Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
ایرانی کیست
ایران باستان
دوران اسلامی
ایران معاصر
دانش ایرانیان
نوآوری‌های ایرانی
نام آوران ایران
در پایگاه‌های دیگر
پیرامون شاهنامه
معرفی کتاب
یادگارهای باستانی
بازتاب تمدن ایرانی
ایران‌نامه
برترین‌های تالار ایران
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
:: آنچه ابن‌سینا از ایران باستان آموخت
:: نه شرقی نه غربی نه تازی
:: ابران را چرا باید دوست داشت
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنایی با سیستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌های ایران

موزه‌ی ملی ایران

موزه‌ی کاخ سعدآباد

موزه‌ی فرش ایران

موزه‌ی رضا عباسی

موزه‌ی شیشه سرامیک

موزه‌ی کاخ نیاوران

موزه‌ی کاخ گلستان

موزه‌ی آستان قدس

موزه‌ی قرآن

موزه‌ی هنرهای معاصر

سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: سنگ‌نبشته‌های هخامنشی در کانال نیل ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۱۰/۱۵ | نویسنده: آقاي جهانگير قائم‌مقامي | 

تاریخ‌شناسان دوره‌ی چیرگی هخامنشیان را بر مصر، نخستین دوره‌ی فرمان‌روایی ایران بر آن سرزمین می‌دانند، چرا که دومین دوره‌ی فرمان‌روایی ایرانیان بر مصر در زمان ساسانیان بود. از آن دوره آثار فراوانی شامل سنگ‌نبشته‌ها، لوح‌ها، مجسمه‌ها، ظرف‌های گلی و سفالی، مهرها و نوشته‌هایی روی پاپیروس به خط مصری برجای مانده است که هر یک از آن‌ها صفحه‌ی درخشانی از تاریخ باشکوه هخامنشیان را نشان می‌دهند و شایسته است این آثار از نظرهای متفاوت مورد بررسی و پژوهش قرار گیرند. این مقاله نیز با همین هدف نوشته شده است و به شرح سنگ‌نبشته‌هایی می‌پردازد که به فرمان داریوش بزرگ به مناسبت حفر کانال نیل برپا داشته بودند.

فکر ساختن کانالی که دریای سرخ را به رود نیل، در قلب کشور مصر، پیوند دهد، از سال 517 پیش از میلاد، یعنی پس از لشکرکشی داریوش به مصر در سال چهارم سلطنت به فکر داریوش رسید.1 تا پیش از کندن این کانال، برای رفتن به مصر باید از راه خلیج فارس و فرات به سوریه و از آن‌جا از شهر صور با کشتی و یا از راه فلسطین و شبه‌جزیره‌ی سینا به مصر می‌رفتند2 و این همان راهی بود که کمبوجیه(521-529 پیش از میلاد) نیز به سال 525 پیش از میلاد از آن استفاده کرده بود.3

در این سفر بود که داریوش، که خود نیز از همان راه قدیمی به مصر رفته بود، به فکر یافتن راه کوتاه‌تری افتاد تا مرکز امپراتوری او را با متصرفات آفریقایی‌اش مرتبط کند. از سوی دیگر اهمیت سرزمین زرخیز مصر6 هم ایجاب می‌کرد راه کوتاه‌تری آن‌جا را به بازارهای قلمرو امپراتوری ایران ارتباط دهد تا کالاهای ایرانی به سادگی بیش‌تر به مصر و فراورده‌های مصر به سرزمین‌های دیگر برسد.7

این اندیشه باعث شد زمانی که داریوش در مصر بود فرمان دهد درباره‌ی یافتن چنین راهی بررسی شود. این بود که به طرح کانالی بین خلیج عربستان(شاخه‌ی دریای سرخ) و رودخانه‌ی نیل توجه شد و آگاهی از این که سال‌ها پیش نیز فرعون‌های مصر به این کار دست زده بودند، داریوش را در تصمیم خود استوارتر کرد.

