Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
شعر و داستان
جهان دایناسورها
دانشمند کوچک
کتاب خوب
جانوران شگفت انگیز
دور دنیا با یک کلیک
شهر بازی
دوست من رایانه
بدن من
دانشمندان و قهرمانان
آن‌چه پسندیده‌اید
::
دوستان ایرانی
عکس‌های دایناسورها

دایناسورها

عکس‌های دایناسورها

سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
 
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: ریش دراز
:: بزمجه: یادگار دایناسورها
:: امیراعلم و بهداشت در ایران
:: از پرنده‌ی دانا بپرس
:: همه چیز با هفت چیز
کتاب رنگ‌آمیزی

AWT IMAGE

جورچین طبیعت

AWT IMAGE

آموزش نقاشی

AWT IMAGE

:: توپ من و سر بابام ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۸/۲۵ | 

  من و بابام داشتیم کنار خیابان توپ بازی می‌کردیم. یک بار من توپ را با پا زدم. توپ از وسط پای بابام گذشت و افتاد توی یک چاله گود.

AWT IMAGE
  بابام رفت توی چاله تا توپ را بیرون بیاورد. من کنار چاله ایستاده بودم تا بابام توپ را بیرون بیاندازد.
AWT IMAGE

  ناگهان چشمم به توپ افتاد. از ذوقم لگد محکمی به توپ زدم. همان وقت بابم را دیدم که با سر باد کرده، توپ در دست، از چاله بیرون آمد.

AWT IMAGE

  دلم خیلی سوخت. سر بابام را به جای توپ گرفته بودم. از کار بدی که کرده بودم هم خجالت می‌کشیدم و هم برای بابام غصه می‌خوردم. گریه‌ام گرفت، ولی بابام خندید و مرا بغل کرد و به خانه برد.

AWT IMAGE
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 15656 بار   |   دفعات چاپ: 2367 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 221 بار   |   0 نظر
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 70 queries by YEKTAWEB 3925