Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
اخترشناسی
فیزیک
صفحه اصلی
زندگی انیشتین
فیزیکدان‌های مسلمان
اخترشناسی
فیزیک و زندگی
تاریخ فیزیک
تازه‌های فیزیک
دانش‌نامه‌ی فیزیک
آموزش فیزیک
معلمان برتر
فیزیک در شبکه
خبرها و نظرها
معرفی کتاب
برترین‌های این بخش
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: طرح سراسری دانش‌آموز پژوهنده برگزار می‌شود
:: خورشید کوچکتر است
:: نخستین آزمایش‌های فیزیک در تاریخ معاصر ایران
:: آسایشگاهی برای ستارگان پیر
:: فیزیک و کاربردهای آن: پزشکی
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
:: کتاب‌های اخترشناسی و فضا منتشر شد
:: پژوهشگر تاریخ علم چه کار می کند؟
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: یوسف ثبوتی: بنیان‌گذار نخستین رصدخانه‌ی پژوهشی ایران
:: سرشت علم و جایگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: سرگذشت کتاب مرجع در ایران
بازی های آموزشی

AWT IMAGE

به سوی اینشتین شدن

AWT IMAGE

مکانیک در تمدن اسلامی

AWT IMAGE

:: عبدالسلام از زبان عبدالسلام ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۱۰/۱۶ | نویسنده: عبدالسلام | مترجم: آقاي اسفندیار معتمدی | 

من در سال 1926 در روستای جانگ که بخشی از هند تحت اشغال انگلیس بود و اکنـون جزء پاکستان است ،متـولد شـدم . پدرم معلـم و کارمنـد آموزشـی در اداره آموزش و پرورش و مادرم خانه دار بود . شش برادر و یک خواهر داشتم . خانواده ام اصلا" ثروتمند نبودند . پدرم توجه بسیار زیادی به تکالیف مدرسه من نشان می داد و برایم آرزوهای بزرگی درسر می پروراند . من قصد داشتم که در شهرداری مرکزی هند  که مسابقه ورودی داشت ،پذیرفته شوم . هر چند چنین نشد و وقایع زندگیم شکل دیگری یافت .

به یاد می آورم که در حدود سال 1936هنگامی را که معلممان در مدرسه ،یک سخنرانی درباره نیروهای بنیادی طبیعت ایراد کرد . او از گرانش آغاز کرد . البته همه ما پیش از این درباره گرانش چیزهایی شنیده بودیم . سپس او ادامه داد و گفت (( الکتریسته )) ، نیرویی وجود دارد که آن را الکتـریسته مـی نامند ، اما این نیرو در روستای جانگ ما وجود ندارد ، و در شهـر مرکزی لاهور ،100مایلی شرق ما موجود است " . او به تازگی مطالبی درباره نیرویی هسته ای شنیده بود و مـی گفت "فقط در اروپا وجود دارد" . این خاطره نشان دهنده چیزهایی بود که در کشورهای در حال توسعه آموخته می شد .

چهارده ساله بودم که در بورس کالج دولتی لاهور ،با بالاترین نمره ای که سابقه نداشت پذیرفته شدم . به یاد دارم که وقتی از لاهور به روستای خود بازگشتم همه مردم به استقبالم آمده بودند در حدود شانزده سالگی نخستین تحقیقم را نوشتم . که این تحقیق در نشریه ریاضی منتشر شد . اما در واقع تا زمانی که به دانشگاه کمبریج نرفتم به طور جدی به کار تحقیق نپرداختم .

فـرصت بسیار خوبی نصیبم شد که بورسیه گرفتم و به کمبریج رفتم به دلیل جنگ امتحان های شهرداری مرکزی هند معلق شد و سه وزیر پنجاب سرمایه های پولی را به جنـگ اختصاص داد اما بخشـی از آن باقـی مانـد و پنج بورسیـه بـرای تحصیـل درخارج تعیین شـد در سـال 1946 سعی کردم تا در یک کشتی کوچک پر از خانواده های انگلیسی ،که قصد داشتند هند را پیش از استقلال ، ترک کنند ،جایی پیدا کنم . اگر آن سال نرفته بودم ،نمی توانستم به کمبریج راه یابم سال بعد، هند و پاکستان از هم جدا شدند و بورسیه برداشته شد . در کمبریج نفر اول دوره دو ساله ریاضیات شدم .