ژولیوس ژونگ در کتابی که با عنوان داریوش یکم پادشاه پارس‌ها نوشته است، درباره‌ی اهمیت کندن این کانال می‌نویسد:

" دورنمایی که حفر کانال نیل به دریای سرخ پیش چشم شاه می‌گشود، خاطر وی را به کلی فریفته‌ی خود ساخته بود ... اراده‌ی شماه بر این قرار داشت که در اینده کشتی‌هایی که از ساحل فینیقی به دریای سرخ می‌آیند و هم‌چنین آن‌هایی که از ایران و هندوستان پیرامون جزیره‌العرب را طی می‌کند، بتوانند وارد نیل شوند و از آن‌جا به دریای روم بروند. از طرف دیگر ساحل جنوبی پارس در کنار خلیج اهمیت جهانی پیدا می‌کرد و بده بستان کالا از راه دریا میان بابل، ایران، عربستان و هندوستان برقرار می‌شودژ و همه‌ی کالاهایی که از مغرب، از راه‌های دشوار و سخت به ایران و از شرق و جنوب دور به دریای روم می‌رسیدند، می‌توانستند با سرویس ناوگان منظم بازرگانی با سادگی بیش‌تر به مقصد خود بروند."5

در مورد پیشینه‌ی کندن کانالی که دریای سرخ را به رود نیل متصل سازد، نویسندگان قدیم نخستین کار را به ستی اول(1318-1294 پیش از میلاد) فرعون مصر نسبت داده‌اند و پس از او، رامسس دوم6(1294-1322 پیش از میلاد) و سپس نخائوی دوم(609-594 پیش از میلاد) روی آن کار کرده‌اند.7

نکته‌ی دیگری که در این‌جا باید به آن اشاره کرد، این است که مسیر کانال نیل را با مسیر کانالی که "کنت دو لسپس" به سال 1869 ساخت و اینک از آن با نام کانال سوئز یاد می‌شود، نباید یکی دانست. زیرا با آن‌که بخشی از این دوکانال بر یکدیگر منطبق هستند، در بخش‌های دیگری به کلی تفاوت دارند. در واقع، چون از دریای سرخ به سوی شمال حرکت کنید، مسیر دو کانال تا دریاچه‌ی تمساح یکی است ولی از آن‌جا به بعد، مسیر کانال داریوش به سوی غرب می‌رود و در طول شاخه‌ای از رودخانه‌ی نیل تا شهر بوباستی ادامه می‌یابد و اندکی بالاتر از بوباستی به شاخه‌ی اصلی نیل می‌پیوندد. اما مسیر کانال لسپس از دریاچه‌ی تمساح به بعد رو به شمال تا بندر سعید در ساحل دریای مدیترانه ادامه می‌یابد.

AWT IMAGE

نقشه‌ی مصر و عربستان قدیم که مسیر کانال نیل روی آن مشخص شده است.

هرودوت که خود این کانال را دیده است در کتاب خود درباره‌ی ویژگی‌ها و چگونگی کندن آن نوشته است: " فرزند پسامتیک، نکومس بود که در مصر سلطنت کرد. ئی نخستین کسی بود که دست به کار کندن مجرایی شد که به دریای اریتره می‌رفت و پس از او داریوش پارسی کار کندن آن را ادامه داد. طول این مجرا به اندازه‌ی چهار روز دریانوردی است. عرض آن را آن اندازه زیاد گرفتند که دو کشتی جنگی با سه ردیف پاروزن، که از روبه‌رو به هم می‌رسند، می‌توانند در آن دریانوردی کنند. آب آن از نیل می‌رسد. این مجرا از نقطه‌ای شروع می‌شود که اندکی بالاتر از شهر بوباستی قرار دارد و از کنار پاتاموس، که از شهرهای عربستان است، می‌گذرد و به دریای اریتره منتهی می‌شود.

این مجرا ابتدا در قسمت دشت مصر، که در جهت عربستان ادامه دارد، کنده شده و این همان دشتی است که در جهت داخل با کوهی، که روبه‌روی ممفیس قرار دارد، مجاور است. بنابراین، این مجرا در مسیر پایه‌ی داخلی این کوه کنده شده و سپس از کوهستان به جنوب و ناحیه‌ای که بادنوتوس(یعنی باد جنوب) در آن می‌وزد، متوجه می‌شود و به خلیج عربستان می‌رود. در نقطه‌ای که از دریای شمال تا دریای جنوب، همان دریایی که اریتره نام دارد(یعنی اقیانوس هند و دریای سرخ)، فاصله از همه کم‌تر و راه مستقیم‌تر است. از کوه کازیوس(امروزه رأس القصرون) که سر حد مصر و سوریه است، از این نقطه تا خلیج عربستان(دریای سرخ) هزار ستاد فاصله دارد(177 کیلومتر). این راه مستقیم‌ترین راه‌هاست ولی مجرا بسیار درازتر است، زیرا پیچ و خم زیاد دارد. در زمان نکومس 120 هزار مصری برای کندن آن از بین رفتند. نکومس در جریان کندن مجرا از ادامه‌ی کار دست کشید."8

