Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره‌ی ترجمه::
نمونه‌های ترجمه::
نامداران ترجمه::
برابرهای پارسی::
داستان یک واژه::
ثبت نام در کارگاه::
برترین‌های کارگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: کارگاه ترجمه‌ی متون علمی
:: دانش‌آموز سومری
:: محمدحسین آریا
:: ساختار‌های زبانی بیگانه
:: داریوش بزرگ سازمان‌دهنده‌ی امپراتوری هخامنشیان
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: برابرهای پارسی برای واژگان بیگانه - بخش دوم ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۱۲/۲۱ | 

آن چه در پی می‌آید، بخش دوم گزیده‌ای است از برابرهای پارسی برای واژگان بیگانه، چه عربی و چه انگلیسی و فرانسوی، که به کوشش استاد ابوالقاسم پرتو در فرهنگ‌ واژه‌یاب گردآوری شده است.( به شما پیشنهاد می‌کنیم این فرهنگ را داشته باشید) این گزیده را پربارتر خواهیم کرد. باز هم به جزیره بیایید.

ارتفاع‌سنج: بلندی‌سنج

ارتفاع یافتن: اوج گرفتن

ارتقاء: بالارفتن، برکشیدن

ارتقاء یافتن: برتری یافتن، پایه‌یافتن

ارتکاب: دست به کار شدن

ارتکاب جرم: گناه کردن، بزهکاری کردن

ارث: بازمانده

ارجاع: واگذاشتن، واگذار کردن، فرستادن

ارجاف: یاوه(اراجیف: یاوه‌ها)

ارحام: خویشاوندان، بستگان

ارحم الراحمین: مهربان‌ترین بخشایندگان

ارزاق: خواروبار، روزی‌ها

ارسال: فرستادن، رهاکردن

ارضاء کردن: خشنود کردن

ارعاب: ترساندن، هراساندن

ارفاق: گذشت کردن، سود رساندن

ارقام:کالاها، نوشته‌ها

ارکان: پایه‌ها، ستون‌ها

ارکان دولت: کارگزاران، دست‌اندکاران

ارکستر: هم‌نوازان، نوازندگان

ارگان: سازمان

اریکه: تخت، اورنگ

از اصل: از بن، از آغاز، از ریشه

ازاله کردن: بیرون کردن، پاک کردن

از این جهت: از این رو

از این قبیل: از این گونه، بدینسان

از این قرار: بدین‌گونه

ازباب: برای نمونه

ازباب آشتی: از در آشتی

از جانب: از سوی، در زمینه‌ی

از حد بردن: اندازه نگاه نداشتن، از مرز گذشتن

از حفظ: از بر

از حرکت ایستادن: بازایستادن

از خاطر بردن: از یاد بردن

از خاطر رفتن: از یاد رفتن

از خود راضی: خودخواه، خودپسند

ازدحام: انبوهی

ازدیاد: فزونی

از عهده برآمدن: از پس آن برآمدن

از قبل: از پیش

از قضا: از سرنوشت

ازل: بی‌آغازی

از لحاظ: از روی

ازلی: بی‌آغازی، دیرینگی

ازلیات: همیشگی‌ها

ازمنه: زمان‌ها، روزگاران

از نظر افتادن: از چشم افتادن، از یاد بردن

از نفس افتادن: سخت خسته شدن

از نقطه نظر: از دید، از نگرش

از این جهت: از این روی، از این سو

اساتید: استادان

اساس: بنیادن

اساسا: از پایه، از ریشه

اساس‌نامه: بنیادنامه

اساسی: پایه‌ای، ریشه‌ای

اسباب: ابزار، ساز و برگ، کالا

اسبق: پیش‌تر

استادیوم: ورزشگاه

استامپ: مهر

استبداد: خودسری، خودکامگی

استثمار: بهره‌کشی

استثناء: مگر، جداخواهی

استحاله: دگرگونی

استحصال: به دست آوردن، بازیابی

استحضار: به یاد داشتن، آگاهی دادن

(به استحضار می‌رساند: به آگاهی می‌رساند)

