Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
ایرانی کیست
ایران باستان
دوران اسلامی
ایران معاصر
دانش ایرانیان
نوآوری‌های ایرانی
نام آوران ایران
در پایگاه‌های دیگر
پیرامون شاهنامه
معرفی کتاب
یادگارهای باستانی
بازتاب تمدن ایرانی
ایران‌نامه
برترین‌های تالار ایران
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرا میان آتن و ایران جنگ درگرفت؟
:: آنچه ابن‌سینا از ایران باستان آموخت
:: نه شرقی نه غربی نه تازی
:: ابران را چرا باید دوست داشت
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
:: ترویج علم با دانش‌نامه‌های الکترونیکی
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنایی با سیستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌های ایران

موزه‌ی ملی ایران

موزه‌ی کاخ سعدآباد

موزه‌ی فرش ایران

موزه‌ی رضا عباسی

موزه‌ی شیشه سرامیک

موزه‌ی کاخ نیاوران

موزه‌ی کاخ گلستان

موزه‌ی آستان قدس

موزه‌ی قرآن

موزه‌ی هنرهای معاصر

سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: داد و دادگری در ایران باستان ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۹/۱۲ | نویسنده: علي‌پاشا صالح | 

هدف قانون آسایش مردم از راه برقراری نظم و حفظ جامعه از خطر هرج و مرج است. دردستانی به آیین دادرسی و عدالت اجتماعی است؛ نگاهبانی از حقوق افراد و پاسداری از حدود آزادی است، جلوگیری از پیمان شکنی و خیره سری و خودکامی حکومت‌های مطلقه است. فوق مرتبه قانون مرتبه ایست که نیازی به عدالت نیست و آن روح رأفت و محبت است که « چون افراد در مقام ایثار و تفضل باشند چه جای آنکه ظلم بر همدیگر روا دارند...»1.

قانون از مظاهر مهم فرهنگ ایران است که طی دوران‌های گوناگون مرحله‌های تحول را پیموده است و آن را به سه دوران عمده می‌توان تقسیم کرد: 1- دوران پیش از اسلام. 2- دوران اسلامی. 3- دوران معاصر. البته بحث تفضیلی پیرامون این دوران‌ها در حوصله این نوشته نیست، ولی چون علم حقوق به یک اعتبار رشته‌ایی از رشته‌های تاریخ است و باید با روح و روش تاریخ نگاری مطالعه شود2 لذا از سیر قانون و قانون گذاری در ایران که خود زادگاه تاریخ است، ناچار به تهیه فهرستی کوتاه می‌شود.

دوره هخامنشی

فر و شکوه ایران باستان در پرتو قانون‌ها و اصول عالیه‌ای‌ است که وجود داشته ولی بسیاری از مدرک‌ها و سندهای آن بر اثر چیرگی اسکندر و عرب و مغول و تاتار از دست رفته است. قدیمی‌ترین قانون‌های موجود که بشر تنظیم کرده، به احتمال زیاد قانون حمورابی است و هر چند تاریخ تدوین آن به‌درستی معلوم نیست، بدون شک پیش از موسی و شاید بین دو و سه هزار سال پیش از میلاد مسیح بوده است3.

پس از آنکه بابل به دست ایرانیان افتاد، از آن قانون‌ها، به‌ویژه در بخش بازرگانی، آن‌چه پیروزمندان می‌پسندیدند و بابلی‌ها هم نتیجه‌های خوبی از آن گرفته بودند، پذیرفته شد و از سوی کشورگشایان ایران در جای‌جای جهان گسترش یافت4. از اینجاست که قوم اسرائیل، کورش کبیر فاتح بابل را فرستاده خدا می دانست. مورخان معتبر در تجلیل او سخن‌ها گفتند5 و نخستین اعلامیه‌ی حقوق بشر را به او نسبت دادند.