درباره‌ی این که چرا نخائو کانال نیل را ناتمام رها کرد، نویسندگان قدیم دلیل‌های متفاوتی ذکر کرده‌اند. هودوت می‌نویسد: " هاتفی با آن مخالفت کرد و مدعی شد که نکومس با این کار از پیش به سود قوم‌های وحشی کار می‌کند."9

دیودور( Diodore ) علت را این گونه بیان کرده است که: " مهندسان در حین کار منتقل شدند که سطح دریای سرخ از دلتای نیل و مصر بالاتر است و تصور کردند که چنان‌چه راه باز شود، آب شوردریا، رود نیل و مصر را غرق خواهد کرد. برخی نیز هزینه‌ی زیاد کندن کانال را مانع ادامه‌ی کار می‌دانند. 10 با وجود این، کانال نیل با همه‌ی سختی و دشواری‌ها به همت داریوش بزرگ پایان پذیرفت و اقیانوس هند از راه دریای سرخ به رود نیل پیوست و سال‌ها ارتباط اسیا با آفریقا و اروپا از این راه برقرار بود.

پنج سنگ‌نبشته‌ها

داریوش پس از پایان کار، فرمان داد پنج سنگ‌نوشته، که متن‌های آن ها تفاوت‌هایی با یکدیگر داشت، در چهار جا در طول مسیر کانال برپا کنند و روی آن‌ها به خط‌های مصری، پارسی، عیلامی و بابلی مطالبی پیرامون کندن کانال ثبت کنند. البته، پیرنیا در تاریخ خود متن هر سه سنگ‌نوشته را یکی و بدون تفاوت دانسته و نوشته است: " سنگ‌نوشته‌ای است از داریوش در پنج نسخه که در نزدیکی کانال یافته‌اند".11 اما چنان که در ادامه خواهیم گفت، این سخن چندان درست نیست.

این پنج سنگ‌نبشته را در ساحل راست کانال(به سوی دریای سرخ) و بر بلندترین جا به نحوی برپاداشته‌ بودند که کشتی‌هایی که از کانال می‌گذشتند، آن‌ها را می‌دیدند. سنگ‌نبشته‌ها‌ از نظر بزرگی سکوی زیرین و نوع مصالح و شکل و اندازه کم‌نظیر و شایان توجه و اهمیت هستند. اما متاسفانه دست روزگار یکی از آن‌ها را به کلی از میان برده و از چهار دیگر هم جز قطعه‌هایی شکسته بر جای نمانده است. خوشبختانه این شکسته‌ها به کوشش باستان شناسان و دانشمندان زبان‌شناس گردآوری و خوانده شده است و در نتیجه سندهای باارزش و زنده‌ای در دسترس قرار گرفته است که از شکوه تمدن ایران باستان حکایت دارند.

سنگ‌نبشته‌های کانال نیل به ترتیب، در مسیر کانال به سوی دریای سرخ، عبارت هستند از:

1 و 2. سنگ‌نبشته‌های تل‌المسخوته

3. سنگ‌نبشته‌های سراپه‌اوم

4. سنگ‌نبشته‌ی قبره ‌یا شالوف

5. سنگ‌نبشته‌ی سوئز

از میان این سنگ‌نوشته‌ها، از سنگ‌نبشته‌ی سراپه‌اوم جز این‌که جای نصب آن معلوم است، آگاهی دیگری نداریم. سنگ‌نبشته‌‌های شالوف و سوئز به دو خط هیروگلیف و میخی(میخی پارسی، میخی عیلامی و میخی بابلی) بوده که خط‌های میخی بر یک روی سنگ و خط مصری به روی دیگر آن‌ها کنده شده است.

