Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه‌ی اصلی::
آموزش زیست‌شناسی::
بوم‌شناسی::
تاریخ زیست‌شناسی::
جانورشناسی::
دیرین‌شناسی و تکامل::
ژنتیک::
سلول و مولکول::
فناوری زیستی::
گیاه‌شناسی::
قارچ‌ها و جلبک‌ها::
میکروب‌شناسی::
برترین مقاله‌ها::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
:: کتاب‌های اخترشناسی و فضا منتشر شد
:: پژوهشگر تاریخ علم چه کار می کند؟
دنیای DNA

AWT IMAGE

برترین عکس‌ها از طبیعت

AWT IMAGE

مرکز آموزش ژنتیک

AWT IMAGE

:: سلول و مولکول : خاطرات چگونه ذخیره و بازیابی می شوند؟ ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۱۱/۵ | نویسنده: گرگ ميلر | مترجم: علی ملائکه | 

همه چیزهایی که می‌دانیم به صورت «خیس افزاری» (Wetware) حدود یک کیلوگرمی میان دو گوش ما جا داده شده است: چکیده ای از حقایق سودمند و بی‌اهمیت درباره جهان، تاریخچه‌ی زندگی‌های ما به علاوه هر مهارتی که تا به حال آموخته‌ایم، از دوچرخه سواری تا متقاعد کردن یک معشوق یا بیرون گذاشتن زباله ها. خاطرات هر یک از ما را منحصربه فرد می کند و به زندگی های ما تداوم می بخشد. درک کردن چگونگی ذخیره شدن خاطره‌ها در مغز گامی ضروری به سوی درک خودمان است.

 دانشمندان علوم  اعصاب از قبل گام های بلندی در مسیر شناسایی نواحی کلیدی مغز و ساز و کارهای مولکولی بالقوه برداشته اند. با این وجود بسیاری از پرسش های مهم بی پاسخ می مانند و شکافی عمیق میان پژوهش های مولکولی و پژوهش درباره کل مغز فاصله می اندازد. تولد عصر نوین پژوهش در مورد حافظه اغلب به انتشار شرح حال یک بیمار دچار ضایعه عصبی HM در سال ۱۹۵۷ نسبت داده می شود.

HM در ۲۷ سالگی به عنوان آخرین درمان ممکن برای صرع مزمن تحت عمل جراحی قرار گرفت و بخش  هایی از قطعه گیجگاهی مغزش برداشته شد. جراحی موثر واقع شد، اما باعث شد که HM نتواند هر چیزی را که پس از جراحی رخ داده بود یا هر کسی را که پس از جراحی دیده بود به یاد آورد. این مورد نشان داد که قطعات میانی گیجگاهی مغز (MTL) که شامل هیپوکامپ می شود، برای ایجاد خاطرات جدید ضروری هستند.

مورد HM همچنین در بررسی دقیق  تر نشان داد که خاطر یک ساختار یکپارچه نیست. هنگامی که از HM خواسته می شد یک آزمون بغرنج هدایت از راه آینه (MDT)۱ را انجام دهد توان اجرایی HM به طور مداوم در طول سه روز بهبود یافت، گرچه که او هیچ خاطره  ای از اجراهای قبلی آن نداشت. تا آنجا که به مغز مربوط می شود به خاطر آوردن «چگونگی» مشابه به خاطر آوردن «چیستی» نیست.

 اکنون دانشمندان در پرتو آزمایش ها بر روی حیوانات و پیدایش تصویربرداری از مغز، اطلاعات کلی از انواع مختلف حافظه و نیز اینکه کدامیک از بخش های مغز در آنها دخیل هستند دارند، اما شکاف های مداومی در این دانش باقی می ماند. در واقع گرچه ثابت شده است که MTL برای حافظه بیانی (declarative memory) _ یادآوری حقایق و وقایع- ضروری است این ناحیه مانند یک جعبه سیاه ناشناخته باقی مانده است. اینکه چگونه اجزای گوناگون آن در حین رمزبندی و بازیابی خاطره تعامل می کنند حل نشده است.