هردوت گوید: بیش از هر چیز دادگستری مورد توجه ایرانیان بود6 ، مردی بسیار بزرگ و باهوش که دیوکس(دیاآُکو) نام داشت میان قوم ماد قد برافراشت. مادها او را در دهکده‌ی خود به‌عنوان قاضی برگزیدند. ساکنان دهکده‌های دیگر نیز به‌سوی او شتافتند و دعاوی خود را بداوری او واگذار نمودند. روزی رسید که مردم به هیچ کس جز او برای درگیری‌های خود رو نمی‌آوردند. سرانجام در یک انجمن همگانی به پادشاهی انتخاب شد7.

در مورد دیگر فردوسی فرماید:

اگر دادده باشی ای نامجوی

شوی بر همه آرزو کامجوی

و گر دادگر باشــی وپاکدین

زهر کس نیابی جــــز آفرین

بداد و دهش گیتی آباد دار

دل زیر دستان زخود شاد دار

گر ایمن کنی مردمان را بداد

خود ایمن بخسبی و از داد شاد

درباره‌ی کیفر دادرس رشوه خوار عهد هخامنشی، کلمان هوار خاورشناس نامدار فرانسوی در کتاب خود به‌نام « ایران باستان و تمدن ایران » گوید8 :

« کمبوجیه ( کامبیز) پسر ارشد کورش در حیات پدر پادشاه بابل بود و بی گمان در جنگ اخیر نیابت سلطنت را بر عهده داشت. این مرد ستمگر و بی رحم همین که یکی از دادرسان هفتگانه و عالی مرتبه او بفساد و رشوه خواری محکوم شد، فرمان داد پوست از تن آن قاضی برکندند و بر مسند قضای او گستردند و پسر را که بجای پدر برای دادرسی برگزیده شده بود به هنگام قضا بر آن مسند بنشاندند».

در جای دیگر همان کتاب هوار با شرح بیش‌تری می پردازد: « ریاست فائقه هیأت قضات بخصوص در امور جزائی با خود پادشاه بود. در مورد جرائم نسبت به امنیت کشور یا مقام سلطنت پادشاه در مرحله رسیدگی ابتدائی و نهائی حکم می داد. رسیدگی به امور حقوقی را به قضاتی که خود برگزیده بود ارجاع می نمود. در عهد پادشاهی کامبیز یکی از قضات شاه بنام سیامنس به جرم ارتشا و صدور حکم ناحق محکوم به قتل و معدوم شد. پس از مرگ پوست از تن او برکندند و با قطعات پوست قاضی مقتول مسند قضای او را پوشاندند. آنگاه کامبیز پسر را بجای پدر برگزید و بر مسند وی که بشیوه اقوام بربر با پوست بدن رشوه خوار آراسته شده بود9 برنشاند. اردشیراول این روش وحشیانه را به خیال خود اصلاح کرد و قضاتی را که حکم ناحق می دادند بفرمان وی پوست می کندند و پوستشان را به دین منوال روی مسند قضایشان می کشیدند10 لکن قانون دگرگونه بود و حتی خود پادشاه نمی‌بایست احدی را باتهام جرم واحدی اعدام کند ....»

در موارد دیگر فردوسی باز فرماید:

نگر تا چه گفته است مرد خرد

که هرکس که بد کرد کیفر برد

چنین بود تا بود گردون سپهر

گهی پر زکین است گه پر زمهر

تو گر با هشی مشمر او را بدوست

که چون دست یابد بدردت پوست

بنزد کهان و بنزد مهان

به آزار موری نیرزد جهان

به نیکی گرای و میازار کس

ره رستگاری همین است و بس

دو چیز یکی وفاداری دیگر عدالت‌خواهی در چشم همه آریایی‌ها، به‌ویژه داریوش مبنای نظم جهانی بود 11 . داریوش باور داشت که ضامن بقای دولت حفظ حقوق ثابت و عادلانه ملت است12 . مصریان او را در تاریخ خود بنام آخرین قانون‌گذار بزرگ خویش شناختند13. کورش بزرگ و داریوش اول در شکوه دولت و شوکت جهانی خود برای تمام جهانیان (مانند ایرانیان و مردم یونان و غیره ) نمونه‌ی عدالت و برتری و مردانگی و رشادت و دانایی و مهربانی بودند و در نظر آنان پدر و خداوندگار نجیب‌زادگان مغرور و دلیر و اصیل پارس می نمودند14.