در تل‌المسخوته بر اساس پژوهش‌های گله‌نیشف( Golenischeff ) که خود قطعه‌هایی از سنگ‌نوشته‌های تل‌المسخوته را در کاوش‌های خویش پیدا کرده است، سنگ‌نوشته‌ی کانال، شامل دو سنگ‌نبشته، یکی به خط مصری و دیگری به خط میخی بوده است.12

سنگ‌نبشته‌‌های تل‌المسخوته

این سنگ‌نبشته‌ها روبه‌روی شهر پتاموس بر ساحل کانال برپا شده بود. خرابه‌های این شهر امروزه به تل‌المسخوته معروف است و در هفده کیلومتری اسماعیلیه قرار دارد. این سنگ‌نبشته‌ها از سنگ خارای سرخ ساخته شده بودند و برفراز تپه‌ای به فاصله‌ی 350 متر از کانال قدیم قرار داشتند. نخستین قطعه‌ای که از این سنگ‌نوشته‌ها پیدا شده به خط میخی است و در سال 1864 میلادی(1243 خورشیدی) کارگران شرکت کانال سوئز آن‌ را پیدا کردند. چندی پس از آن، یعنی در سال 1889 میلادی(1268 خورشیدی)، گله‌نیشف قطعه‌های دیگری به خط مصری و یک قطعه هم میخی پیدا کرد که در سال 1907 میلادی(1285 خورشیدی) آن‌ها را به موزه‌ی قاهره بردند. بنابراین، از این سنگ‌نبشته‌ها فقط هشت قطعه به زبان مصری به دست آمده که هفت قطعه‌ی آن، سه چهارم کل سنگ‌نبشته‌ی اصلی را تشکیل می‌دهند و جایگاه قطعه‌ی هشتم هنوز مشخص نیست و از روی قطعه‌های به دست آمده مشخص می شود که بلندی سنگ‌نبشته‌ی اصلی 15/3 متر و پهنای آن 10/2 متر و ضخامت آن 77 سانتی‌متر بوده است.

AWT IMAGE

طرح سنگ‌نبشته‌ی تل‌المسخوته از کتاب پوزنر، باستان‌شناس فرانسوی.

شرح جامع و ترجمه‌ی متن این سنگ‌نبشته در کتاب نخستین استیلای ایرانیان بر مصر نوشته‌ی پوزنر( Posener ) به زبان فرانسوی آمده است و شبیه آن‌چه است که پیرنیا در ایران باستان آورده است و از این رو، بخش‌هایی از نوشته‌ی ایران باستان را در معرفی این سنگ‌نبشته می‌آوریم:

" در سنگ‌نوشته‌ی مصری داریوش را مانند فرعون مصر نشان داده‌اند، یعنی صورت او زیر قرص پردار آفتاب است و خدایان دو نیمه‌ی نیل، دو بخش مصر(مصر علیا و مصر سفلی( را زیر اسم او به هم ربط داده‌اند و نیز در این‌جا مانند مراسمی که برای فرعون داشتند، نام ملت‌هایی که تابع داریوش بودند، با تصویر مردم آن‌ها، نوشته‌اند. توضیح آن‌که خواسته‌اند بگویند که همه‌ی این مردان پیرو فرعون مصر(آن‌تریوش= داریوش) هستند و او از فرعون‌های سلسله‌ی هیجدهو برتر است که باشکوه‌ترین فرعون‌های مصر بودند.

تفاوتی که میان این صورت‌ها و صورت‌ای مردمان تابع در زمان فرعون‌های مصر دیده می شود، این است که در زمان فرعون‌ها مردم تابع را به شکل اسیری تصویر می‌کردند که دست‌هایشان بسته بود و رشته‌ای این اسران را به شکل بیضی‌دانه‌دار، یعنی قلعه‌ی محکم، بسته است. ولی چون نمی‌توانستند مردمان آریایی را به ایت شکل درآورند تغییری در نشان دادن مردمان تابع حاصل شد که چنین است: مردم تابع مانند اسیری نیستند که دست‌های او را بسته‌ باشند، بلکه بی‌قید، زانو به زمین زده و در حال خشوع و خضوع در بالای بیضی قرار گرفته‌اند."13

بر این شرح باید افزود، در بالای نام داریوش که درون بیضی کنده شده است، تصویر تاجی نیز نقش شده است و در دو طرف تصویرها‌ی خدایان دو نیمه‌ی نیل، خطابه‌ی این خدایان چنین نوشته شده است:

در سمت چپ، "همه‌ی زمین‌ها، همه‌ی کشورهای بیگانه و همه‌ی کمان‌ها(قدرت‌ها) را به تو می‌بخشم" و در سمت راست، "همه‌ی انسان‌ها، همه‌ی مردمان و همه‌ی ساکنان جزیره‌های دریای اژه را به تو واگذار می‌کنم" .

