Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی
سرمقاله
پیشگامان آموزش
نخستین مدرسه ها
کتاب های درسی
محصولات کمک آموزشی
تاریخ آموزش
تصویرگران کتاب های درسی
شاعران کتاب‌های درسی
خبرهای آموزشی
برترین‌ مقاله‌ها
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: آینده‌ی ایران در دست معلمان با ایمان
:: سامانه‌‌ی یکپارچه‌ی پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان
:: دانش‌آموزان از تاریخ چه باید بیاموزند؟
:: ویژگی‌های کتاب درسی
:: سپاس‌گذاری مردم سده از آموزگاران کهن‌ترین دبستان شهر
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
آموزش و پرورش ایران

ghatreh_in_jazireh

:: عباس یمینی شریف ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۶/۲۰ | نویسنده: جعفر رباني | 

بی‌تردید، شعرهای کودکانه‌ی عباس یمینی شریف را باید نقطه‌ی عطفی در شعر کودکانه‌ی ایران دانست. او نخستین شاعر کودکان است که علاوه بر شرودن شعر برای کودکان،‌دارای نظریه، و به تعبیری تئوری شعر، بود. علاقه یمینی  به شعر کودک با ورود او به دانش‌سرای عالی شدت یافت؛ به طوری که خودش می‌گوید:" از آن پس هرگز نمی‌خواستم درباره‌ی چیزی جز درباره‌ی کودک بیندیشم، چیز بنویسم و شعر و سخن بگویم".

من نغمه‌سرای کودکانم

شاد است زمهرشان روانم

عباس یمینی شریفم

گیرید زکودکان نشانم

زندگی:

یمینی شریف در سال 1298 شمسی در تجریش( مرکز شمیران) به دنیا آمد. بیشتر دوران کودکی و نوجوانی را در دره‌ی دربند، که در آن زمان هنوز صفای روستایی خود را حفظ کرده بود، گذراند. به نظر خودش همین صفای روستایی بود که بعدها در اشعار کودکنه او متجلی شد.

خانواده‌ی یمینی شریف؛ خانواده‌ای با فرهنگ و علاقه‌مند به شعر و ادب بودند و هر شعر و تصنیفی که رایج می‌شد، یاد می‌گرفتند و برای یکدیگر می‌خواندند و زمزمه می‌کردند. دیوان‌های سعدی و حافظ و نیز روزنامه‌ و مجله در خانه آن‌ها در دسترس بود. اما شاید آن چه بیشتر سبب گرایش عباس یمینی شریف به شعر شد، آشنایی او با " محمد فرخی یزدی" شاعر پرشور و آزادی‌خواه آن زمان بود. همان شاعری که به جرم حق‌گویی، در جوانی و در یزد، دهانش را دوختند و باز به همین جرم در زندان قصر تهران به زندگی‌اش خاتمه دادند. آشنایی یمینی شریف و فرخی یزدی از طریق خانواده یمینی شریف حاصل شد. یمینی شریف خود می‌نویسد:" فرخی آوازخوانی را استخدام کرده بود که اشعار سیاسی و انتقادی او را در باغی که بر روی کوه مشرف به رودخانه و جاده دربند بود، شب‌های جمعه و شب‌های شنبه، که جمعیت فراوانی برای تفریح در دره‌ی دربند و سربند به آن‌جا می‌آمدند ، به صورت آواز بخواند و پیام او را به گوش مردم برساند. آوازخوان سواد نداشت و چون من در آن موقع کودکی ده ساله بودم و می‌توانستم شعرها را بخوانم‌، فرخی آن‌ها را به من می‌داد و من در کنار ان آوازخوان که در بلندترین محل باغ مشرف به رودخانه دربند می‌نشست، می‌نشستم و شعرها را از روی دست‌نویس‌‌های فرخی آهسته می‌خواندم و او آن‌ها را با صدایی رسا، که چند بار در کوهستان می‌پیچید، می‌خواند و دره‌ی دربند را در شور و حالی فرو می‌برد. (2)" . این اوضاع و احوال، در مجموع در پرورش ذهن و زبان شاعرانه‌ی یمینی شریف مؤثر بود و به تدریج ذوق شاعری را در او بیدار کرد؛ به طوری که در کلاس پنجم دبستان، بدون آن که هدف خاصی از شعر گفتن داشته باشد، به شعر گفتن روی آورد.