داریوش خود را بزرگ‌ترین داور دنیای خود می‌دانست. بالاترین وظیفه‌ی خود را عدالت نسبت به ضعیف و قوی و نسبت به آزادگان قوم خود و قوم‌های بیگانه می شناخت و چون گفته او برترین قانون کشور بود، با نهایت دقت می کوشید از روی حق داوری کند. شورایی از داوران شاهی که برای مدت عمر تعیین می‌شدند در مسائل مشکل حقوقی به اوکمک می‌کردند. آن شوری خود نیز حق داوری داشت و شاه مراقب بود مبادا روزی در احکام آن‌ها تجاوزاتی روی دهد15.

آخرین اعلامیه داریوش برنامه جهانداری اوست که نویسنده آلمانی مزبور از آن به‌نام «برنامه فرمانروایی جهانی آریایی »16 یاد کرده است. این اعلامیه برای آگاهی آیندگان بر دخمه‌ی او در صخره‌ی نقش رستم کنده‌کاری شده است: « آنچه حق است پسند من است و آنچه ناحق از آن بیزارم ...».

یکی از خاورشناسان نامی آمریکا، پرفسور امستد17 نویسنده تاریخ شاهنشاهی ایران است. این کتاب به سال 1948 میلادی ( 1327 هجری شمسی ) در شیکاگو انتشار یافت و در سال 1959 میلادی ( 1338 هجری شمسی ) به چاپ دیگر رسید. نویسنده مزبور تحت عنوان قانون‌گذار جدید و بقای قانون‌های داریوش گفته است: « تا دم واپسین داریوش به مقررات خوبی که وضع کرده بود می‌بالید و شهرتی که به سبب وضع قانون به‌دست آورد پس از وی به جای ماند. افلاطون باور داشت که شاهنشاهی ایران را قانون‌های داریوش حفظ کرده است. آن قانون‌ها را « دات » ( داد ) می‌نامیدند و تا سال 218 میلادی نافذ بوده و پس از آن هم مدتی دراز حتی در دوره یونانیان ( سلوکیدها ) بقوت و اعتبار خود باقی ماند».

آیین مزدیسنا و قانون‌های حقوقی

اما آیین اهورمزدا که در دوران‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی، مورد توجه بود، نه تنها مجموعه‌ای‌ است از احکام اخلاقی بلکه در جنبه‌های دیگر زندگانی بشر نیز مقرراتی آورده و پادشاهان این سه دودمان موبدان را برای مراقبت در اجرای آموزش‌های مزدیسنا بعنوان قانون کشور خود پشتیبانی کرده‌اند18 .

در کتاب « تمدن زرتشتی از کهن ترین روزگاران تا سقوط آخرین امپراتوری زرتشت یا سال 651 میلاد »19 تألیف دکتر دالا، موبد موبدان کراچی، در فصل سیزدهم از قانون و عدالت و موضوع‌های ذیل سخن رفته است: اصل و منشأ قانون، مجریان عدل، اوصاف دادرس و دادگاه ، آیین دادرسی، مفسران قانون، آزمایش ایزدی برای تشخیص بیگناه از گهنکار و انواع جرم‌ها، از زنا و فحشاء و سقط جنین و تجاوز به حقوق دیگران، تصرف در مال دیگران، تخلف ناپذیر بودن پیمان‌ها، کیفر شکستن پیمان، دزدی و راهزنی، ضرب و جرح، پلیدی‌ها و ستم کردن به جانوران و امثال آن.