در پشت سر تصویر نیز سخنانی هر یک از خدایان در هفت ستون به این شرح ثبت شده است:

"زندگی کامل، خوشبختی و تندرستی را به تو می‌بخشم. همه‌ی شادی‌ها که از من ناشی می‌شود، همه‌ی هدیه‌ها نظیر آن‌چه که خداوند بزرگ "رع" می‌پذیرید، همه‌ی خوراکی‌ها، همه‌ی چیزهای خوب که من منشأ آن هستم و سرانجام پادشاهی مصر علیا و سفلی را جاودانه به تو می‌دهم"

سپس زیر پای خدایان، تصویر مردمان تابع امپراتوری ایران با نام کشورهای آن‌ها نقش شده است.14

پس از این، متن سنگ‌نبشته، که افتادگی‌های زیادی دارد، آغاز می‌شود و چون متن خوانده شده به وسیله‌ی پوزنز به شرحی که پیرنیا در کتاب خود نوشته، بسیار نزدیک است، بار دیگر به کتاب ایران باستان بسنده می‌کنیم:

" داریوش که زاده‌ی الهه‌ی نیث، خانم سائیس، است انجام داد همه‌ی چیزهایی را که خدا شروع کرد ... آقای همه چیز که قرص افتاب را احاطه کرده است. وقتی در شکم مادر قرار داشت و هنوز بر زمین نیامده بود. نیث او را پسر خود دانست ... امر کرد به او ... دست خود را با کمان به سوی او برد تا دشمنانش او را برافکنند چنان‌که از برای پسر خود " رع" کرد ... او قوی شوکت است. او دشمنان خود را در همه‌ی سرزمین‌ها نابود می‌کند. شاه مصر علیا و سفلی، داریوش که تا ابد پاینده است، شاهنشاه بزرگ، پسر ویشتاسب هخامنشی. او پسر اوست(یعنی پسر نیث است). قوی و جهان‌گیر است. همه‌ی بیگانگان با هدیه‌های خود ره به او می‌آورند و برای او کار می‌کنند."

از این جا به بعد، متن سنگ‌نبشته خراب شده است و بسیاری از عبارت‌های آن خوانده نمی‌شود و جمله‌های آن اغلب رابطه‌ی خود را از دست داده‌اند و نامفهوم شده‌اند. ولی روی هم رفته آن‌چه از آن بر می‌آید چنین است که داریوش حکیمان مصر را فراخوانده وپرسش‌هایی از آن‌ها کرده است. یک‌بار هم نام کوروش در سنگ‌نبشته آمده است و سپس گفت و گو از کشتی‌هایی است که می‌خواهند برای شناسایی به دریاها بفرستند.15

سنگ‌نبشته‌ی سراپه‌اوم

کلارمن ژنوئه( Clarmont Ganeau )، باستان‌شناس فرانسوی، بیست و پنج قطعه از این سنگ‌نبشته به خط مصری را در سال 1884 میلادی(1264 خورشیدی)، در جایی به نام سراپه‌اوم، بین دریاچه‌ی تمساح و دریاچه‌ی شور، به دست آورد و در آغاز آن را به اشتباه باقی‌مانده‌ی ویرانه‌های تاریخی سراپه‌اوم می‌دانستند. قطعه‌های شکسته در سال 1886 به موزه‌ی لوور پاریس برده شد، ولی دو سال بعد به کلی مفقود شد و دیگر نشانی از آن‌ها به دست نیامده است.16

سنگ‌نبشته‌ی قبره یا شالوف

این سنگ‌نبشته نیز از سنگ خارای سرخ ساخته شده و بخشی از آن را کنون در اسماعیلیه برپا داشته‌اند. یک روی این سنگ‌نبشته به خط مصری و روی دیگر آن به سه خط میخی پارسی، عیلامی و بابلی بوده و در جایی در سه کیلومتری قریه‌ی شالوف و در نزدیکی دریاچه‌ی شور قرار داشته اشت. این سنگ‌نبشته هم در اندازه‌ی سنگ‌نبشته‌ی تل‌المسخوته و به بلندی 3 متر، پهنای 5/2 متر و ضخامت 78 سانتی‌متر بوده است. مهندس دولسپس( de Lesseps ) قطعه‌های این سنگ‌نبشته را در سال 1866 میلادی(1245 خورشیدی) کشف کرد و 35 قطعه‌ی کوچک و بزرگ از آن را به دست آورد که هفده قطعه به خط مصری و بقیه به خط میخی بود و آن‌ها را به شالوف منتقل کردند. اما قطعه‌های کوچک سنگ‌نبشته مفقود شد و از جست و جوهایی که برای پیدا کردن آن‌ها انجام شد، نتیجه‌ای به دست نیامد و پانزده قطعه بزرگ‌تر را نیز باردیگر به خاک سپردند تا این که در سال 1913-1911 میلادی(1291-1290 خورشیدی) در پی کاوش‌های کله‌دا( Cledat ) این قطعه‌ها با چند تای دیگر، از زیر خاک بیرون آمد و آن‌ها را به اسماعیلیه بردند.