شعر و معلمی

عباس یمینی شریف در 19 سالگی به دانش‌سرای مقدماتی رفت تا با تحصیل در آن معلم شود. در دانشسرا پای او به کتابخانه باز شد و با کتاب‌های کودکانه‌ای که مانند آن‌ها در ایران وجود نداشت، آشنا گشت. این کتاب‌ها به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی بود. یمینی شریف با مطالعه‌ی این کتاب‌ها، به این موضوع پی برد که دنیای کودکی ویژگی‌های خود را دارد و لازم است کودکان علاوه بر کتاب درسی، کتاب‌هایی متناسببا دنیای ویژه‌ی خود بخوانند تا ذوق آن‌ها شکوفا شود. این انگیزه‌ای شد تا او کتابی از " افسانه‌های پریان" ترجمه کند و به معاون دانشسرا،‌ که مربی دانایی به نام " دبیری" بود،‌برساند. معاون دانشسرا او را بسیار تشویق و به ادامه‌ی کار ترغیب کرد. از این‌جا بود که دوران خلاقیت ادبی عباس یمینی شریف شروع شد و او به خصوص سعی کرد استعداد شعری خود را در جهت سرودن اشعاری برای کودکان صرف کند.

علاقه یمینی شریف به شعر کودک بعد با ورود او به دانشسرای عالی شدت یافت؛ به طوری که خودش می‌گوید:" از آن پس هرگز نمی‌خواستم درباره‌ی چیزی جز درباره‌ی کودک بیندیشم، چیز بنویسم و شعر و سخن بگویم". در همین دوره بود که او مورد تشویق استادانی چون دکتر عیسی صدیق، احمد بهمنیار، علی‌اصغر حکمت، محمد باقر هوشیار، پرویز خانلری و ذبیح‌الله صفا قرار گرفت.

در سال 1322 اشعار یمینی شریف به کتاب‌های دبستانی راه یافت و بدین ترتیب شعر او اعتبار تازه‌ای پیدا کرد. در سال 1335،‌به همت او و دوستش جعفر بدیعی، مجله‌ی کیهان بچه‌ها تأسیس شد و یمینی شریف تا بیست و سه سال بعد، یعنی تا اوایل پیروزی انقلاب اسلامی (1358) مسؤولیت انتشار این مجله را به عهده داشت.

به نظر می‌رسد یمینی شریف، برخلاف بسیاری دیگر از شاعران،‌این اقبال را داشته است که همه‌ی کسانی که از سال 1322 تا امروز به مدرسه رفته و می‌روند، یک یا چند شعر از او را خوانده‌ باشندیا بخوانند. به طور مثال یکی از اولین شعرهای او، که شاید هنوز هم در خاطره‌‌ی افراد پنجاه، شصت ساله باقی مانده باشد، شعر سنگ‌نپران است که نخستین بار در کتاب فارسی اول دبستان در سال 1329 چاپ شد.

آهای آهای آی بچه جان

در کوچه‌ها سنگ نپران

سنگ بزنی سر بشکنی

خدانکرده ناگهان

سر که شکستی شر و شر

خون می‌ریزه از جای آن

صاحب سر داد می‌زنه

آی پاسبان آی پاسبان

می‌برنت کلانتری

به ضرب و زور و کش‌کشان

آن جا تو را حبس می‌کنند

بین تمام حبسیان

نه خواب خوش کنی دگر

نه این که داری آب و نان

از پدرت پول می‌گیرند

به اسم جرم یا که زیان

تا بجهی ازین بلا

کندی تو هفت دفعه جان

مخر برای خود ستم

سنگ نپران سنگ نپران

یمینی شریف درباره‌ی چگونگی شروده شدن این شعر خاطره‌ای نقل می‌کند:" در ایام تابستان بچه‌ها در کوچه‌ها جمع می‌شدند و به یکدیگر سنگ می‌زدند یا به خانه‌های مردم سنگ می‌انداختند و شیشه‌ها را می‌شکستند. ما تصمیم گرفتیم در مجله بازی کودکان، که من سردبیرش بودم، مطلبی بنویسم. در همین اندیشه بودیم که یکی از همین سنگ‌ها به سر فرزند صاحب امتیاز مجله، ابراهیم بنی احمد، خورد و سر او را شکست. این اتفاق سبب شد که من آن مطلب را به شعر درآوردم، به طوری که وزن آن نشاط‌آور و برای بچه‌ها مناسب باشد. بدین ترتیب شعر سنگ‌نپران ساخته شد."