مجلس‌های دوره‌ی اشکانی

مرحوم حسن پیرنیا (مشیرالدوله) می‌نویسد20 : « در دولت پارت یک وضع اساسی ( یا چنانکه گویند یک قانون اساسی) وجود داشت و این قانون حکومت شاه را محدود ساخته بود. از نوشته های ژوستن چنین استنباط می شود که تیرداد اول اشکانی آن را برقرار کرده ولی رالین سن21 عقیده دارد که باید مؤسس این وضع مهرداد اول بوده باشد، زیرا در زمان او دولت اشکانی دولت گسترده‌ای یا چنان که مؤلف مزبور گوید یک امپراتوری شد. شاه اشکانی می بایست با دو مجلس شور کند، یکی را نویسندگان رومی شورای خانوادگی نامیده‌اند22 و دیگر را مجلس سنا (مجلس شیوخ). اولی از اعضا ذکور خانواده سلطنت که به حد رشد رسیده بودند ترکیب می‌یافت و انتخاب آن‌ها منوط به میل شاه نبود (باید استنباط کرد که شاهزادگان ذکور همین که به حد رشد می‌رسیدند از اعضای این انجمن به شمار می‌آمدند) . دیگری از مردان پیر و مجرب و روحانیان بلند مرتبه قوم پارت. سوم مجلسی بود که از هر دو مجلس ترکیب می یافت یعنی وقتی که هر دو مجلس با هم منعقد می‌گردید آن را مغستان یا مجلس بزرگان می‌نامیدند23. در باب واژه‌ی «مغستان» به نظر می‌رسد، «مهستان» است که مجلس بزرگان باشد و اکنون هم بزرگ را «مه» گوییم ولی مغستان با معنای مزبور موافقت نمی‌کند چه این مجلس تنها از مغ‌ها تشکیل نمی شد تا آن را مغستان نامند24.

قانون‌های دوره‌ی ساسانیان

پرفسور آرتور کریستن سن25 خاورشناس معروف دانمارکی در کتاب خود به نام «وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان» با بیانی آشکار و و با پافشاری چنین گوید: « ساسانیان هم از اولین لحظه با روحانیان زرتشتی متفق شده بودند و ایجاد دوستی صمیم میان ملک و دین در تمامی مدتی که موضوع سخن است برقرار بود. اصحاب دین جنبه قدسی خویش را شامل حکومت دنیوی نموده بودند و خود نیز به برکت حمایت دیوانیان در همه شئون و احوال مهم زندگانی افراد ایرانی دخالت می‌گردند ...»

اگاثیاس می‌گوید: حالا دیگر همه کس ایشان را (یعنی مغان را) تمجید و تجلیل می‌کنند و با احترامی بسیار فراوان بدیشان می‌نگرند. همه‌ی امور مملکتی به مشورت و پیش‌بینی ایشان ترتیب داده شده است، به‌ویژه کفایت مهمات همه‌ی کسانی که معامله و محاکمه‌ایی دارند، به دست ایشان است و هر چه می‌شود در نظارت ایشان و به موجب رأی و قراری است که ایشان می‌دهند و هیچ امری بزعم ایرانیان وجهه شرعی ندارد مگر این که یک مغ آن را تصدیق و تصویب کند.

« آری مغان اقتدار روحانی داشتند. دولت ایشان را حاکم بر جان و مال و عرض مردم کرده بود. اجرای عقد ازدواج و صحت طلاق، عنوان حلال زادگی و صدق تملک و سایر حقوق درید قدرت ایشان بود. همه‌ی این حقوق باعث نفوذ کامل ایشان شده بود »26

قانون در اوستا و متن‌های باستانی

کتاب وندیداد اوستا در لفظ" «قانون ضد دیوان» است و به گفته‌ی گلدنر27 نزد پارسیان در حکم «سفرلاویان» نزد قوم یهود است که از آداب طهارت و نذر و توبه ( یا «پتت» به زبان پهلوی و پازند ) سخن رفته است. وندیداد مشتمل است بر بیست و دو « فر گرد » یا فصل و فقط فر گرد چهارم درباره عقود و خلف عهد و بیداد و جزای اعمال است28 .

