف ق::
حرف ک::
حرف گ::
حرف ل::
حرف م::
حرف ن::
حرف و::
حرف ه::
حرف ی::
صفحه اصلی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: قربانی، ابوالقاسم
:: تقی‌زاده، حسن
:: ابرلن، شارل
:: علمی‌غروی، حمیده‌
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: آرش کمانگیر ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۶/۱ | نویسنده: آقاي حسن سالاری | 
آرش کمانگیر

آرش معروف به کمانگیر، از پهلوان‌های باستانی و اسطوره‌ای ایران است که در تیراندازی بسیار زبردست و بی‌مانند بود. او پس از شکست ایرانیان از تورانیان برای تعیین مرز دو کشور تیری را از نقطه‌ی شکست، ساری یا آمل، پرتاب کرد. تیر آرش پس از زمان درازی بر تنه‌ی درختی در مرو فرود آمد. مرز ایران این گونه تعیین شد، اما پیکر آرش، که همه‌ی نیروی خود را برای پرتاب آن تیر گذاشته بود، پاره پاره شد و او جان خود را در راه میهن از دست داد. کهن‌ترین نوشته‌ای که در آن از آرش سخن رفته، کتاب اوستا(یشت هشتم، بند ششم) است که در آن از قهرمانی به نام ارخشه با ویژگی‌هایی مانند تیزتیر و تیزتیرترین ایرانیان، یاد شده است.
 

  فداکاری آرش

  منوچهر، پادشاه پیشدادی، در سال‌های پایانی فرمان‌روایی خود از افراسیاب تورانی شکست خورد و به مازندران پناهنده شد. سرانجام، هر دو به صلح گرایش پیدا کردند و منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازه‌ی یک تیر پرتاب از خاک ایران را به او بازگرداند. افراسیاب درخواست او را پذیرفت و ایرانیان آرش را که در تیراندازی چیره دست و پرآوازه بود، برای پرتاب آن تیر سرنوشت‌ساز برگزیدند. آرش بر فراز کوهی برآمد و تیر در کمان گذاشت و کمان را کشید و تیر پرتاب شد. اما خداوند به باد فرمان داد که تیر را از آن کوه بردارد و به آن سوی خراسان ببرد. سرانجام تیر بر تنه‌ی درختی فرود آمد.

  آن گونه که بیرونی در آثار الباقیه آورده است، فرشته‌ای به نام اسفندارمذ به منوچهر فرمان داد که تیر و کمان ویژه‌ای بسازد. سپس، آرش برهنه شد و تن خود را به مردم نشان داد و گفت:"ببینید که پیکر من هیچ گونه زخم و بیماری ندارد، اما پس از تیراندازی نابود خواهم شد." گویند که اسفندارمذ تیروکمان را به آرش داد و گفت هر که آن را بیفکند، به جای بمیرد و آرش با این آگاهی تن به مرگ داد. او همه‌ی نیروی خود را در چله‌ی کمان گذاشت و با پرتاب تیر، پیکرش پاره پاره شد.

  تاریخ آرش

  کهن‌ترین نوشته‌ای که در آن از آرش سخن رفته است، کتاب اوستا(یشت هشتم، بند ششم) است. در این کتاب از قهرمانی به نام ارخشه با ویژگی‌هایی مانند تیزتیر و تیزتیرترین ایرانیان، یاد شده است. در نوشته‌های پهلوی آگاهی چندانی از این قهرمان به دست نمی‌آید و تنها در رساله‌ی ماه فروردین روز خرداد، آمده است که در روز خرداد(روز ششم) از ماه فروردین، منوچهر و ایرش شیباگ‌تیر، سرزمین ایران را از افراسیاب پس گرفتند. در نوشته‌های دوره‌ی اسلامی آگاهی بیش‌تری پیرامون آرش وجود دارد. از آن قهرمان نامدار در تاریخ طبری، تاریخ ابن اثیر، آثار الباقیه‌، شاهنامه، ویس و رامین، مجمع التواریخ، غرر السیر، البدء و التاریخ و کتاب‌های دیگر، یاد شده است.

  جایی که آرش تیر خود را از آن‌جا پرتاب کرد، در اوستا کوهی به نام ایریوخشئوثه است. در نوشته‌های اسلامی، تیر از جایی در طبرستان، کوه رویان، قلعه‌ی آمل، کوه دماوند یا ساری پرتاب شده است. جایی که آن تیر فرود آمد، در اوستا کوهی به نام خونونت است که شاید همان کوهی باشد که در شاهنامه و کتاب ویس و رامین از آن با نام هماون یادشده و کوهی در شرق کوه‌های شمال خراسان است. نویسنده‌ی مجمع التواریخ آن را در جایی بین نیشابور و سرخس می‌داند، در ویس و رامین و تاریخ طبرستان آن را جایی در مرو دانسته‌اند. فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین این گونه آورده است:"از آن خوانند آرش را کمانگیر    که از آمل به مرو انداخت یک تیر".

  منبع:

1. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی(مقاله‌ی آرش ). انتشارات فرانکلین، 1345

2. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه(واژه‌ی آرش). انتشارات دانشگاه تهران، 1377

3. تفظلی، احمد. آرش(از مقاله‌های دانشنامه ایران و اسلام، به کوشش احسان یارشاطر). بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354


حق هر گونه نشر کاغذی و الکترونیک این مقاله، برای جزیره‌ی دانش محفوظ است.

دفعات مشاهده: 28660 بار   |   دفعات چاپ: 2916 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 463 بار   |   9 نظر

CAPTCHA code
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۲۳
مفت بود
نظر ارسال شده توسط alimahmodjanlo در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
چو ایران مباشدتن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۷
خیییییییییییییییییلی خلاصه بود که !!!!!!!!!!!
نظر ارسال شده توسط احسان در تاریخ ۱۳۹۱/۵/۱۵
واقعا باید برا خودمون تاسف بخوریم که اینجور اسطوره هارو فراموش کردیم و عرب ها اسطوره ایرانیان شده اند
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۱/۱/۲۱
خیلی جالب بود مرسی ازتون استفاده کردم
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۰/۲/۱
جانم فدای میهن
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۹۰/۱/۱۸
نمیدونم چرا هر وقت داستان آرش رو می خونم ناخود آگاه گریم میگیره....
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۲۶
خیلی ارزنده و مفید بود به قول خودمونی دمتون گرم
نظر ارسال شده توسط fifa7ahmr3@yahoo.com در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۰
سلام
كتاب مفصلي در مورد آرش سراغ داريد كه در مورد گذشته اس هم توش گفته باشه ممنون ميشم معرفي كنيد.
Encyclopedia
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 60 queries by YEKTAWEB 3897