جایگاه یمینی شریف در شعر کودک در ایران

عباس یمینی شریف زمانی قدم به عرصه شعر کودک گذاشت که کسی به نام شاعر کودک در ایران شناخته نمی‌شد. او خود در این باره می‌گوید:" پنجاه سال پیش که به سرودن شعر برای کودکان و نوجوانان پرداختم، کس دیگری به نام شاعر کودکان وجود نداشت. تنها چند شاعر مانند ایرج میرزا، یحیی دولت‌آبادی، مهدی قلی خان هدایت، ملک‌الشعرای بهار، حبیب یغمایی، پروین اعتصامی، گل گلاب و یکی دو تن دیگر چند شعری برای کودکان سروده بودند."

بنابراین، باید گفت یمینی شریف نخستین کسی است که از همان آغاز تمام هم و غم خود را در مورد شعر کودک صرف کرد و جز شعر کودکانه نسروده و جز به کودک فکر نکرد. به این دلیل، باید او را نخستین شاعر کودک در ایران بدانیم؛ شاعری که شعرهایش فراتر از شعرهای کودکانه‌ای است که شاعران مذکور، بر حسب ذوق و علاقه و شاید تفنن، برای کودکان شروده یا ساخته بودند. علاوه بر این‌ها، یمینی شریف نه تنها شعرهای کودکانه بسیاری سرود، بلکه اشعارش از نظر فضای کودکانه‌ای که داشت، از اشعار پیشین ممتاز بود. با این حال، اگر با معیارهای " شعر کودک"، که امروزه مورد نظر است، نگاه کنیم، شعر یمینی شریف " نقطه‌ی بلوغ" شعر کودک در ایران نیست. زیرا ما این این مرحله‌ی بلوغ را بعدها در شعر محمود کیانوش و پروین دولت‌آبادی می‌بینیم و این دو تن بودند که شعرهای کودکانه را به درجه‌ای از کمال رساندند که به حق باید آن‌ها را بنیان‌گذاران شعر کودک در ایران به معنی واقعی دانست. یمینی شریف البته خود به این نکته توجه داشت که شعر کودک باید خیال‌انگیز و دارای ابهام باشد؛ ولی نمی‌توانست بپذیرد که شعر کودک تنها خیال‌انگیز و ابهام‌آمیز باشد. او می‌گفت: " من نمی‌توانم با آن عده‌ای که می‌گویند زبان شعر باید همیشه زبانی از ابهام داشته، مرموز و به طور حتم خیال‌انگیز باشد، هم عقیده باشم. به خصوص در مورد شعر کودک. زبان شعر مانند زبان نثر زبانی است قابل کاربرد برای اندیشه‌ی شاعر و بیان نظر او درباره‌ی هر چیزی از چیزها و امری از امور و موضوعی از موضوعات. این که عده‌ای حدود شعر را محدود و دامنه آن را کوتاه می‌کنند، کاری به‌جا نیست. در حالی که زبان شعر زبانی زیبا، موزون، خوش‌آهنگ،‌جالب، جاذب و تیزنفوذ است که سریع تأثیر می‌گذارد، چرا از آن برای امور زندگی استفاده نشود و اگر استفاده شد بگویند شعر نیست. پس چیست؟ اگر می‌گویند نام آن نظم است، کلمه‌ی نظم از ارزش این گونه شعرها نمی‌کاهد."