از منابع دیگری که قانون‌های ایران قدیم را می توان در آن یافت «ماتیکان هزار داتستان» است29 که سهراب جمشید جی بولسارا با دیباچه و لغت نامه و فهرست به زبان انگلیسی در آورده و هوشنگ آنکلساریا به سال 1937 میلادی (1316 هجری شمسی) منتشر ساخته است. این کتاب مجموعه‌ایی از هزار نکته حقوقی و در واقع حقوق مدنی ساسانی است30.

گذشته از «ماتیکان هزار داتستان» از کتاب های پهلوی که از آن می توان بسیاری از قوانین مزدیسنا را استخراج کرد، کتابی است معروف به «داتستان دینیک»31 (قانون‌های دینی) از سلسله انتشارات پهلوی وست32 که به زبان انگلیسی در آکسفورد به سال 1882 میلادی منتشر شده است33.

بارگاه داد

به گفته‌ی مسعودی، اردشیر سرسلسله‌ی ساسانیان گوید: « بر پادشاه است که افاضه عدل کند چه عدل فراهم آورنده خیر و نگهدارنده ملک از زوال و اختلال است و نخستین وسایل و علائم ادبار سلطنت اینست که عدل از میان برخیزد34 . اما فردوسی درباره‌‌ی داد و فرهنگ انوشیروان چنین فرموده است35 :

نشست از بر تخت نوشیروان

جهانی بدرگاه بنهاد روی

به آواز گفت آن زمان شهریار

مباشید ترسان بتخت و کلاه

اگر می گساریم با انجمن

به چوگان و بر دشت نخجیرگاه

بخواب و به بیداری و رنج و ناز

بدان گه شود شاد و روشن دلم

مبادا که از کار داران من

بخسبد کسی با دلی دردمند

سخن گر چه اندک بود در نهان

زباژ و خراج آن کجا مانده است

نخواهند نیز از شما زر و سیم

برآمد ز ایوان یکی آفرین

که نوشین روان باد با فرهی

بدل شاد و خرم بدولت جوان

هر آنکس که بد در جهان داد جوی

که جز پاک یزدان مدارید یار

گشاده است بر هرکس این بارگاه

گر آهسته باشیم با رایزن

بر ما شما را گشاده است راه

از این بارگه کس ندارید باز

که رنج ستمدیده یی بگسلم

گر از لشکر و پیشکاران من

که از درد او بر من آید گزند

بپرسد زمن کردگار جهان

که موبد به دیوان ما رانده است

مخسبید ازین پس دل از من به بیم

زخورشید تا تیره روی زمین

همه ساله با تاج شاهنشهی

مورخان درباره عدل انوشیروان داستان‌ها نقل کرده‌اند: « گویند وقتی رسولی از قیصر با انواع تحف و اصناف هدایا نزد انوشیروان آمد، در طاق ایوان کسری نظر کرد و بر حسن بنا و تزیین و تکلف و رفعت آن عمارت آفرین‌ها کرد بعد چشم بر اعوجاج میدانی که در پیش ایوان بود انداخت و پرسید سبب چیست که طرح میدان کج افتاده؟ گفتند عدم استوا میدان به سبب آنست که پیرزالی در این مقام منزلی دارد هرچه از او به سؤال التماس کردند خانه خود را بفروشد تا آن را از میان برداشته صحن مستوی گردد مطلقا قبول نفرموده، شهریار عادل آن را بحال خود گذاشتند. رسول گفت که اعوجاج مقرون به عدل به از استقامت مترتب به ظلم است »36 .

سرجان ملکم مورخ انگلیسی در این باب گوید37 : « بالجمله اگر جمیع حکایاتی که نویسندگان شرقی از انوشیروان نقل کرده‌اند ذکر شود این سخن را پایانی نخواهد بود، لکن محقق است که یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان ممالک آسیاست. اگر اوضاع و احوال عهد انوشیروان در نظر گرفته شود شاید لقب عادل را نتوان به هیچ کس از بنی نوع انسان داد به سبب این که پادشاهی که فقط فرمان او قانون ملک است، ناچار است برای حفظ ملک خود سرکشان را فرو کوبد و به کین دشمن قیام کند و بر اقوام بیگانه چیره شود؛ لابد مرتکب هزاران عمل گردد که مخالف اصول عدل باشد ...».