 به علاوه MTL خزانه نهایی حافظه بیانی نیست. چنین خاطراتی ظاهراً برای ذخیره شدن درازمدت در قشر مخ بایگانی می شوند، اما اینکه این امر چگونه رخ می دهد و چگونه خطرات در قشر مخ بازنمایی می شوند مجهول باقی می ماند.بیش از یک قرن پیش نورو آناتومیست (کالبدشناس اعصاب) مشهور اسپانیایی رامون کاخال پیشنهاد کرد که برای به وجود آمدن خاطرات باید این ضرورت وجود داشته باشد که سلول های عصبی ارتباطات خود با یکدیگر را تقویت کنند. در آن زمان این امر مسلم شمرده می شد که هیچ سلول عصبی جدیدی در مغز فرد بزرگسال زاده نمی شود بنابراین رامون کاخال این فرض معقول را ارائه کرد که تغییرات کلیدی باید بین سلول های عصبی موجود رخ دهد.

 دانشمندان تا همین اواخر شواهد اندکی در مورد چگونگی انجام این امر در اختیار داشتند. اما از دهه ۱۹۷۰ کار بر روی تکه های جدا شده از بافت دستگاه عصبی مجموعه ای از بازیگران مولکولی را در شکل گیری خاطره مشخص کرده است. بسیاری از مولکول های مشابه هم در حافظه بیانی و هم در حافظه غیربیانی و در گونه های حیاتی متنوعی مانندحلزون دریایی، مگس های سرکه و جوندگان دخیل هستند که بیانگر آن است که ماشین مولکولی برای حافظه به طوری گسترده حفظ شده است.

 یک بینش کلیدی به  دست آمده از این تحقیقات این بوده است که حافظه کوتاه مدت (که چند دقیقه طول می کشد) شامل تغییراتی شیمیایی می شود که اتصالات موجود به نام سیناپس ها را میان سلول های عصبی تقویت می کنند درحالی که حافظه درازمدت (که روزها یا هفته ها طول می کشد) به ساختن پروتئین  و احتمالاً ساخته شدن سیناپس های جدید نیاز دارد. امتحان کردن این کار در پژوهش ها بر روی مغز کامل چالش عمده ای است.

 یک رده ارتباطی بالقوه فرایندی به نام تقویت شدن درازمدت (LTP) است، نوعی تقویت سیناپس ها که در برش های هییوکامپ جوندگان مورد بررسی قرار گرفته است و بسیاری آن را اساس احتمالی حافظه می دانند. پیشرفتی بزرگ در این زمینه هنگامی به دست خواهد آمد که در بدن موجود زنده به طور قطعی نشان داده شود که LTP واقعاً زمینه ساز تشکیل حافظه است. در همین حال پرسش های بیشتری سر برمی آورد. بررسی های اخیر نشان داده اند که الگوهایی از فعالیت عصبی که هنگام یادگیری یک وظیفه جدید توسط حیوانات مشاهده می شود، سپس در هنگام خواب تکرار می شود. آیا این پدیده نقشی در تحکیم خاطرات ایفا می کند؟ سایر تحقیقات نشان می دهند که خاطرات ما آنچنان که عموماً می پنداریم قابل اعتماد نیستند. چرا حافظه اینقدر ناپایدار است؟

سرنخی که ممکن است از تحقیقات اخیر به دست آمده باشد این نظر بحث برانگیز را دوباره زنده کرده  است که خاطرات هربار که فرا خوانده می شوند برای مدت کوتاهی مستعد دستکاری شدن هستند. نهایتاً اصل جزمی عدم به وجود آمدن سلول های عصبی جدید در دهه ۱۹۹۰ کنار گذاشته شد، چرا که نشان داده شد که هیپوکامپ تقریباً در تمام طول عمر محل تولید سلول های جدید است. اینکه تا چه میزان این سلول های جدید در یادگیری و حافظه نقش دارند امری است که باید در آینده روشن شود.
پی نوشت:
۱- MDT آزمونی برای اندازه گیری استرس هنگام انجام عمل است. در MDT از آزمودنی خواسته می شود یک پروب حلقه  دار در یک مسیر فلزی پیچاپیچ (ستاره ای شکل) حرکت دهد، هربار که پروب از مسیر منحرف شود و به فلز برخورد کند صدای زنگی شنیده و یک نمره منفی ثبت می شود.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 5509 بار   |   دفعات چاپ: 1795 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 346 بار   |   0 نظر
زیست‌شناسی
Persian site map - English site map - Created in 0.053 seconds with 1014 queries by yektaweb 3300