Home Home Information Contact Site Map Library English Site
بخش‌های اصلی
ورودی کارگاه::
جمله‌نویسی::
پاراگراف‌نویسی::
یادداشت‌ کوتاه::
مقاله‌نویسی::
نوشتن کتاب::
درباره‌ی نوشتن::
نوشته‌های ماندگار::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
:: بیایید باکتری بخوریم
:: یخچال ایرانی، نوآوری ایرانی
:: چرخه سوخت هسته‌ای
:: ناسا پایین‌ترین دمای جهان را می‌آفریند
:: 9 نکته درباره بچه‌ها که ممکن است ندانید
:: جلوگیری از سرطان با غذاهای سبز
:: گرمای لپ‌تاپ بر قدرت باروری اثری ندارد
:: مجموعه‌ی 6 جلدی گفت‌وگو درباره‌ی انرژی منتشر شد
:: نقش کتابخانه‌های دیجیتال چندرسانه‌ای در پیشرفت آموزش
:: چه چیزی دختران را دختر می‌سازد؟
سالارکتاب
سالارکتاب
با کتاب‌های سالاری آشنا شوید
:: آیین نگارش در ایران باستان ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۸/۱۱/۷ | 

پادشاهان بزرگ ساسانی مانند اردشیر بابکان و خسرو انوشیروان برای دبیران و نویسندگان ارزش بسیار در نظر داشتند و آبادی کشور را به دست ایشان می‌دانستند. فردوسی فرزانه در شاهنامه از زبان اردشیر بابکان جایگاه نویسندگان را این گونه گزارش کرده است:

            ستاینده بُـد شـهریار اردشـیر      چـو دیـدی به درگاه مرد دبیــر

            نویســنده گفتی که گنج آکند      هــم از رای او رنـــج بـپــراکنـد

            بدو باشـد آباد شـهر و سـپاه      هـمان زیردســتان فـریـادخـواه

            دبیران چــو پیونـد جــان مننــد      هـمه پادشــاه بـر نهـان مننـد

 

  پادشاهان ساسانی دبیران خود را از میان برترین نویسندگان برمی‌گزیدند و ایشان را از رفاه بهره‌مند می‌کردند. آن‌ها بودند که به کارهای کشور سامان می‌دادند و فرمانروای پادشاهان را استوار می‌ساختند. آن‌ها زبان گویای شاهان و گنج‌دار دارایی‌های ایشان بودند. چه درست گفته است کریستن‌سن، تاریخ‌پژوه دانمارکی، که: «دبیران سیاستمداران حقیقی به شمار می‌رفتند. آن‌ها همه جور سند را ترتیب می‌دادند و نامه‌نگاری‌های دولت را در دست داشتند. فرمان‌های شاه را می‌نوشتند و ثبت می‌کردند. جمع هزینه‌ها را مرتب می‌نمودند و محاسبات دولت را اداره می‌کردند. در نامه‌نگاری با دشمنان پادشاه بایستی با توجه به موقعیت، گاهی عادلانه و مسالمت‌آمیز و گاه به تهدید و تخفیف بپردازند.»

  دبیران در آموزشکده‌های ویژه‌‌ای آموزش می‌دیدند و برترین آن‌ها به دربار پادشاه راه می‌یافتند. به نظر می‌رسد آموزش دبیران برپایه‌ی کتاب‌هایی به نام «کاروند» انجام می‌شد که تجربه‌های دبیران پیشین را در خود داشتند. چنین کتاب‌هایی به دست ما نرسیده اما برخی از آن‌ها در سده‌های نخست دوره‌ی اسلامی از منابع اصلی نویسندگان عربی‌نویس بوده است. آن‌ها بخش‌هایی از این کتاب‌ها را به زبان عربی ترجمه کرده و در کتاب‌های «بلاغت و بیان» گنجانده‌اند. برای مثال، ابن‌قتیبه از مردم دینور کرمانشاه در کتاب «عیون الاخبار» بخش‌هایی از آیین نگارش ساسانی را در گفتارهایی کوتاه گزارش کرده است. اکنون بخش‌هایی از این گفتارها را با ترجمه‌ی زنده‌یاد دکتر محمد محمدی ملایری (و اندکی بازنویسی) می‌خوانید.

  سخن چگونه باشد

  بدان که سخن بر چهار گونه است: فرمایش (امر)، پرسش (استفهام)، گزارش (خبر) و خواهش (طلب)

  •  چون فرمایش می‌کنی، در سخن استوار باشد. (با قدرت)

  •  چون از چیزی می‌پرسی، در سخن روشن باش. (بدون ابهام)

  •  چون خواهش می‌کنی، در سخن نرم باش. (بدون درشتی)

  •  چون گزارش می‌دهی، در سخن پژوهنده باش. (با استناد)

  به هر روی: «سخنت را فراگیر همه‌ی اندیشه‌هایت گردان تا چنان نشود که آنچه در ذهن داری سترگ و آنچه بیان می‌کنی ناچیز باشد.» پس همواره سفارش‌های زیر را به یاد داشه باشد:

 

  1. چون می‌اندیشی با شکیبایی بیندیش

  نخستین گام در راه نویسندگی، خوب اندیشیدن است. مراد از آن، اندیشیدن با شکیبایی است نه با شتاب تا برای نویسنده مرز آنچه می‌بایستی به قلم آورد، روشن شود و همه‌ی مطالبی که می‌بایستی در نوشته بگنجاند، در ذهن خود مرتب گرداند.