سعدی در حق انوشیروان نیکو فرموده است:

زنده است نام فرخ نوشیروان به عدل

گرچه بسی نماند که نوشیروان نماند

ابن بلخی در حق آزادگان پارس گوید: « قاعده ملک ایشان بر عدل و سیرت ایشان داد و دهش بوده و هر که از ایشان فرزند را ولیعهد کردی او را وصیت بر این جمله نمودی که پادشاهی نتوان کردن الا بلشکر و لشکر نتوان داشتن جز بمال و مال نخیزد الا از عمارت و عمارت نباشد جز به عدل. پیغمبر اسلام را پرسیدند که چرا همه قرون چون عاد و ثمود و مانند ایشان هلاک شدند و ملک پارسیان دراز کشید با آن که آتش پرست بودند؟ پیغمبر فرمود از بهر آن که آبادانی کردند اندر جهان و داد گستردند میان بندگان خدای عز وجل »38

پانوشت

1. رساله عدالت در تحقیق عدالت از مصنفات ابو عبدالله جلال الدین محمد بن سعدالدین اسعد بن محمدالدوانی، مقاله پنجم.

2. سخن‌رانی راجرز ریاست دانشکده‌ی حقوق دانشگاه ییل:

Lecture by Henry Wade Rogers, Dean of the Yale University Law School .

3. مقدمه تاریخ حقوق، دوره‌ی کتاب‌های دانشکده‌ی حقوق همیلتن:

Legal History, Hamilton College of Law Library, Chicago , 1923,p.25.

4. کتاب رویه قضایی از دریچه تاریخ (قسمت اول، فصل اول): Lee,s Historical Jurisprudence

5. کتاب عهد عتیق ( تورات: کتاب اشعیاه و یرمیاه ) و همچنین کتاب تاریخ ایران تألیف کنت دو گبینو، جلد اول، کتاب سوم، صفحه 343- 438:

6. Histoire des Perses, par le Comte de Gobineau, Paris, I869

7. تاریخ هردوت (Herodotus) جلد اول، ترجمه با مقدمه و حاشیه از آقای دکتر هادی هدایتی، تهران 1336، صفحه 166.

8. تاریخ هردوت، صفحه‌های 185- 188.

9. ایران باستان و تمدن ایران تألیف کلمان هوار، ترجمه انگلیسی، چاپ لندن 1927:

Clement Huart, La Perse et la civilization iranienne, 1925 (translated by M.R. Dobie, London , 1927).

10. تاریخ هردوت، جلد پنجم، صفحه 25 (این مورخ یونانی که پدر تاریخ نامیده شده در سال‌های 484 تا 425 پیش از میلاد مسیح می‌زیسته و بنا بر قول دائرﺓ المعارف بریتانیکا چون در آسیای صغیر دیده به جهان گشوده و به هنگام ولادت وی آسیای صغیر تابع ایران بوده، لذا از اتباع ایران بوده و تا سن سی یا سی و پنج سالگی در تابعیت ایران باقی مانده است).

11. حاشیه لارشه (Larcher) مترجم فرانسوی هردوت، جلد اول، صفحه 439.

12. کتاب داریوش اول پادشاه پارس‌ها از پتریولیوس یونگه (Peter Julius Junge) ترجمه و حواشی از آقای دکتر منشی زاده، از انتشارات دانشگاه تهران 1335 شمسی، صفحه 84.

13 تا 16. همان کتاب یونگه صفحه‌های 93، 106، 137، 152 به ترتیب.

17. همان کتاب، صفحه‌های 152 و 153، در مقدمه‌ی مترجم توضیح داده شده که « در این کتاب شخصیت داریوش بزرگ و معنای آن برای جهان آن روز و امروز تصریح شده و بگفته نیچه به صورت یک بنای عظیم یادبود تاریخی درآمده است. نویسنده‌ی کتاب که در سال‌های 1937 و 1938 میلادی در کاوش‌های جنوب ایران کار می کرده، نتیجه پژوهش‌های خود را دراین رساله گردآوری کرده است».