به هر حال، چه با نظر یمینی شریف موافق باشیم و چه نباشیم، یک واقعیت مهمخ را نمی‌توانیم نادیده بگیریم که یمینی شریف تنها شاعری است که بیش‌ترین تعداد از اشعار او طی بیش از پنجاه و پنج سال به طور مرتب در کتاب‌های دبستانی آمده است؛ تا جایی که هم اکنون نیز تنها در کتاب‌های فارسی دبستان شعر او وجود دارد.

عباس یمینی شریف، این نغمه‌سرای کودکان، عمری دراز نیافت و پس از طی 69 بهار، که به قول خودش " نیم قرن" آن به گشت و گذار " در باغ شعر کودکان" سپری شده بود، به بیماری سرطان مبتلا شد و سرانجام در 28 آذر سال 1367 جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. رحمت خداوند بر او باد.

کارنامه‌ی یمینی شریف

یمینی شریف در طول فعالیت‌های ادبی خود علاوه بر سرودن شعر به کارهای متنوعی در این زمینه دست زد از جمله : نوشتن قصه‌های منظوم، نمایش‌نامه‌‌های کودکانه، ترجمه اشعار کودکانه خارجی به فارسی،‌قصه‌ها و نمایش‌نامه‌های منثور، ترجمه‌ی داستان،‌مطالب علمی و مطالب اجتماعی، و نوشتن کتاب اول ابتدایی برای دبستان‌ها. اولین کتاب او با نام آواز فرشتگان در سال 1325 منتشر شد و بیست و هفتمین و آخرین کتاب او نیز سیاهک و سفیدک بود که با نقاشی پرویز کلانتری در سال 1363 انتشار یافت.

در ادامه‌ی گزیده‌ای از شعرهای او را که در طی نزدیک به 55 سال، در کتاب‌های فارسی ابتدایی آمده است انتخاب کرده‌ایم که می‌خوانید:

خدا

دانا خدای مهربان

اندر زمین و آسمان

هر چیز یا هرگونه کار

باشد به پیشش آشکار

هرکس بگوید حرف زشت

جایش نباشد در بهشت

آهسته گویی یا بلند

داند خدای ارجمند

هر روز و شب نامش بخوان

منما خدا دور از زبان

یزدان همیشه یار تو

خشنود باد از کار تو

فارسی سوم- 1322

دینداری

‌ تو را بهترین مایه دینداری است

که دین رهنمای نکوکاری است

تو را دین نماید ره زندگی

خدای جهان را کنی بندگی

هر آن کس که باشد خرد رهبرش

نهد سر به فرمان پیغمبرش

کند ار بدی‌ها دل خویش پاک

زدانش کند جان خود تابناک

نصیبش در این گیتی آسایش است

در آن گیتی‌اش بهره بخشایش است

چهارم- 1333

 