این سنگ‌نبشته روی پایه‌ای سنگی از سنگ ماسه‌ای که روی قطعه سنگ گچی قرار گرفته، گذارده شده است. از ترکیب قطعه سنگ‌ها چنین برمی‌آید که این سنگ‌نبشته نیز به همان شیوه‌ی سنگ‌نبشته‌ی تل‌المسخوته تهیه شده بوده، ولی متن اصلی آن با آن سنگ‌نبشته‌ی تفاوت‌هایی داشته است.

متن اصلی این سنگ‌نبشته به سبب محو شدن بخش‌هایی از آن به طور کامل خوانده نمی‌شود، ولی از آن‌چه که پنز توانسته است بخواند، این نکته‌ها به دست می‌آید:

داریوش از ناحیه‌ها و شهرهای مصر بازدید کرده و فرمان داده است مهندسان برای کندن کانال به کار مشغول شوند و کشتی‌ها را روی آن به حرکت درآورند. آن‌چه داریوش فرمان داده بود انجام شده است و 24 یا 32 کشتی با کالاهای فراوان از مصر، از راه این کانال، به سوی ایران فرستاده شده است. سپس سخن از تهنمیت و سخنانی است که شاهزادگان و مهندسان به داریوش گفته‌‌اند. سپس داریوش فرمان داده است آن‌چه را که شده روی سنگ ثبت نمایند و در پایان سنگ‌نوشته آمده است:" این چنین کاری بزرگ که تا آن روز انجام نشده بود، به فرمان واراده‌ی داریوش، که خدایش جاودان دارد، صورت حقیقت پذیرفت."17

سنگ‌نبشته‌ی سوئز

این سنگ‌نبشته، که آخرین سنگ‌نبشته در مسیر کانال نیل است، در شش کیلومتری شمال سوئز و در نزدیکی اردوگاه نگهبانان کرانه‌های کانال، برفراز تپه‌ای به بلندی 450 متر و در مغرب مجرای قدیمی کانال قرار داشته است. جنس این سنگ‌نبشته نیز از سنگ خارای سرخ بوده و بزرگ‌ترین قطعه‌ای که از آن به دست آمده، به پهنای 73-62 سانتی‌متر(حدود یک‌سوم پهنای سنگ‌نبشته‌ی اصلی)، به درازای 15/3 متر در 10/2 و به ضخامت 74 سانتی‌متر بوده است.

نخستین قطعه از این سنگ‌نوشته در سال 1912-1911 میلادی(1291-1290 خورشیدی) به دست کله‌دآ کشف شد و پس از آن قطعه‌های دیگری به خط مصری و میخی در سال 1933(1312 خورشیدی) به دست پوزنر به دست آمد.

مضمون این سنگ‌نبشته نیز با تفاوت‌هایی شبیه سنگ‌نبشته‌ی شالوف است و در آن از فرمان داریوش برای کندن کانال و روانه کردن کشتی‌ها حکایت شده است.18

AWT IMAGE

عکسی از قطعه‌های سنگ‌نوشته‌ی اصلی شالوف که در میدان اسماعیلیه برپاداشته‌اند.

نتیجه

مطالب هیروگلیفی سنگ‌نوشته‌ها تا اندازه‌ی زیادی یکسان بوده و تفاوت‌های اندکی در آن‌ها وجود داشته است. افتادگی‌هایی در برخی متن‌ها وجود دارد که رشته‌ی مطالب را گسیخته است و چنان‌چه بخواهیم متن به نسبت کامل‌تری در دست داشته باشیم، باید بخش نخست سنگ‌نبشته‌ی تل‌المسخوته و بخش پایانی سنگ‌نوشته‌ی شالوف را ترکیب کنیم.