استحکام: استواری، سختی

استخدام: به کار گرفتن، کارگزینی

استخدام دولت: کارمندی دولت

استدعاء: درخواست

استدلال: گواه‌آوری

استراحت: آرمیدن، آساییدن

استراق سمع: دزدگوشی

استرداد: پس گرفتن، بازگرداندن

استشمام: بو بردن، بو کردن

استعداد: آمادگی، آماده بودن

استعفاء: کناره‌گیری، پوزش خواستن

استعلام: آگاهی خواستن

استعمال: کاربرد، به کار بستن

استغفار: آمرزش خواهی

استفراق: بالاآوردن

استقامت: پایداری، پایمردی، ایستادگی

استقرار: پابرجا کردن، آرام‌گرفتن

استقراض: وام‌خواهی

استمداد: یاری خواستن

استمرار: پیوستگی

استنباط: دریافت، پی‌بردن

استنساخ: رونویسی

استنشاق: بوکشیدن، بوییدن

استنطاق: بازپرسی

استودیو: هنرگاه

استهزاء: ریشخند، دست‌انداختن

استیضاح: گزارش‌خواهی

استیفاء: بازستانی

استیل: شیوه

استیلاء: دست‌یافتن، چیرگی

اسرار: رازها

اسرارآمیز: رازگونه

اسراف: هرز دادن

اسطبل: ستورگاه

اسطوره: افسانه

اسف‌بار: دریغ‌آور

اسقاطی: دورافکندنی، هیچ‌کاره

اسقاط شدن: فرسوده شدن

اسلاف: پیشینیان، درگذشتگان

اسلوب: شیوه

اسم : نام

اسم در کردن: نام‌دار دشن، بلندآوازه شدن

اسم فامیل: اسم خانوادگی

اسم گذاری: نام گذاری، نام نهادن

اسم نویسی: نام نویسی

اسناد: یافته‌ها، دفترها، دستک‌ها، (سندها)

اسیر: گرفتار، بندی

اسیرکردن: گرفتار کردن

اسیران خاک: خاکیان، خاک‌نشینان، تن‌پروران

اشاعه: پراکنده کردن، گستراندن

اشانتیون: نمونه

اشتباه: بازنشناختن، لغزش

اشتباه کردن: درست درنیافتن

اشتغال: به کارگیری، کارمندی، سرکار بودن

اشتغالات: گرفتاری‌ها، درد سرها

اشتهار: بلندآوازگی، سرشناسی

اشتیاق: نیازمندی، آرزومندی

اشتیاق ملاقات: آرزوی دیدار

اشراف و اعیان: گرانمایگاه و توانمندان

اشرف مخلوقات: برترین آفریدگان

اشکال: دشواری، خرده‌گیری

اصابت: برخورد، به هدف رسیدن

اصحاب: یاران، همدلان

اصل: ریشه، بن

اصلاح: ویرایش، سامان دادن، پیراستن

اصلی: بنیادی، سرشتی

اصوات: آواها(صداها)

اصول: بنیادها، پایه‌ها، ریشه‌ها

اصولی: پایه‌ای، ریشه‌ای

اضافات: افزوده‌ها، افزودگان

اضافه برداشت: بیش‌برداشت

اضافه حقوق: بیش‌مزد

اضافه‌کاری: بیش‌کاری

اضافی: بیشی، افزونی

اضطراب: پریشانی، درماندگی

اضطرارا: ناچاری، ناگزیری

اضمحلال: نابودی، پراکندگی

اطاعت: فرمان‌بری، فرمان‌برداری

اطاله: دراز کردن، به درازا کشاندن

اطاله‌ کلام: درازگویی، پرگویی

اطباء: پزشکان

اطراف: پیرامون

اطعام: خوراندن، روزی دادن

اطفاء حریق: خاموش کردن آتش

اطفال: کودکان، نونهالان

اطلاع: آگاهی

اطمینان خاطر: آسوده دلی

اظهار: نمایاندن، آگاهاندن

اضهار عجز: زبون‌نمایی، ناتوان نشان دادن

اظهر: آشکارتر

اعتبارنامه: استوارنامه

اعتدال: میانه‌روی، بسندگی

اعتدال لیل و نهار: برابری شب و روز

اعتصاب کردن: دست از کار کشیدن

اعتقاد: باور داشتن

اعتماد به نفس: به خود ایستایی

اعجاب: شگفتی، به شگفتی واداشتن

اعجوبه: شگفت‌انگیز

اعداد: شماره‌ها

اعضاء: اندام‌ها

اعقاب: بازماندگان

اعلام: ویژه‌نام‌ها

اعماق: ژرفاها

اعماق دریا: ژرفای دریا

اعوان: پشتیبان‌ها، یاران

اعوجاج: کژیدن، کژگرایی

اعیاد: جشن‌ها

منبع:

پرتو، ابوالقاسم. واژه‌یاب: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه. انتشارات اساطیر. چاپ دوم،1377

بخش اول این گزیده را دریافت کنید

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 10269 بار   |   دفعات چاپ: 2674 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 222 بار   |   1 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۶/۸/۲۲
esme famil=behtare beshe name famil
Translation Workshop
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 52 queries by YEKTAWEB 3991