در حالی که هنوز یک سال دیگر از بورسیه ام باقی بود و تردید داشتم امتحان سه ساله ریاضیات عالی را انتخاب کنم یا امتحان فیزیک بدهم . بر اساس راهنمایی مشاورم آقای فرد هویل که گفت " اگر بخواهی فیزیکدان شوی ،حتی فیزیکدان نظری ،باید دوره تجربی کوندیش را بگذرانی . در غیر این صورت کسی تو را به عنوان یک فیزیکدان تجربی نمی شناسد . من به آزمایشگاه کوندیش که در آن جا رادفورد آزمایش های خود را بر روی ساختار اتم انجام داده بود ،پیوستم .

کوندیش آزمایشگاه برجسته ای برای کارهای آزمانشگاهی و مرکزی برای فیزیکدانان سراسر جهان بود . اگر چه من در کارکردن با وسایل آزمایشگاهی کم طاقت بودم . اما برای آن که شما آزمایشگر قابلی باشید شما باید نسبت به کارهایی که تحت کنترل شما نیستند ،صبور باشید . فکر می کنم که نظریه پرداز هم باید از همین صبر و حوصله برخوردار باشد . البته صبوری او به عواملی چون خلاقیت، استنباط و علاقه او بستگی دارد .

نخستین آزمایشی را که خواستم انجام دهم تعیین تفاوت طول موج دو خط D سدیم بود ،که در طیف سدیم بسیار مشخص هستند . من گمان می کردم که اگر بر روی کاغذ نمودار خط راستی رسم کنم سپس آن خط را محدود کرده و جدا سازم مقدار لازمی که می خواستم اندازه گیری کنم بدست می آمد از نظر ریاضی خط راست با دو نقطه مشخص می شود و اگر شما یک نقطه دیگری را مشخص کنید از نظر ریاضی کافی است ،زیرا سه نقطه روی آن خط دارید ،دو نقطه برای مشخص کردن خط راست و نقطه سوم برای اطمینان است سه روز طول کشید تا تجهیزات را آماده کردم . پس از سه بار خواندن آنها را علامتگذاری کردم . آن روزها علامتگذاری از کارهای آزمایشی در کلاس ،به عنوان امتحان پایانی به حساب می آمد . آقای دنیس ویل کین سوی یکی از افرادی بود که کار تجربی ما را نظارت می کرد و من گزارش کارم را به او دادم . او به خط راستی که من کشیده بودم نگاه کرد و گفت "سابقه تحصیلات شما چیست"؟ من گفتم "ریاضیات" او گفت اوه ، منم همین فکر را کردم . تو باید به جای آن که سه بار خط خوانی کنی باید هزار بار این کار را می کردی و از این هـزار بار خـواندن یک خط راست تـرسیم می کردی . از آن روز به بعـد من کارم را رها کـردم و نمی خواستم به کارم برگردم و بسیار سعی کردم که در باقیمانده سال از دنیس ویل کین سون دوری کنم . من هنوز نتایجی که از آزمایش سال 1949 به دست آوردم را به خاطر می آورم . من به نتایجی که در تابلوی اعلانات کوندیش زده شده بود ،توجه می کردم که ویل کین سون درست پشت سرم ظاهر شد . او نگاهی به من کرد و گفت :"این چه واحد درسی بود که تو انتخاب کردی؟" و من با خیلی بی تفاوتی گفتم: "من بهترین نمره را در این درس گرفتم" . او یک چرخ کاملی روی پاشنه پایش یعنی تقریبا" º 360 چرخید و گفت : همین نشان می دهد که قضاوت تو در مورد مردم چقدر اشتباه است .

در سال 1951 به لاهور برگشتم و در دانشگاه آنجا شروع به تدریس کردم . اما چون تنها فیزیکدان آن جا بودم کاملا" منزوی شدم . در آنجا بدست آوردن نشریات و ارتباط با موضوع های مورد نظرم بسیار سخت بود . به این دلیل من مجبور شدم کشورم را ترک کنم تا فیزیکدان باقی بمانم نداشتن ارتباط میان دانشمندان کشورهای در حال توسعه بدترین نوع مصیبتی است که با آن روبرو هستند . دانشمندان این کشورها نسبت به کشورهای ثروتمند تر از سرمایه و فرصتهای کافی بهره مند نیستند . در این کشورها هیچ گروه یا جماعتی که دارای فکر و کار مشترک در یک زمینه مشابه باشند وجود ندارد .