اما درباره‌ی متن‌های میخی سنگ‌نوشته‌های کانال نیل، که آن‌ها نیز تفاوت‌هایی باهم داشته‌اند، باید گفت مضون این کتیبه‌ها به تفصیل متن‌های هیروگلیفی نیست، بلکه چون روی یک سطح سنگ‌نوشته به سه زبان و خط پارسی، عیلامی و بابلی نوشته شده‌اند، به ناچار مطالب به طور خلاصه آمده است و متن کامل پارسی آن‌ها چنین است که در کتاب فرمان‌های شاهنشاهان هخامنشی نوشته‌ی رولف نارمن شارپ( Ralph Norman Sharp ) آمده است:

بند1. خدای بزرگی است اهورامزدا، که آن آسمان را آفرید، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی مردم را قرار داد، که داریوش را شاه کرد، که به داریوش شاه شهریاری را که بزرگ و دارای اسبان خوب و مردان خوب است، ارزانی فرمود.

بند2. من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای دارای همه گونه مردم، شاه در این سرزمین دور و دراز، پسر ویشتاسب هخامنشی

بند3. داریوش شاه گوید: من پارسی هستم از پارس مصر را گرفتم. فرمان کندن این ترعه را دادم. از رودخانه‌ای به نام نیل که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌رود. پس از آن این ترعه کنده شد، چنان‌که فرمان دادم و کشتی‌ها از مصر از میان این ترعه به سوی پارس روانه شدند، چنان‌که من می‌خواستم.

پی‌نوشت

1. مشیرالدوله‌ی پیرنیا، ایران‌ باستان، جلد اول، صفحه‌ی 567

2. علی‌سامی، تمدن هخامنشی، جلد اول، صفحه‌ی 176

3. دکتر بهمنش، تاریخ قدیم مصر، جلد دوم، صفحه‌ی 207 و سامی، تمدن هخامنشی، جلد اول، صفحه‌ی 176 و مشیر‌الدوله پیرنیا، ایران‌ باستان، جلد اول، صفحه‌ی 488

4. ژولیوس ژونگ، داریوش یکم پادشاه فارس، ترجمه‌ی دکتر منشی‌زاده، صفحه‌ی 105 و علی‌سامی، تمدن هخامنشی، جلد اول، صفحه‌ی 176

5. ژولیوس ژونگ، داریوش یکم پادشاه فارس، ترجمه‌ی دکتر منشی‌زاده، صفحه‌ی 106 و 107

6. علی‌سامی، تمدن هخامنشی، جلد اول، صفحه‌ی 181

7. هرودوت، جلد دوم، ترجمه‌ی دکتر هدایتی، بند 185 و جلد چهارم، بند 42

8. هرودوت، جلد دوم، ترجمه‌ی دکتر هدایتی، بند 185

9. هرودوت، جلد دوم، ترجمه‌ی دکتر هدایتی، صفحه‌ی 243

10. علی‌سامی، تمدن هخامنشی، جلد اول، صفحه‌ی 176 و 177

11. مشیرالدوله‌ی پیرنیا، ایران‌ باستان، جلد اول، صفحه‌ی 568

12. پوزنز، نسخه‌ی فرانسوی، صفحه‌های 48، 49 و 50

13. مشیرالدوله‌ی پیرنیا، ایران‌ باستان، جلد اول، صفحه‌ی 569

14. پوزنز، نسخه‌ی فرانسوی، صفحه‌های 51 تا 59

15. پوزنز، نسخه‌ی فرانسوی، صفحه‌های 59

16. پوزنز، نسخه‌ی فرانسوی، صفحه‌های 48

17. پوزنز، نسخه‌ی فرانسوی، صفحه‌های 75 و 76

18. پوزنز، نسخه‌ی فرانسوی، صفحه‌های 82 تا 87

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
دفعات مشاهده: 12007 بار   |   دفعات چاپ: 3188 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 256 بار   |   2 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۵/۸/۷
به اميد احياء دوباره شكوه و عظمت پارس
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲۱
espart_63@yahoo.com با عرض معذرت كه ايميل اولم نصفه تايپ شد ولي واقعا سايت جذابي به اميد بهروزي شما عزيزان واميدوارم سال پر باري داشته باشيد....
تالار ایران
Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 73 queries by YEKTAWEB 3858