بچه‌ی خوب

بچه‌ی خوب و عاقل و هوشیار

اول صبح می‌شود بیدار

می‌رود از اتاق خود بیرون

می‌برد آب و حوله و صابون

می‌کند دست و روی خود را پاک

خوب دندان خویش را مسواک

می‌زند شانه‌ی تمیز به موی

صاف و براق می‌کند سر و روی

می‌نماید لباس تمیز دربر

می‌رود با ادب به پیش پدر

سخن اول و شروع کلام

می‌کند با پدر به مهر سلام

می‌رود با دهان خندان پیش

می‌زند بوسه دست مادر خویش

می‌نشیند برای صبحانه

بعد از آن ترک می‌کند خانه

به دبستان برای کسب کمال

بچه‌ی خوب می‌رود خوشحال

فارسی دوم- 1322

سه دزد

دو نفر دزد خری را دزدیدند

سرتقسیم به هم جنگیدند

آن دو بودند چو گرم زد و خورد

دزد سوم خرشان را زد و برد

فارسی دوم- 1322

من بابا را خیلی دوست دارم

بابای خوب و پیرم

دستش را من می‌گیرم

چه خوب و مهربان است

چه قدر خوش‌‌زبان است

آن ریش مثل برفش

بامزه کرده حرفش

چین و چروک رویش

رنگ سفید مویش

بابا را کرده زیبا

اندازه‌ی یک دنیا

شب‌ها که آید خانه

با گفتن فسانه

در چشم ما کند خواب

تا صبح پیش از آفتاب

به احترام بابا

با هم می‌کشیم هورا

اول دبستان- 1329

اسب

اسب است که مرکب‌سواری است

حیوان نجیب و هوشیاری است

یابو بود اسب آب‌ بشکه

وان اسب که میکشد درشکه

فارسی دوم- 1322

سگ

این سگ که بود رفیق چوپان

همراه شود به گوسفندان

گرگی اگر از کمین درآید

تا از گله طعمه‌ای رباید

عوعو کند و شبان بخواند

تا از گله گرگ را براند

گاو

با یاری گاو برزگرها

کاوند و کنند دشت ودرها

از گاو چو زاد، شیر گیرند

و ز‌آن کره و پنیر گیرند

گاو است اگر چه رام و هموار

شاخت زند ار کنیش آزار

خر

خر جانوری بود بی‌آزار

آماده برای بردن بار

چون نرم بود به راهواری

گویند بود خر سواری

نام دگرش درازگوش است

گویند که بی‌شعور و هوش است

فارسی دوم- 1322

جوجه طلایی

من جوجه را گرفتم

او را بوسیده گفتم

جوجه جوجه طلایی

نوکت سرخ و حنایی

تخم خود را شکستی

چگونه بیرون جستی

گفتا جایم تنگ بود

دیوارش از سنگ بود

نه پنجره نه در داشت

نه کس زمن خبر داشت

دیدم چنین جای تنگ

نشستن آورد ننگ

به خود دادم یک تکان

مثل رستم پهلوان

تخم خود را شکستم

زود به بیرون جستم

اول- 1329

بلبل با گل‌ها

من در دبستان

می‌کنم بازی

دل شاد و خندان

او در گلستان

من در دبستان

• • •

پروانه خوش‌رنگ

چابک و زرنگ

می‌کند بازی

می‌پرد قشنگ

او در گلستان

من در دبستان

• • •

گل باشد اگر

خوش‌رنگ و خوش‌بو

من هستم اما

خوش‌رو و خوش‌خو

او در گلستان

من در دبستان

اول ابتدایی- 1329

کار آزاد

کار آزادم و آزاده‌پرست

گنج عالم همه در دست من است

طالب من نکشد منت کس

اعتمادش به خدا باشد و بس

به کسی نیست نیازش هرگز

نیست در زندگی خود عاجز

دولت و بخت مددکار وی است

فکر و نیرو همه جا یار وی است

بی‌خبر گوش وی از چون و چراست

نخورد هیچ غمی از کم و کاست

کس نگوید به وی که آن‌جا بنشین

نه چنان کن، نه چرا شد، نه چنین

هست آقای خود و نوکر خویش

از کسی نیست دلش در تشویش

کس برایش نشود کارگزین

کار او را نکند کس تعیین

آخرین پایه بود پایه‌ی او

هست ماهانه او مایه‌ی او

هر کجا خوب بود جای وی است

حد او عالم و پهنای وی است

کار هر زنده‌دل آزاد بود

هر که آزاد بود شاد بود

ای جوان بشنو و غافل نشوی

از پی کار اداری نروی

چهارم-1330

حمد خدا

حمد بر کار کردگار یکتا باد

که مرا شوق درس خواندن داد

آشنا کرد چشم من به کتاب

داد توفیق خیرم از هر باب

در سر من هوای درس نهاد

در دل من محبت استاد

چهارم - 1333

من پسرم

من که از گل بهترم

پسرم من پسرم

حرف‌های مادرم

نرود از نظرم