به همین دلیل بود که در سال 1964 من سعی کردم دانشمندان را در مرکز بین المللی فیزیک نظری که در تریست تاسیس کردم گرد هم آورم . این مرکز تسهیلاتی را برای دانشمندان فراهم کرده است بطوری که بتوانند مدت طولانی در کشور خود بمانند اما تنها برای حدود سه ماه حدود به منظورادامه تحقیقاتشان به این مرکز مراجعه کنند . آنها ها به دیدن دانشمندانی می آیند که روی موضوع مشابه کار میکنند و در آن جا دیدگاه تازه ای می یابند و به کشور خود باز میگردند و در واقع نماینده ای می شوند که چهره تازه از دانش و فناوری را در کشور خود معرفی کنند .

درسال 1954 به کمبریج برگشتم و به عنوان دانشیار عضو کالج سنت جان شدم . سه سال بعد استادی کالج سلطنتی لندن را پذیرفتم . درهمان جا بهترین گروه فیزیک نظری جهان را تاسیس کردم .

اوج موفقیت من درکار در رشته فیـزیک در سال 1979 بود که با مشارکت شلـدن گلاشـو و استـون و ینبـرگ جایـزه نـوبل فیزیک را دریافت کردم این جایزه به خاطر ایجاد وحـدت بین الکترو مغناطیس و نیروی هسته ای ضعیف در نظریه "الکتـرو ضعیف" اهـدا شد ( الکتـرو ضعیف واژه ای است که در سال 1978 ابداع کردم ) . این نظریه یکی از دستاوردهای مهم علم فیزیک در قرن بیستم بود . این نظریه با انجام آزمایشهای تجربی باید به اثبات می رسید مهمترین نتیجه ای که به آن رسیـدیم وجـود ذرات پرانرژی جدید بود . برای امتحان این نظریه ناچار بودیم که فیزیکدان های تجربی را که شتاب دهنده های بزرگ ذرات کار می کردند قانع کنیم تا وسایل جدیدی بسازند: در اصل برای تولید شرایطی شبیه آن چه در چند لحظه اول پیدایش جهان ،وجود داشتـه است . در سال 1983 تائیـد نهایـی نظـریه با کشف پیشگویی ذره ها _ مرکـز بـردار واسطـه- بدست آمد . ذره های فرضی که1 W ، W ¯ و Z º نامیده شدند در چند لحظه کوتاه در شرایط کیهانی شتاب دهنده سرن دیده شدند . این پدیده موقتی کافی بود که نشان دهد نظریه وحدت ، طبیعت بنیادی ماده را نشان می دهد . در سال 1984این تائیدیه تجربی منجر به اعطای جایزه نوبل برای کارلو روبینا و سیمون وان درمیر شد .

من پیش از این درباره مشکلات فعالیتهای علمی درکشورهای در حال توسعه گفته بودم .

می خواهم با یک تقاضا این موضوع را به پایان برسانم . سرمایه ای که در کشورهای در حال توسعه برای علوم اختصاص داده شده بسیار ناچیز است و مجامع علمی آنها از حد لازم بسیار کمترند .

کشورهای در حال توسعه باید بدانند که مردان و زنان دانشمند سرمایه های گرانبهایی هستند . آنها باید فرصتها و مسئولیتهایی را برای پیشرفتهای علمی و فنی کشورها یشان ،در نظر بگیرند . همان تعداد کمی هم که وجود دارند بدون استفاده مانده اند . هدف این کشورها باید آن باشد که تعداد دانشمندان خود را افزایش دهند زیرا دنیا به دو قسمت تقسیم شده است . قسمتی که از دانش و فناوری برخوردارند و قسمت دیگر که از آن بی بهره اند و نقشی در تعادل ندارند . وظیفه ما آن است که این بی عدالتی را جبران کنیم .

 این مقاله از مصاحبه های انجام شده عبدالسلام و سخنانی که عمدتا" از اوست،جمع آوری شده است . ما فکر می کنیم که همین مقدار برای فهم خواننده در مورد انگیزه ایجاد مرکز بین المللی فیزیکInternational Centre  for Theo retical Physics  نظری کافی است .

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
درباره نویسنده:

آقاي اسفنديار معتمدي متولد 1317 در لنجان اصفهان، نويسنده، مترجم، پژوهشگر تاريخ آموزش و پرورش ايران و از معلمان باسابقه‌ي آموزش فيزيك است. ايشان از همكاران طرح نوين آموزش علوم در ايران  هستند و تا كنون بيش از 50 كتاب براي دانش‌اموزان و معلمان تاليف يا ترجمه كرده‌اند. با آقاي معتمدي بيش‌تر آشنا شويد ...

دفعات مشاهده: 6771 بار   |   دفعات چاپ: 2154 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 217 بار   |   0 نظر
سال جهانی فیزیک
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 1072 queries by yektaweb 3431