18. تاریخ امپراتوری ایران تألیف امستد:

History of the Persian Empire by A.T Olmstead, the University of Chicago , 1948.

19. تاریخ امپراتوری ایران تا یورش عرب‌ها: Essai sur l , Histoire du Droit Persan dès l , oirgine à l , invasion arabe, par Seyyed Taghi Nasr, Docteur en droit, Paris, 1933. و نیز رجوع شود به «حقوق در ایران باستان» پایان نامه‌ی ارسطو افلاطونی لیسانسیه حقوق، چاپ تهران 25-1324 خورشیدی.

20. کتاب تمدن زرتشتی تألیف دکتر دالا:

Dhalla, M. N., Zoroastrian civilization from the earliest times to the downfall of the last Zoroastrian Empire, A.D.651, New York , Oxford University Press, 1922

21. ایران باستان، جلد سوم، صفحه 2648 و 2649.

22. ششمین دولت مشرق تألیف رالین سن، فصل ششم درباره طرز حکومت و قانون اساسی پارت‌ها و قانون‌های آن روزگار، صفحه 84: G. Rawlinson, The Sixth Great Oricntal Monarchy: or the Geography, History & Antiquities of Parthia , London , 1873 (Chapter VI). P. 84 et seq.

23. Concilium Domesticum

24. رجوع شود به کتاب استرابون (Strabon) ، کتاب 11 ، فصل 9 ، بند 3، از قول پوسیدونیوس (Posidonius) .

25. و نیز رجوع شود به نوشته‌های آقای دکتر محمد حسین علی آبادی استاد دانشکده حقوق پیرامون تاریخ حقوق ایران باستان (که تکثیر شده ولی به چاپ نرسیده است).

26. Christensen, Arthur, -L , Empire des Sassanides: le peuple, L , Etat, la Cour. Mémoires, Danish Roy. Acad., Copenhague, 1907. ترجمه و تحریر استاد مینوی از انتشارات کمیسیون معارف، 1314 خورشیدی.

27. پژوهشگران گفته‌اند: « از 21 نسک اوستای قدیم هفت نسک معروف به «داتیک» بوده که ضمن مطالب دیگر از مسائل حقوقی بحث نموده و فقط یک نسک از هفت نسک مانده که همان «وندیداد» است. محتویات نسک‌های حقوقی مزبور بر اثر بیداد اسکندر و حمله عرب و استیلای مغول و نهب و غارت مهاجمین از دست رفته و آنچه مانده است از متن پهلوی «دینکرت» و مرهون زحمات شرق شناسان است که با تمام وسایل ممکنه از « ودا » و تورات و انجیل و خطوط میخی بابل و آشور مطالبی فراهم آورده اند».

«دینکرت» یا کتاب دینی پهلوی مجموعه بزرگی از اصول عقاید و روایات و تاریخ و ادبیات کیش مزدا پرستی است [ نگاه کنید به مقدس و ادبیات خاور زمین در روزگاران دیرین بکوشش «ماکس مولر»، جلد 37، ترجمه انگلیسی بخش هشتم و نهم از متون پهلوی با تجزیه و تحلیل کامل به قلم: وست ( E.W. West) پهلوی دان انگلیسی، به تاریخ 1892 میلادی (1270-1271 شمسی )، چاپ آکسفورد.]

28. .KF. Geldner, Auesta. Stuttgart , 1886-95.

29. ترجمه انگلیسی جیمز دار مستتر ( James Darmesteter) ضمن جلد هفتم از سلسله کتاب‌های مقدس و ادبیات روزگار دیرین خاور زمین به سال 1917 میلادی (1296 هجری شمسی) در نیویورک انتشار یافته است؛ ترجمه آلمانی اوستا و ضمن آن وندیداد با عنوان کتاب‌های مقدس پارسی به قلم: ( Fritz Wolff) به سال 1910 میلادی در اشتراسبورگ به چاپ رسیده است.