در دبستان همه را

محترم می‌شمرم

از خوش‌اخلاقی من

هست راضی پدرم

من دخترم

بچه‌ها من دخترم

در خوش‌زبانی نوبرم

در خانه‌داری ماهرم

شریک کار مادرم

چهره‌ی شاد من ببین

شیرین به مثل شکرم

اول –1339

فریدون

فریدون مهربان است

عزیز کودکان است

به نرمی می‌زند حرف

همیشه خوش‌زبان است

به هر جا کودکان‌اند

فریدون در میان است

فریدون نیست ترسو

خودش یک پهلوان است

نمی‌گوید مگر راست

که حسنش در همان است

فرزندان ایران

ما گل‌های خندانیم

فرزندان ایرانیم

ما سرزمین خود را

مانند جان می‌دانیم

• • •

ما باید دانا باشیم

هوشیار و بینا باشیم

از بهر حفظ ایران

باید توانا باشیم

• • •

آباد باش ای ایران

آزاد باش ای ایران

از ما فرزندان خود

دل شاد باش ای ایران

دوم - 1340

میهن خویش را کنیم آباد

سر زد از پشت ابرها خورشید

باغ و بستان دوباره زیبا شد

فصل سرما و برف و باد گذشت

موقع گردش و تماشا شد

• • •

در چمن بر درخت گل بلبل

وه چه شیرین ترانه‌ای دارد

هست خشنود و شادمان زیرا

وطنی، آشیانه‌ای دارد

• • •

کودکان این زمین و آب و هوا

این درختان که پرگل و زیباست

باغ و بستان و کوه و دشت همه

خانه ما و آشیانه‌ی ماست

• • •

دست به دست هم دهیم به مهر

میهن خویش را کنیم آباد

یار و غم‌خوار همدگر باشیم

تا بمانیم خرم و آزاد

چهارم – 1341

فروردین ماه گل‌ها

فروردین ماه گل‌ها  

دنیا دارد تماشا

اردی‌بهشت

از سبزه

زیبا می‌گردد صحرا

خرداد آید پیاپی

میوه‌های گوارا

• • •

تیر آرد با خود گرما

گرمک می‌گردد پیدا

مرداد از هندوانه

پر می‌شود همه جا

شهریور آید انگور

با خوشه‌های زیبا

• • •

مهر آرد برگ‌ریزان

کم‌کم می‌بارد باران

آبان انار رنگین

آویزد از درختان

آذر به و خرمالو

پیدا شود فراوان

• • •

دی پرتقال و لیمو

آید خوش‌رنگ و خوش‌بو

بهمن برف و یخ‌بندان

آید با سوز از هر سو

اسفند آید بنفشه

سبزه دمد لب‌جو

فارسی دوم- 1341

چشمک بزن ستاره

شد ابر پاره پاره

چشمک بزن ستاره

کردی دل مرا شاد

تابان شدی دوباره

دیدی که دارمت دوست

کردی به من اشاره

چشمک بزن ستاره

شد ابر پاره پاره

در روز ناپدیدی

شب روشن و سپیدی

در ابرهای تیره

چون نقطه‌ی امیدی

پنهان اگر شوی باز

دیدی مرا، ندیدی

چشمک بزن ستاره

شد ابر پاره پاره

با هر مسافری یار

با دوستان وفادار

شب‌های سرد و خاموش

من خوابم و تو بیدار

با نور آسمانی

بر ما شوی پدیدار

چشمک بزن ستاره

شد ابر پاره پاره

دوم - 1344

درخت

به دست خود درختی می‌نشانم

به پایش جوی آبی می‌کشانم

کمی تخم چمن بر روی خاکش

برای یادگاری می‌فشانم

• • •

درختم کم‌کم آرد برگ و باری

بسازد بر سر خود شاخساری

چمن روید در آن جا سبز و خرم

شود زیر درختم سبزه‌زاری

• • •

به تابستان که گرما رو نماید

درختم چتر خود را می‌گشاید

خنک می‌سازد آن جا را زسایه

دل هر رهگذر را می‌رباید

سوم- 1347

کتاب

من یار مهربانم

دانا و خوش‌بیانم

گویم سخن فراوان

با آن که بی‌زبانم

هر مشکلی که داری

مشکل‌گشای آنم

پندت دهم فراوان

من یار پند دانم

من دوستی هنرمند

با سود و بی‌زیانم

از من مباش غافل

من یار مهربانم

فارسی دوم- 1346

 

منابع:

کتاب‌های قارسی ابتدایی از سال 1322 به بعد.

یمینی شریف، عباس. نیم قرن در باغ شعر کودکان، چاپ پنجم، تهران: 1371.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 25103 بار   |   دفعات چاپ: 4448 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 254 بار   |   0 نظر
آموزش در ایران
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 61 queries by YEKTAWEB 3925