  2. چون می‌نویسی روشن بنویس

  واژه‌ها و تعبیرهایی را به کار گیر که اندیشه‌ات را به طور کامل و روشن به خواننده برساند و چیزی از آن ناگفته و نانوشته همچنان در ذهن تو نماند. این نشانه‌ی بی‌مایگی نویسنده است که سخنانش از بیان همه‌ی آنچه که در ذهن دارد، کوتاه ماند.

  3. به اندازه‌ی نیاز بنویس

  در به کاربردن واژه‌ها و تعبیرها به همان اندازه که برای بیان اندیشه نیاز داری، بسنده کن. از آوردن واژه‌های بیهوده و بیش از نیاز و آنچه برای آرایش سخن و چه بسا برای پوشاندن نارسایی و بی‌مغزی سخن به کار می‌برند، پرهیز کن.

  4. پراکنده و آشفته ننویس

  سخن را با سخن دیگر مپوشان و معنایی را از معنای دیگر دور مگردان. جمله‌ها باید به اندازه‌ای از هم جدا باشند که با هم آمیخته نشوند و هم به اندازه‌ای به هم پیوسته باشند که معانی هم‌سنخ از یکدیگر دور نیفتند و پیوند آن‌ها از یکدیگر گسسته نشود.

  5. کوتاه‌ترین راه را برگزین

  مناسب‌ترین واژه‌ها را برای بیان هر اندیشه برگزین تا سخنت بدون دشواری به ذهن خواننده برسد. سخن خویش را درست قالب اندیشه‌ای ساز که دربردارنده‌ی آن است و نه آن اندازه تنگ و نارسا که اندیشه را در تنگنا گذارد و نه آن اندازه فراخ و ناموزون که آن را در پیرایه‌های خود بپوشاند.

  6. به ترتیب اهمیت بنویس

  مطالب را به ترتیب اهمیت و شایستگی آن‌ها بنویس و تا هنگامی که مطلبی به طور کامل بیان نشده است، به مطلب دیگر نپرداز. نبیاد مطالب ناهم‌سنخ را در یک ‌جا گرد آورد و اگر چنین شد آن‌ها را از یکدیگر به خوبی جدا ساز.

  7. از معانی فروافتاه بپرهیز

  از به کاربردن واژه‌ها و تعبیرهای فروافتاده بپرهیز که سخنت را فروافکند. عبارت‌های سنجیده و درخور مردم بافرهنگ و پرورش‌یافته را به کار گیر. نوشته‌ی تو زبان تو وآگاهی‌دهنده از نهان توست. نوشته را از فروتنی بیش از اندازه دور گردان که آن را گنگ و تو را خوار سازد.

  برترین ویژگی نگارش ایرانی

  جاحظ در کتاب «البیان و التبیین» (جلد یکم، صفحه‌ی 87) نوشته است: «از فارسی‌زبان پرسیدند بلاغت در چیست؟ گفت: در شناختن فصل از وصل» (یعنی این که نویسنده بداند در کجا مطلبی را از مطلب پیشین جدا کند و در کجا آن را بدان پیوند زند.)

  در همین زمینه ابوهلال عسگری در کتاب «الصناعتین» (صفحه‌ی 425) از گفته‌های بزرگمهر چنین آورده است: «چون مردی را ستودی و دیگری را نکوهیدی، آن دو سخن را از یکدیگر جدا ساز تا ستایش از نکوهش بازشناخته شود. همچنان‌که در نوشته‌هایت آن‌گاه گفتاری را آغاز می‌کنی که گفتار پیشین را به پایان برده باشی.»

  همچنین جُهشیاری در کتاب «الوزراء و الکتّاب» چنین آورده است: «پادشاهان ایران نویسندگان دربار خود را سخنگویان خود می‌خواندند و به آن‌ها می‌گفتند: گرایش به کوتاه‌کردن سخن شما را واندارد که از مطالب خود بیش از اندازه بکاهید و در سازمان‌دهی به آن‌ها کوتاهی کنید و از کوشش برای رساندن مقصود بازمانید و در آوردن برهان در جایی که نیاز هست، سُستی کنید.»

  برگرفته از:

  محمدی‌ملایری، محمد. تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی. جلد پنجم: نظام دیوانی ساسانی در دولت خلفا). تهران: انتشارات توس، 1382  

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 6966 بار   |   دفعات چاپ: 1725 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 243 بار   |   1 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۰
از سخنان بزرگمهر در شاهنامه:
کسی را که مغزش بود پرشتاب
فراوان سخن باشد و دیریاب
چو گفتار بیهوده بسیار گشت
سخنگوی در مردمی خوار گشت
ز دانش چو جان ترا مایه نیست
به از خامشی هیچ پیرایه نیست
writing workshop
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 52 queries by YEKTAWEB 3991