30. Matiakan- e – Hazar Datastan, The Digest of a Thousand Points of Law, translated with Introductory, Glossary and Index by Sohrab Jamshedjee Bulsara, M.A., published by Hoshang- T, Anklesaria, Bombay, 1937.

31. به عقیده آقای پورداود استاد دانشگاه تهران اصطلاحاتی را که بارتولومه از روی دقت به زبان آلمانی در آورده در حکم کلیدیست که برای روشن شدن بخش‌های دیگر نیز سودمند خواهد بود. رجوع کنید به کتاب بارتولومه درباره‌ی حقوق ساسانی: Sasanidisches Rechtsbuch von Chr. Bartholomae Ube rein چاپ هایدلبرگ 1910 میلادی. شرق شناس روس با گدانف یادداشتهای بارتولومه را به زبان انگلیسی ترجمه نموده و در شماره 18 مجله مؤسسه شرقی کاما به کوشش شمس العلما دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی به سال 1931 میلادی (1310 خورشیدی) در بمبئی انتشار یافته است:

Zum Sasanidisches Recht (Bartholomae , s Notes on Sasanian Law translated by L. Bogdanov, Journal of the K.R. Cama Oriental Institute, No., 18, Bombay, 1931.

32. Datistan-i- Dinik (The Sacred Books by F. Max Muller, vol. 18, Oxford , 1882; Pahlavi text published by Ervad Tahmuras Dinshaji Anklesaria, Bombay , 1867.

33. E.W. West: Pahlavi Texet translated in vols . 5, 18, 24, 37 and 47 of the Sacred Books of the East.

34. متن آن در بمبئی به اهتمام هیربد (ارود) تهمورس دین شاجی آنکلساریا به تاریخ 1867 میلادی به چاپ رسیده است. نیز رجوع شود به نامه‌ی هیربد به شهریار طبرستان گشنسب که متن پهلوی آن از دوره‌ی اردشیر پاپکان است و ابن مقفع به زبان عربی ترجمه کرده و ترجمه فارسی آن در تاریخ طبرستان ابن‌اسفندیار آمده و به‌اهتمام استاد مجتبی مینوی در سال 1310 شمسی در تهران با مقدمه و حواشی جداگانه چاپ شده است (ترجمه دو مقاله کریستن سن نیز ضمیمه آن است). ترجمه‌ی فرانسوی آن از پرفسور دارمستتر در سال 1894 میلادی با حواشی در مجله آسیایی دوره نهم، جلد سوم، صفحه‌های 185 تا 250 و 502 تا 555 به چاپ رسیده است.

35. مروج الذهب، ابوالحسن علی بن حسین بن علی معروف به مسعودی متوفی به سال 333 هجری قمری و بقولی 345.

36. شاهنامه، دنباله چاپ و ولرس پس از مقابله چاپ تورنرماکان و ژول مول و ضبط نسخه بدلها در حواشی توسط آقای سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران، جلد هشتم، صفحه 2324 و 2325.

37. روضه الصفاء فی سیرﺓ الانبیاء و الملوک و الخلفاء تألیف محمد بن خاوندشاه معروف به «میرخواند»، چاپ تهران 1270 قمری.

38. تاریخ ایران تألیف سرجان ملکم، صفحه‌های 148 و 149 متن انگلیسی، جلد اول، قسمت اول، چاپ لندن 1815 میلادی.

• • • • • • • • • • • • • • • • •  • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

این مطلب از کتاب ایرانشهر برداشت شده است که پیش از انقلاب اسلامی با همکاری یونسکو و برخی از برجسته‌ترین نویسندگان آن دوران به سرپرستی علی اصغر حکمت تنظیم شده است. جزیره‌ی دانش قصد دارد این اثر جاویدان را، که در واقع فرهنگ‌نامه‌ی ایران‌شناسی است، آرام آرام منتشر کند.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
دفعات مشاهده: 7522 بار   |   دفعات چاپ: 2443 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 197 بار   |   0 نظر
تالار ایران
Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 73 queries by YEKTAWEB 3858