Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
شعر و داستان
جهان دایناسورها
دانشمند کوچک
کتاب خوب
جانوران شگفت انگیز
دور دنیا با یک کلیک
شهر بازی
دوست من رایانه
بدن من
دانشمندان و قهرمانان
آن‌چه پسندیده‌اید
::
دوستان ایرانی
عکس‌های دایناسورها

دایناسورها

عکس‌های دایناسورها

سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
 
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: امیراعلم و بهداشت در ایران
:: از پرنده‌ی دانا بپرس
:: همه چیز با هفت چیز
کتاب رنگ‌آمیزی

AWT IMAGE

جورچین طبیعت

AWT IMAGE

آموزش نقاشی

AWT IMAGE

:: بابام خودش را تنبیه کرد ::

  بابام داشت روزنامه می‌خواند. من هم داشتم همان جا با اسباب بازیم بازی می‌کردم. آن قدر سر و صدا راه انداخته بودم که بابام نمی‌توانست از خواندن روزنامه چیزی بفهمد. برای همین بود که بابام اسباب بازی مرا گرفت و گذاشت روی میز.

AWT IMAGE
  هرچه به بابام گفتم که اسباب بازی مرا بدهد، فقط جواب می‌داد: نه! نه! نه! اما عاقبت دلش برایم سوخت و اسباب بازیم را داد.
AWT IMAGE

  بعد هم رفت جلوی آینه. توی آینه نگاهی به خودش کرد و گفت: کسی که بد اخلاقی می‌کند چقدر زشت می‌شود! آن وقت، بابام خودش را برای کار بدی که کرده بود، تنبیه کرد.

AWT IMAGE
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 9708 بار   |   دفعات چاپ: 2049 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 208 بار   |   2 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط mmahdi در تاریخ ۱۳۹۲/۵/۲۸
خیلی خوب بود
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۳
داستان های بابام و من خیلی جالب بود
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 70 queries by YEKTAWEB 3937